یادداشتها

نظر خوانندگان

به ماکان و با تشکر. در هیچکدام از دو مطلب به این اشاره نش...
ین متن و متن قبلی از اقای شفیق، از بهترین نوشته هایی بود...
به مهدی: با تشکر متقابل. در مورد بازتاب تحولات جهانی در ...
باتشکر از مطلب خوب تان دوسوال دارم اول اینکه در قسمتی ا...
با تشکر از آقای عطاپور بابت ترجمه های خوبشان.
و دست اخر اینکه قصد تحقیر شخصی از تکرار دارید؟ اگر چیزی ...
اینکه این بلوک توی ۳۰ سال گذشته کم و بیش فونکسیون میکرد ...
پس نوشت: همین الان خبر امده که ایتالیا ۲۵۰ میلیارد یورو ...
کدام موضعگیری؟ فقط نقل بود از خود بنگاههای مطبوعاتی ال...
یکشنبه, 07 خرداد 1396 21:01

رکود تورمی: پیشنهاداتی برای روش تحقیق

نوشتۀ: بهمن شفیق
Rate this item
(0 votes)

بر این اساس از همان اول در اصالت علمی چنین مفاهیمی باید شک کرد. آنجائی هم که نظریه پردازانشان چنین مفاهیمی را به قول رفیق "ناقص و تعریف گرایانه" بیان می کنند، روشن می شود که چنین مفاهیمی ساختگی اند. علت این نقصان در تعاریف آن نیست که نظریه پردازان مزبور از اطلاعات کافی برخوردار نبودند، بلکه در آن است که خود مفهوم نتیجۀ هیچ بررسی علمی ای نیست

رفیقی با امضاء امین خ با درج کامنتی ذیل بخش دوم مقالۀ وحید صمدی با عنوان "از سرمایه داری مهرورز تا سرمایه داری تدبیر و امید" از جمله نوشته است:

