نظر خوانندگان

با رضا موافقم.... توضیح سایت: با تشکر از اظهار نظر شما. ا...
به "زنده باد سوسیالیسم" این که دست اندرکاران واقعه چه می...
سعید عطاپور عزیز، یا تو منظور من را متوجه نمیشوی یا من م...
رستمی عزیز، شما وقتی تفاوت کامنت با بیانیه را متوجه نیس...
زنده باد سوسیالیسم گرامی، حداقل در همین چند هفتۀ اخیرم...
به اکبر، یک پیشنهاد: من با منطق شما به ماجرا نگاه می کنم...
رفقای تدارک این اکبر را دست کم نگیرید. درسته شکسته نفسی ...
سعید عطاپور عزیز، کار درستی نیست که نیت خوانی میکنی. من ...
عطاپور عزیز، خدمتتان عارض شوم که اگر صحبتی دربارۀ مضمو...
دوست عزیز اکبر، ممنون بابت انتقادات و تدکرات شما. اما س...
امیر عزیز، دفاع بد از دشمنی بدتر است. آیا همه تیترهایی ک...
جناب عطاپور، بله سال‌هاست حرفتان را زده‌اید. بنابراین...
درست است که شکل انشایی نوشته غلیظ است ولی محتوی سیاسی ا...
دوست گرامی اکبر، ما سالهاست که در مورد سیاستهای روژاوا ...
دوستان! بیانیه دادن به معنای داستان‌سرایی نیست. در بیا...
دوست و یا شاید هم رفیق عزیز عبدی این که نوشتم پاسخ کوتاه...
آقای شفیقِ گرامی این نام را در کامنتِ دوم هم به کار برد...
دوست ناشناس عزیز، خیلی کوتاه به برخی از نکات کامنت شما ...
سلامِ مجدد عدمِ استفاده از نامِ واقعی یک ضرورت بود ولی ...
دوست ناشناس با سلام. قبل از هر چیز توصیه میکنم کامنتهای...

مقالات

کتاب

شنبه, 06 شهریور 1395 14:21

 سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!

نوشتۀ: نوید پایور
Rate this item
(0 votes)

فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در سمت کارگران "مشروعیت" تنها از تلاش و مبارزه آنان برای متشکل شدن در تامین نان و رهایی است، دیوار کمونارها در گورستان پرلاشز پرچم "مشروعیت " تشکل های کارگری است.

 حسین اکبری در 13 مرداد 1395 دریک سخنرانی " مشروعیت سازمان های کارگری درچیست؟ " خواهان "مشروع"  شدن تشکل های کارگری است و شرط این مشروعیت هم عمدتا در چهار چوب قانون بودن خواسته ها یشان و مسالمت آمیز بودن آنها است.

" انان که به نام سندیکا و یا هر نهاد دیگری ادعای نمایندگی کارگران را دارند؛ باید نشان دهند که مشروعیت شان در چیست؟ آیا قادرند قوانمندی ( خواسته هایشان) خود را از راه های ممکن ( قانونی) مانند آنچه سندیکای کارگران شرکت واحد به نمایش گذارده است نمایان کنند؟ ... " ( پرانتز ها از ماست)

" نکته دوم آنکه کارگران برای درخواست برحق خود دریافته اند که باید با روش های مدنی مسالمت آمیز وبا توجه به همبستگی صنفی به دور از هیجانات تحریک آمیز در فضای امنیتی هنوز موجود (که در آن احتمال مخاطرات ، بیکاری و اخراج کارگرانی که به این فراخوان پاسخ مثبت دادند؛وجود دارد) با این گردهمایی، هم خواسته های برحق خود را طرح و پیگیری کنند و هم نشان دهند که سندیکای را به عنوان نماینده واقعی شان می شناسند. و بار دیگر به مشروعیت این سندیکا تاکید کنند . "