" اخیرا با موضوعی روبرو شدم تحت عنوان رکود تورمی. مطالب چندی پیرامون آن یافتم که اکثرا ناقص و تعریف گرایانه بود به جای آنکه ریشه شناسی کرده باشد.این نوشته ها رکود ایران را رکود تورمی دانسته و مسئله مهم اینکه میگویند ویژگی این نوع رکود این است که تورم و رکود با هم حادث میشود و مبارزه با یکی موجب افزایش دیگری خواهد شد و...و از اینگونه تحلیل ها به تقدیر از دولت یازدهم میرسند که توانسته تورم را کنترل کند و چه و چه. اما این اصطلاح رکود تورمی را در مطالب شما و آقای شفیق ندیدم- حتی در فایلهای صوتی ایشان در زمستان93 درباره نظریات بحران تا جایی که خاطرم هست چنین مطلبی عنوان نشد- لطفا در صورت امکان در این زمینه راهنمایی بفرمایید".
اهمیت بحث رفیق تا ان اندازه هست که یادداشتی مستقل بیش از پاسخی در یک کامنت مناسب آن است. رفیق کاملا به درستی اهمیت سیاسی بحث را یادآور شده و باز هم به درستی اظهار داشته است که ما در نوشته ها و بحثهای شفاهی مان تاکنون به این موضوع نپرداخته ایم. من اینجا قصد ندارم به توضیح مقولۀ مورد بحث رفیق بپردازم. قصد راهنمائی هم ندارم. در مقابل پیشنهادی برای روش تحقیق را طرح می کنم که نه فقط در مورد این مقوله، بلکه همچنین به طور کلی در بسیاری از موارد اینچنینی لازم است. بیش از پاسخ به این که "رکود تورمی" چیست این اهمیت دارد که چنین مفهومی در مباحثات از کجا بر میخیزد و با چه اهدافی به میان کشیده می شود. امری که خود رفیق آن را مشاهده کرده است اما از آن نتیجه گرفته است که به دنبال تعریف این مفهوم بگردد.
می گویند یک دیوانه سنگی به چاه می اندازد و هزار عاقل نمی توانند آن را در بیاورند. تصور کنید اوضاع چه خواهد بود اگر که هزار دیوانه سنگ به چاه بیندازند و یک عاقل بخواهد آنها را در بیاورد. این حکایت امروز کمونیستها است. در مقابل هزاران بحث بورژوازی که با رگبارهای بلاانقطاع طرح می شوند و شب و روز به بمباران اذهان تودۀ مردم می پردازند چه باید کرد؟ آیا باید به دنبال تعریف تمام مفاهیمی که به کار می برند گشت؟ روشن است که این وظیفه ای بی پایان و البته بی حاصل هم هست. بی حاصل از این رو که این یعنی این که آنها تیله ای می اندازند و ما باید دنبالش بدویم.
روش برخورد کمونیستی اما نمی تواند این باشد. به جای پرداختن به مفاهیمی که چپ و راست به سوی جامعه و مشخصا به سوی کارگران پرت می شوند، اولین چیزی که باید مد توجه قرار بگیرد کارکرد آن مفاهیم است. با چنین رویکردی در همان نگاه اول روشن می شود که چنین مفاهیمی بیش از آن که مفاهیمی علمی باشند – که تقریبا در همه موارد نیستند – مفاهیمی جنگی اند. مفاهیمی که بورژوازی به عنوان ابزار جنگی برای تحمیل انقیاد بیشتر به طبقه کارگر و جامعه به کار می گیرد. از جمله همین "رکود تورمی" که سیاست انقباضی پولی از نتایج بلاواسطه آن است.
بر این اساس از همان اول در اصالت علمی چنین مفاهیمی باید شک کرد. آنجائی هم که نظریه پردازانشان چنین مفاهیمی را به قول رفیق "ناقص و تعریف گرایانه" بیان می کنند، روشن می شود که چنین مفاهیمی ساختگی اند. علت این نقصان در تعاریف آن نیست که نظریه پردازان مزبور از اطلاعات کافی برخوردار نبودند، بلکه در آن است که خود مفهوم نتیجۀ هیچ بررسی علمی ای نیست. مفهومی است تصنعی که برای دستیابی به اهداف معینی ساخته شده است و هر وقت هم کارکردش تمام شد کنار گذاشته و با مفهوم دیگری جایگزین می شود که همان نیاز را تأمین کند. تقریبا تمام "علم" اقتصاد معاصر همین است. این را باید شناخت و اتفاقا آنجا که آقایان و خانمهای محترم تعاریف " ناقص و تعریف گرایانه" طرح می کنند باید مچشان را گرفت و برملایشان کرد. این گام اول است.
اما هر مفهومی هر چقدر هم ساختگی، بالاخره از چسباندن عناصری از واقعیت موجود به هم ساخته می شود. تخیلی ترین حیوانات نیز از چسباندن اجزاء مختلف حقیقتا موجود همین حیوانات موجود به هم تصور می شود. هیچ حیوانی را نمی توان در تخیل ساخت بی آن که اجزائش در جهان واقعی وجود داشته باشند. "شتر گاو پلنگ" تخیلی ترکیبی است از شتر و گاو و پلنگ. در مورد مقولات علوم اجتماعی به طور کلی و اقتصاد به طور اخص نیز همین است. اما چگونه می توان به اصالت و اعتبار علمی چنین مقولاتی پی برد؟
یک راه ساده آن پرداختن به اجزائی است که آن را ساخته اند. در این پرداختن است که می توان به آن پی برد که اولا هر کدام از آن اجزاء را چگونه می توان تبیین کرد و ثانیا رابطۀ آن اجزاء با یکدیگر چیست؟ قصد من از تبیین ارائۀ "تعریف" نیست، بلکه شناخت همان اجزاء در عالم واقع است.
به این اعتبار "رکود تورمی" ترکیبی است از رکود و تورم. در صحبت از این دو اما نخست باید به جهان واقع مراجعه کرد. اگر به طور مثال در جامعه ای با بررسی داده های واقعی روشن شد که رکودی در کار نیست، روشن است که خود بحث رکود فاقد موضوعیت می شود. اما اگر سرمایه داری در حال رونق بود و از رونق به رکود وارد شد باید به دلایل این گذار پرداخت. این کاری است که در مورد مشخص ایران رفیق وحید صمدی دست بدان زده است و در بخشهای بعدی کار با ارزش وی بیشتر نیز بدان وارد خواهد شد. در چنین بررسی ای پرسش تعیین کننده این است که دلایل ورود به رکود چه بودند و نه این که مشخصات دوران رکود چیست. حضراتی که "رکود تورمی" را به سر طبقۀ کارگر می کوبند باید توضیح دهند که آیا تورم دلیل آن رکود بود یا عوامل دیگری؟ آیا زمانی که سرمایه داری در رونق بود تورم پائین بود یا بالا؟ اگر تورم بالا بود، پس می شود نتیجه گرفت که می توان رونق سرمایه داری هم داشت و تورم هم بالا باشد. و اگر تورم در دوران رونق بالا بود و تأثیری هم در ورود به رکود نداشت، پس چگونه می توان انتظار آن را داشت که در دوران رکود تورم مهار شود و در عین حال به رونق نیز منجر شود.
بر این اساس پیش از هر مباحثۀ اسکولاستیکی درباره رکود و تورم، بررسی خود این لازم است که روند افت و خیز سرمایه داری و رونق و رکود آن در جامعۀ مورد بررسی چگونه بوده است و کدام عوامل در این جابجائی دوره های مختلف دخیل بوده اند. و از قضا در همین نقطه سخنگویان بورژوازی بازار آزادی در ایران صاف و ساده دروغ می گویند. آنها دوره های رونقی را که سیاستهای متفاوتی در آن دوره ها بر جامعه حاکم بوده به سادگی انکار می کنند و قدرت رسانه ای آنان نیز به آنان این امکان را می دهد که دروغهای خود را حقیقت جلوه دهند. در مقابل آنها وقتی به دورۀ معاصر برخورد می کنند دو مؤلفۀ اقتصادی موجود در جامعه را به اختیار بر می گزینند که هنوز رابطه این دو با یکدیگر را مورد بررسی قرار نداده اند. آنها هنوز روشن نکرده اند که آیا تورم باعث رکود می شود یا نه. حقیقتا نیز نمی توانند چنین چیزی را طرح کنند به این دلیل که چنین چیزی واقعیت ندارد. و نه تنها این، بلکه در اغلب موارد اتفاقا در دوره های رونق است که تورم نیز افزایش می یابد. بر این اساس آنها دو مؤلفۀ اقتصادی با یکدیگر ترکیب می کنند که تنها وجه مشترکشان در آن است که هر دو همزمان وجود دارند.
اما خود تورم چه؟ آیا تورم حقیقتا باعث رکود نمی شود؟ یک راه روشن شدن موضوع همانی است که بالاتر بدان پرداختیم: بررسی داده های اقتصادی درباره رونق و رکود. اما این تمام موضوع نیست. برای درک رابطه این دو با یکدیگر بررسی یک جامعه به تنهائی هنوز کافی نیست. با بررسی چند جامعه در وضعیتهای مختلف و در سطوح مختلف پیشرفت مناسبات سرمایه داری، حالتهای مختلفی هم آشکار می شوند که اساس و پایه تبلیغات ایدئولوژیک بازار آزادچی های محترم را در هم می پاشند. اینجا فقط به مواردی اشاره میکنم که پرداختن به آنها بسیار بیش از رجوع به تعریف "رکود تورمی" روشنگر خواهد بود. و اینجا حقیقتا می توانم از رفیق و رفقای دیگری که در این زمینه تبادل نظر می کنند درخواست کنم که چنانچه با این پیشنهاد موافق بودند، ما را نیز در جریان نتایج بررسی خود قرار دهند.
این بررسی ها از این قرارند:
الف: بررسی سطح تورم در دوره های مختلف دولت رفاه و دولت بازارآزادی تاچری در کشورهای اروپائی. همراه با آن بررسی افزایش یا کاهش سطح اشتغال یا به عبارتی بیکاری در جامعه. جملۀ معروفی از هلموت اشمیت صدر اعظم سوسیال دمکرات آلمان هست که گفته بود "من یک در صد افزایش تورم را به یک درصد افزایش بیکاری ترجیح می دهم". اشمیت البته سیاستمداری دست راستی بود و قصد من از این یادآوری تأئید سیاستهای او نیست. اما حقیقتا دانستن این مهم و جالب است که کسانی که همیشه سنگ کاهش تورم را به سینه می زدند و می زنند در مورد بیکاری چه نظری داشتند و اصولا آیا رابطه ای بین طرح این دو موضوع هست یا نه.
ب: بررسی مقایسه ای سطح تورم در مجموعه ای از کشورهائی که از نظر تکامل اقتصادی و انکشاف مناسبات سرمایه داری و موقعیت در بازار جهانی از وضعیتی کمابیش مشابه برخوردارند و سپس بررسی تطبیقی این نتایج با نتایج بررسی مشابهی از کشورهای پیشرفتۀ سرمایه داری. حقیقتا اگر مثلا بررسی چنین داده هائی در مورد کشورهائی از قبیل برزیل، تایلند، فیلی پین، پاکستان، روسیه، ایران، آرژانتین، ترکیه و کشورهایی مشابه نشان داد که سطح تورم در اینها با درجات متفاوت به طور مشابهی بالا است اما در کشورهای پیشرفتۀ سرمایه داری با تفاوتهائی به طور مشابهی پائین است، آنگاه چه نتایجی باید از آن گرفت؟
ج: اگر تورم باعث رکود است، تکلیف تورم منفی چه می شود؟ از لحاظ منطقی باید سرمایه داری آنجا که تورم در آن منفی است از رونق برخوردار باشد. در این رابطه به ویژه بررسی مورد ژاپن از آغاز دهه نود به این سو حائز اهمیت است.
د: و سرانجام و مهم تر از همه اینها یک پرسش اساسی دیگر نیز باقی می ماند: ربط کل این مباحث با انباشت سرمایه در چیست؟ آیا در سرمایه داری دوران رکود انباشت سرمایه صورت می گیرد یا نه؟ اگر آری، چگونه است که در شرایط عدم توسعۀ گستردۀ کل سرمایه اجتماعی چنین چیزی واقع می شود؟ یا آیا باید رکود را معادل همان بحران دانست؟ پاسخ به این پرسش نشان خواهد داد که هدف اصلی ایدئولوگهای بورژوازی از طرح وسیع مفاهیم اقتصادی در جامعه، فقط و فقط یک چیز است: کاهش سطح زندگی طبقۀ کارگر و اختصاص سهم هر چه بیشتری از ارزش تولید شده به طبقۀ صاحبان تولید و ریزه خوارانش.
البته می شد همۀ این بررسی ها را انجام داد و نتایج آنها را اینجا به بحث گذاشت. اما این مسأله ای است مربوط به توانائی ها. هر چه باشد روز متأسفانه فقط 24 ساعت است و ما هم - باز هم متأسفانه – بیشمار نیستیم. اما نتایج چنین بررسی هائی قطعا بسیاری از دروغهای سخنگویان بورژوازی را برملا خواهد نمود.  
بهمن شفیق
7 خرداد 96
27 مه 2017

Read 1029 times Last modified on دوشنبه, 22 خرداد 1396 14:45

Comments (0)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
There are no comments posted here yet

کامنت شما

Posting comment as a guest.
0 Characters
Attachments (0 / 3)
Share Your Location
Type the text presented in the image below. Not clear?

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
      حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
      همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین…

هنر و ادبیات

Notice: Trying to get property of non-object in /var/www/web5/html/tadarokJoomla38/modules/mod_k2_content/mod_k2_content.php on line 50
  • در ستایش کمونیزم
    نوشتۀ
    در ستایش کمونیزم شعری از برتولت برشت   عاقلانه است و هر کس آنرا میفهمد. ساده است. توئی که استثمار گر نیستی تو میتوانی آنرا درک کنی. به نفع توست جویای آن باش. ابلهان آنرا ابلهانه مینامند. کثافتها کثیفش میخوانند.…
    Be the first to comment!
  • سرودی برای آش
    نوشتۀ
    شعری از برتولت برشت   سرودی برای آش   زمانی که دیگر آشی برای خوردن نداری آیا میخواهی از خود دفاع کنی؟ تو بایست نظم موجود را   از بنیاد، زیرو رو شخمش زنی تا زمانی که تو آش خود…
    Be the first to comment!
  • منتظر چه هستید؟
    نوشتۀ
    شعری از برتولت برشت  منتظر چه هستید؟ اینکه کرها پای صحبت شما بنشینند؟ اینکه سیری ناپذیران چیزی به شما ببخشند؟ اینکه گرگها به شما غذا دهند بجای آنکه ببلعندتان. ببرها ازسر مهربانی از شما دعوت کنند دندانهایشان را بکشید !…
    Be the first to comment!
  • رستۀ چهارم، تولد قدرت جدید
    رستۀ چهارم، تولد قدرت جدید پلیتزا تصمیم گرفت "بزرگترین مانیفستی که پرولتاریای ایتالیایی می تواند بین قرن نوزدهم و بیستم میلادی داشته باشد" را به تصویر بکشد. هدف او این بود که "رودخانه را خروشان تر و غیر قابل کنترل تر" و آن را "به…
    Be the first to comment!
  • سهم ما از زندگی
    نوشتۀ
    اسمش ساموئل بود و سفیدی چشماش همیشه به سرخی میزد. آدم یه جورائی ترس داشت تو چشماش خیره بشه، آخه اگر قراره یکی سیاه پوست باشه خوبه که سفیدی چشماش خیره کننده باشه اما چشمای ساموئل سرخ بود. نمیدونستم که…
    Be the first to comment!
ادامه...

صدا و تصویر