این نخستین بار نیست که حسین اکبری چنین مضامینی را تبلیغ می کند. او به عنوان یکی از طراحان مشی سازشکاری در جنبش کارگری از افراد پر نفوذ پشت سر هیأت مؤسسان سندیکاهای کارگری بود و در همان دوران اولیه تشکیل سندیکای واحد نیز چنین مشی ای را دنبال می کرد و با هر گونه اقدامی که شبهه فرا رفتن از ظرفیتهای قانونی را داشت مخالفت می نمود. او با اعتصابهای سندیکای واحد که دور جدیدی از جنبش کارگری در ایران را شکل دادند نیز مخالف بود. با این همه سندیکای واحد به اندازه ای استقلال رأی داشت که تأمین منافع کارگران را به درستی در مبارزه مستقل آنان دنبال کند و اعتنائی به رهنمودهای امثال حسین اکبری نداشته باشد. تفاوت این بار در این است که پس از چندین سال افت و خیز در جنبش کارگری و مشکلات متعدد بر سر راه سندیکاهای واحد و هفت تپه، و بعد از رسوائی به بار آمده توسط منصور اسانلو، این بار اکبری زمینه های مساعد تری برای اعمال نفوذ بر جنبش کارگری را در مقابل خود می بیند.

اما تاریخ همین دور چند ساله جنبش کارگری نشان می دهد که برعکس نظر اکبری اگر هم حقی تا کنون گرفته شده با زور، غیر"قانونی"  یا فراقانونی و نا "مشروع" بوده است. هیچ کدام از تشکلهای کارگری استفاده از امکانات قانونی مبارزه را رد نکرده اند. اما هم سندیکای واحد و هم سندیکای هفت تپه دستاوردهایشان را مدیون اعتصاباتی هستند که فاقد مجوز "قانون" بودند. هر چند رهبران و فعالین این سندیکاها در اثر همین اعتصابات سختی های فراوان را متحمل شدند، اما دستاوردهای اعتصابات برای کارگران این واحدها غیر قابل انکارند. این تنها راه پیشروی در ایران است و پایین تر توضیح میدهیم که چرا در ایران چنین است. اکبری با اتکا به همین سرکوبگریهای دولتی نسبت به فعالین سندیکاهاست که آن دستاوردها را مسکوت می گذارد اما در عوض به نیابت از طرف دولت حامی سرمایه کارگران را با "مشروعیت" حربه اخراج و بی کاری در صورت " هیجانات تحریک آمیز" (زیر سوال بردن سرمایه داری) می ترساند.

" نکته ای که می­توان آنرا به فال نیک گرفت مذاکره شورای شهر به عنوان یک نهاد مدنی ( و البته مشروع) با سازمان سندیکایی کارگران است که این موضوع می­تواند به توانمندسازی سازمان های مدنی یاری رساند و البته در کنار آن این واقعیت هم وجود داردکه مسوولین شهری از جمله شهردار که طرف سندیکا در این اعتراض صنفی و مدنی است ؛متاسفانه هنوز برخواست کارگران و نمایندگی سندیکایی آنان گردن ننهاده است و به رغم تاکید کارگران معترض در شعار هایی که مخاطب آن شهردار بود مسوولین این نهاد خود مستقلا با نمایندگان کارگران وارد گفتگو نشدند و این موضوع بیانگر آنست که کارگران برای اثبات موقعیت و قدرت سندیکا در نزد ذی نفع ها در اعتراضات و مذاکرات و چانه زنی ها را ه درازی پیش روی خود دارند. " ( پرانتز ها ازماست)

اکبری در جهان وارونه اش اساسا کل ارگان های بورژوازی را مشروع می داند وبنظر او این کارگرانند که باید "مشروعیت" خود را ثابت کنند. او مذاکره نماینده  " نهاد های مدنی" مثل شورای شهر را با سندیکای کارگران به فال نیک می گیرد و آنرا باعث قدرت مند شدن سازمان های مدنی میداند در واقع او به دنبال مشروعیت بخشیدن و مقبولیت سازمان های بورژوازی در بین کارگران است. اما در همین حد "مشروعیت" هم مسئولین تره بار آقای اکبری نکرده اند و ایشان به کارگران میگوید فقط برای دیدار مسئولین راه درازی در پیش دارند چه رسد به گرفتن مسکن!

" حضور حدود ۴۰۰ نفر از کارگران شرکت اتوبوسرانی واحد تهران و حومه که از قضا این بار بدون دخالت های نیرو های لباس شخصی و پلیس از ساعت ده صبح تا سه بعد از ظهر به مدت پنج ساعت جریان داشت بار دیگر نشان داد که اعتراضات کارگری مضمون صنفی و عدالتخواهانه دارد و به هیچ روی اقدامی علیه امنیت ملی نیست و این یارآوری چند باره برای اصحاب قضا است تا در مسند دادگری انصاف را رعایت کنند. "

اکبری شلاق زدن کارگران را توسط همین " اصحاب قضا " بخاطر حقوق عقب افتادشان را نادیده میگیرد و از آنها می خواهد که "در مسند دادگری انصاف را رعایت کنند."

واقعیت مشروعیت تشکل های کارگری از زمانی است که ابتدایی ترین تلاشها برای متشکل شدن حول خواست های برحق آنان صورت می گیرد و نه به گفته اکبری در چهار چوب قانونی بودن شان چرا که همان " قانون" و "مشروعیت "  مسبب رنج و مشقت و بهره بری از کارگران را رسمیت بخشیده است پس هرچه کارگران استفاده از امکانات قانونی را هوشمندانه با فرا رفتن از چهارچوب قانون ترکیب کنند و در صدد نقض این قوانین و مشروعیات باشند به رهایی خود نزدیک تر شده اند.

اما مشکلی که اکبری قادر به حل آن نیست این است که رسمیت ( مشروعیت) داشتن تشکل های کارگری در کشور های غربی نه بدلیل تحقق خواسته هایشان از طریق " راه های ممکن" ( قانونی) آنچه که اکبری تازه در ایران بدنبال آن است، بدست آمده. بلکه امکان مانوری است که بورژوازی غربی را قادر می کند در عقد قرارداد های دسته جمعی، با اتحادیه ها چند دلاری بده وبستان کند. این امکان مانور از دستمزد روزی یک دلار کارگر چینی، ویئتنامی، هندی و کارگر گرسنه حقوق نگرفته ایرانی است که نصیب بورژوازی امپریالیست غربی شده است. تازه در همان غرب هم کارگران باید برای همین حد از چانه زنی هم بارها و بارها مرزهای مبارزه قانونی را پشت سر می گذاشتند و امروز در شرایط بحرانی تر اتحادیه ها هر روز بیشتر و بیشتر در در منگنه قرار میگیرند. این از شانس بد اکبری است که بورژوازی ایران مسئولیت جمع آوری آن " امکان" ( فوق سود) در زنجیره حرکت سرمایه جهانی است. بنا بر این اگر بورژوازی در کشور های غربی آن اتحادیه های زرد و سر براه و در چهار چوب قانون اکبری پسند را "مشروع" می داند این امکان برای برادران ایرانی اش به مراتب محدودتر است و برای تحمیل همین درجه از چانه زنی به صاحبان سرمایه عظیم ترین مجاهدتهای کارگران لازم است. بنا بر این "مشروعیت" اکبری در ایران مثل برف بهاری است.

متاسفانه پیداشدن نظرات اکثریتی – توده ای امثال اکبری در سایت سندیکای شرکت واحد یک عقب نشینی برای جنبش کارگری است. وادادن افرادی مثل اسانلودر رهبری این سندیکا راه را برای حسین اکبری ها هموار کرده است.

فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در سمت کارگران "مشروعیت" تنها از تلاش و مبارزه آنان برای متشکل شدن در تامین نان و رهایی است، دیوار کمونارها در گورستان پرلاشز پرچم "مشروعیت " تشکل های کارگری است.

27 آگوست 2016

نوید پایور

Read 2269 times

Comments (0)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
There are no comments posted here yet

کامنت شما

Posting comment as a guest.
0 Characters
Attachments (0 / 3)
Share Your Location
Type the text presented in the image below. Not clear?

سیاست

یادداشتها

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
      حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
      همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین…

اعتصاب قدرتمند 180 میلیون کارگر در هندوستان

ملتها، مثل بچه ها، در آرزوی تحقق پیش بینی ها هستند. آنها باید قواعد را بدانند. ایالات متحده مثل والدین است. کشورهای دیگر برای هدایت در اجرای قواعد به آن نگاه می کنند

واشنگتن پست، 15 ژانویه 2019

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر