نظر خوانندگان

امین خ عزیز. با درود و عرض معذرت از اینکه دیر پاسخ می دهم...
کامران، اشتباه می کنید. آن بخش از سخنرانی بهمن شفیق که ب...
ممنون از توضیحات شما ولی من باز هم متوجه نشدم.مگر هر کسی...
وحید صمدی من فرق دو موضوعی که شما مطرح کردی را می فهمم. ک...
کامران، معلوم است که کارمندان رده پایین سپاه و بسیج و پ...
وحید صمدی نوشتی: ( پس حتما کارمندان رده پایین ارتش و قوه ...
امین خ عزیز با سپاس برای پرداختن به این موضوع بحث مفصلی ...
با درود و تشکر بحث تمایز بین کار ساده و مرکب و یا تمایز ک...
بهمن ت. نخست اینکه پارت نیست و بخش است. کامنت نیست و نظر ...
آقای کامران، مغلطه نکنید. خود شما چند ساعت قبل از آن حیا...
اول از همه لعنت بر پدر و مادر هر کس با موسوی متحد شد. دوم ...
کامران، شرم برای چه؟ شما از موضعی دیگر به جهان نگاه می ک...
رائفی پور سلبریتی اسلامی است که برای جذب فالوئر از بچه ...
بهمن شفیق. ضیق وقت را می فهمم و بحث را ادامه نمیدهم. قدم ...
ادامه از کامنت قبل ... یک بار دیگر برگردیم به بحث نقش تدا...
بهمن ت، ممنون از توضیحات نسبتا مفصل شما. ادامه بحث به هی...
اول، مرسی از رفقای تدارک برای این گفتار چهار قسمتی. و تش...
کامنت 3 و در آخر. در توضیح این که چه طور آمدنیوز که قبلا ض...
کامنت 2 دارم شاخ در می آورم، شما سپاهی و بسیجی "عضو" یا "ا...
بهمن شفیق عزیز. من تا به حال وارد بحث های دو طرفه یا چند ...

مقالات

کتاب

گوایدوی منفور و زندگی مردم ونزوئلا بدون برق: گزارشی میدانی

نوشتۀ: پاول کوچرین

هنگام قطع برق مردم داستان تعریف می کردند، موسیقی می نواختند و یا می رفتند بیرون توی خیابان و با هم گپ میزندند. یک بهشت بود، نه تلویزیونی و نه اسمارت فونی، بلکه کنتاکت بین انسانهای واقعی. آدمها دسته جمعی آشپزی می کنند، در طول روز بازیهای تخته ای و دومینو بازی می کنند و بچه ها هم خوشحالند

یادداشت سردبیر:

آلن گیگنوکس، یک ژورنالیست عکاس انگلیسی و کارولینا گرته رول، یک ژورنالیست ونزوئلائی، هر دو مقیم لندن، در ماه ژوئن 2018 برای تهیه گزارشی میدانی به مدت یک ماه به ونزوئلا سفر کردند. هر دو ژورنالیست برای کلان رسانه های بستر اصلی کار می کنند. گیگنوکس برای نیویورک تایمز، سی ان ان، ایندپندنت و رویترز گزارشهای تصویری تهیه می کند و گرته رول نیز در کنار کار برای تله سور سابقه کار با بی بی سی اسپانیولی را دارد. هیچ کدام از دو ژورنالیست را نمی توان در شمار فعالان و ژورنالیستهای چپگرائی قرار داد که برای حمایت از دولت ونزوئلا و تهیه گزارش برای مقابله با تبلیغات کلان رسانه ها به آن کشور سفر کرده اند. برعکس، گیگنوکس و گرته رول به منظور تهیه گزارش برای یکی از همان کلان رسانه ها به ونزوئلا سفر کردند.

با این حال آنچه آنها در مصاحبه با پاول کوچرین بیان داشته اند، حقایقی را بیان می کند که شاید در گزارشات فعالان طرفدار چاویسم و ضد جنگ نیز نتوان یافت. گزارشی از میدان و تصویری از مردمی در حال مقاومت که کمتر کسی می تواند تصور کند.

زمان سفر این دو ژورنالیست به ونزوئلا دقیقا مقارن با زمانی بود که بحران اقتصادی در بدترین وضعیت خویش قرار داشت و تورم به بالاترین سطح رسیده بود. با این حال مشاهدات آنان نشان می دهد که اثری از یک تمایل به یک خیزش عمومی بر علیه دولت وجود نداشت. از آن زمان به بعد، یعنی در ماههای پائیز و زمستان 2018، اوضاع در ونزوئلا به طور مستمری به سمت بهبود پیش می رفت. تورم کاهش پیدا می کرد و توزیع مواد غذائی هر چه بیشتر سر و سامان می گرفت و امور تولید نیز با انعقاد قراردادهای متعدد تجاری، بویژه با چین و روسیه، آشکارا به سمت بهبود حرکت می کرد. در نتیجه این تحولات موقعیت دولت مادورو نیز آرام اما مطمئن بیشتر تثبیت می شد و امیدهای آمریکا و دول غربی برای فروپاشی این دولت در اثر فشارهای اقتصادی به یأس مبدل می شدند. همین نیز یکی از اصلی ترین دلایل دست زدن به کودتای عجولانه، سرهم بندی شده و احمقانه ماه ژانویه بود که آشکارا فاقد تدارکات لازم برای یک جابجائی قدرت بود.

گرته رول و گیگنوکس برخی از مشاهدات زندگی روزمره در ونزوئلا را بیان می کنند که ظاهرا از اهمیت چندانی برخوردار نیستند، اما همین روزمرگی متفاوت یکی از عوامل ناکامی کودتا و موفقیت دولت چاویستی است. و البته این روزمرگی متفاوت امری اتفاقی نیست. در پس آن هم رابطه متفاوتی بین دولت و جامعه قرار دارد و هم مجموعه وسیعی از ابتکارات توده ای پایه های جنبش چاویستی که به مثابه لنگرگاه محکمی برای دولت و به مثابه اهرمی در شکل دادن رابطه متفاوت بین دولت و جامعه عمل می کنند. می توان تصور کرد که در صورت فقدان چنین ساختارهائی اوضاع برای دولت امروز به مراتب نامساعد تر می بود. همچنان که می توان تصور کرد که در صورت بروز چنین دشواریهای عظیمی در ایران اوضاع چگونه می بود. در ونزوئلا مردم از گوشت صرفنظر کرده اند و در عین حال هنوز اکثریت آنان از دولت حاکم دفاع می کند. حتی عملیات خرابکاری شبکه برق و قطع 5 روزه برق نیز نتوانست مردم ونزوئلا را بر علیه دولت به خیابانها بکشاند. در ایران چه اتفاقی می افتاد؟

امیدواریم بتوانیم در فرصتهای آینده بخشهائی از این واقعیتهای پایه ای تر جامعه ونزوئلا را منعکس کنیم.

*******************

پاول: شما در ونزوئلا چه میکردید، چه مدت آنجا بودید و کجاها رفتید؟

آلن: ما در ژوئن 2018 برای یک ماه به آنجا رفتیم تا یک مستند بسازیم. من الآن نمی توانم اسم کانال تلویزیونی را عنوان کنم، اما گزارش به زودی پخش خواهد شد. ما از کاراکاس، پایتخت، مریدا (در کوههای آند)، کومانا (شهری ساحلی) و چیوداد گویانا (نزدیک دهانه رود اورینکو) بازدید کردیم.

پاول: زندگی در ونروئلا در مقایسه با آنچه که در رسانه های غربی می دیدید چگونه بود؟

کارولینا: من یک ژورنالیستم، خانواده ای در ونزوئلا دارم و می دانستم که واقعیت خیلی متفاوت از آن چیزی بود که رسانه ها تصویر می کردند. اما من هم سورپرایز شده بودم. اولین چیزی که ما متوجه شدیم این بود که فقری ندیدیم. آلن میخواست از بیخانمانها و مردم فقیر در خیابانها فیلمبرداری کند. من همین امروز صبح سه نفر را در حال خواب در خیابانهای لندن دیدم. اما در ونزوئلا ما نتوانستیم هیچ کس را پیدا کنیم، نه در شهرهای بزرگ و نه در شهرستانها. ما میخواستیم با آنها مصاحبه کنیم، اما نتوانستیم پیدایشان کنیم. علت آن برنامه های چند وجهی ای است که توسط دولت اجرا می شوند. با خدمات اجتماعی برای جمع کردن کودکان از خیابانها و یا برگرداندنشان به خانواده هایشان. این برنامه ها مدت زیادی است که در حال اجرا هستند اما من اصلا متوجه نشده بودم که چقدر مؤثر بودند.

پاول: آلن، چه چیزی تو را متعجب کرد؟

آلن: ما باید واقع بین باشیم. چیرها آنجا فرسوده و کهنه هستند. غذا هست، رستورانهای خصوصی هست و کافه ها هم بازند. ضربه بحران اقتصادی را می توان حس کرد اما فقر آنقدر بد نیست که من در برزیل و کلمبیا دیدم که کودکان خیابانی بسیاری هستند. به نظر میرسد ونزوئلا مسأله کارتن خوابی ندارد و زاغه نشینها آب جاری و برق دارند. فقر مطلق به شدت کشورهای دیگر آمریکای لاتین نیست. قبل از رفتن به ما می گفتند که باید نگران جنایت باشیم اما ما با خانمی اهل السالوادور کار می کردیم که میگفت ونزوئلا در مقایسه با کشور او خیلی راحت تر است که گاردهای امنیتی با مسلسل بیرون کافه ها هستند. آنها همچنین میگویند که خیلی از بزهکاران از ونزوئلا رفته اند چون که چیز زیادی برای دزدیدن آنجا نیست و در آرژانتین یا شیلی یا جاهای دیگر شانس بهتری دارند.

پاول: تحریمهای آمریکا چه تأثیری بر ونزوئلائی ها گذاشته اند؟

کارولینا: مواد غذائی گران است اما مردم چیزها را می خرند حتی اگر ده برابر دستمزدشان باشد. به علت تورم باید چند بار با کارت پرداخت برای این که دستگاهها چنان مبالغ بالائی را یکدفعه قبول نمی کنند. دولت سیستمی از کمیته های محلی برای تولید و توزیع ساخته است (که با اسم اسپانیولی کلاپ معروفند) که هر ماه 6 میلیون خانواده را با یک بسته غذائی تأمین می کند. ایده دولت این بود که شبکه توزیع خصوصی، احتکار و کمبود را دور بزند. دستیار ما از یک خانواده طبقه متوسطی کاراکاس بود و تنها چاویست آنجا بود. اما مردم دور هم جمع شدند و این سیستم کلاپ را درست کردند با بسته هائی که حاوی 19 قلم محصولات است. مگر این که شما حقوق خیلی بالائی داشته باشی یا از خارج پول دریافت کنی که آن وقت باید راه دیگری برای تغذیه ات پیدا کنی. پستوهای مردم پر بودند چون که شروع به انبار کردن مواد برای موقعیت اضطراری کرده بودند. مردم وزن کم کرده اند، من حدس میزنم 10 تا 15 کیلو برای آدمهای بالغ. بار آخر من سه سال قبل ونزوئلا بودم. تعداد زیادی آدمهای چاق می دیدم، مثل آمریکا، به علت خوردن افراطی. اما این بار مردم سایزشان خوب شده بود و هیچکس هم از گرسنگی یا سوء تغذیه در حال مرگ نیست.

پاول: چی میخورند ونزوئلائی ها؟

کارولینا: یک رژیم غذائی گیاهی. از این که نمی توانستند به ما گوشت تعارف کنند عذرخواهی می کردند. به جای آن سبزیجات، حبوبات و لوبیای سیاه. همه مجبور شده اند که رژیم غذائی گیاهی بگیرند و شاید بیشتر گلایه از این بود که نمی توانستند آنطور که قبلا عادت داشتند گوشت بخورند. وضعیت آنطور وخیم نیست. قبل از این که هوگو چاوز قدرت را بگیرد 40% ونزوئلائی ها در فقر مطلق و 80% در فقر زندگی می کردند. این رقم به سطح 27% رسیده است و پیش از بحران اخیر فقط بین 6 تا 7% فقر مطلق وجود داشت. همه از دولت کمک دریافت می کنند.

پاول: پس غذا نگرانی اصلی است؟

کارولینا: حمله واقعی به مواد غذائی است. وقتی که شما یک ابرتورم دارید قیمت همه چیز بالا می رود اما غذا محل اصلی هزینه ها می شود برای این که این متغیری است که قیمت آن در سطح سرسام آوری بالا می رود. صورتحسابهایی از قبیل آب، برق، حمل و نقل عمومی بالا نرفته اند و درصد کوچکی از هزینه خانوار را تشکیل می دهند. این خود دلیل آن است که چرا اخلال در اقتصاد عامل درونی ندارد بلکه توسط عوامل خارجی به وجود آمده است. اگر غیر از این بود قیمت همه چیز باید بالا می رفت، فرقی نمی کند چه.

پاول: آلن، شما در ونزوئلا وزن کم کردی؟

آلن: نه. چیزی که مرا متعجب کرد این بود که چقدر از مردم سبزیجات خودشان را کشت می کنند. آنجا کمی مثل روسیه است که هر کس داچای خودش را دارد. هوای ونزوئلا گرمسیری است و کشت سبزیجات ساده است. درختهای مانگو همه جا هستند و هر جا که دلت بخواهد می توانی مانگو از درخت بکنی.

پاول: یعنی بحرانی که ما هر روز درباره اش میخوانیم مقدمتا نتیجۀ تحریمهای آمریکاست؟

کارولینا: تحریمها روی کشور تأثیر گذاشته اند. من میخواهم منصف باشم. فکر میکنم دولت در واکنش به جهتی که کشور در آن تحت فشار قرار گرفت کند عمل کرد. پرداخت 70 میلیارد دلار از بدهی های خارجی در 5 سال گذشته احتمالا ایدۀ خوبی نبود. به نظر من مادورو با این تلقی که این راه درست همکاری است تصمیم گرفته بود که بدهی های خارجی را باز پرداخت کند. اما در همان زمان جنگ اقتصادی هم در سطح داخلی و هم خارجی و با بلوکه کردن وامهای بین المللی شروع شده بود.

دولت همچنین باید بر علیه کلمبیا نیز اقدامات لازم را انجام می داد که اجازه داده بود بیش از صد صرافی در امتداد مرز ونزوئلا ایجاد شود. این صرافی ها ارز ونزوئلا را تخریب کردند چون که از نرخهای متفاوتی استفاده می کردند و این در ارزش زدائی از بولیوار [واحد پول ونزوئلا] تأثیر داشت. من فکر میکنم که آنها [یعنی دولت ونزوئلا] باید دست دولت خوان مانوئل سانتوس کادرون [رئیس جمهور کلمبیا از سال 2010 تا 2018] را باز می کردند. اگر کلمبیا می گفت که نفتی که از ونزوئلا از مرز رد می شود قاچاق به حساب می آید، چرا در مورد ارز اینطور نبود؟ به خاطر داشته باشیم که بزرگترین صنعت در کلمبیا کوکائین است، حمل مواد مخدر، و این به طور تصاعدی رشد نیز کرده است به شکلی که آنها دلار فراوانی در اختیار دارند و لازم است که این پولها را بشورند که زیر آب پول کلمبیا را زد.  ابرتورم آنجا [یک ابرتورم] تعبیه شده است. در میامی هم الیگارشی ونزوئلائی حدود 12 سال قبل وبسایتی ایجاد کرد به نام "دلار امروز" DolarToday که هدفش تخریب اقتصاد ونزوئلا بود.

پاول: غیر از این چه چیز برایت تکان دهنده بود؟

کارولینا: مردم لبخند می زنند و درباره اوضاع جوک تعریف می کنند که برایم باورنکردنی بود. مردم تمایل به همیاری دارند و ما در موقعیتهای ناجوری هم قرار گرفتیم. مثل آن موقعی که ماشین ما یک شب از کار افتاد.

آلن: همه می گویند که شبها در ونزوئلا رانندگی نکنید. ما توی جاده بودیم و دیدیم که فقط نیم ساعت دیگر راه باقی مانده است. چه اتفاقی می توانست بیفتد؟ بعد یک ترانس سوخت. من فکر کردم که کابوس ونزوئلائی ام را خواهم داشت، در دل شب، گیر کرده وسط یک ناکجا آباد. اصلا کی باید ما را پیدا کند؟

کارولینا: چون آنجا دیگر هیچ نوری نبود ما باید از موبایل هایمان استفاده می کردیم تا کامیونهای بزرگ بتوانند ما را کنار جاده ببینند.

آلن: من ادای این را درآوردم که کر هستم چون که با این لهجه اسپانیولی ام کسی باور نمی کرد من ونزوئلائی ام. تا این که یک وانت واقعا کهنه سر رسید که سرنشینانش هم بیشتر عبوس به نظر می رسیدند. اما آنها خیلی مهربان بودند و ما را تا یک پمپ بنزین رساندند.

کارولینا: آلن، من بهت گفتم که تو در آمریکا نیستی و قرار نیست هدف گلوله قرار بگیری.

آلن: خوب من همراه سه زن بودم و پول هم همراهم بود. من فکر میکردم کشته میشم اما همه چیز به خوبی گذشت و آنها هم فکر کردند که من کرم.

کارولینا: به ما گفتند که می توانیم در یک مغازه بخوابیم. اما ما در ماشین خوابیدیم و خوب هم گذشت.

پاول: قطعیهای برق که کشور را دچار اختلال می کرد چطور بود؟

کارولینا: هنگام قطع برق مردم داستان تعریف می کردند، موسیقی می نواختند و یا می رفتند بیرون توی خیابان و با هم گپ میزندند. یک بهشت بود، نه تلویزیونی و نه اسمارت فونی، بلکه کنتاکت بین انسانهای واقعی. آدمها دسته جمعی آشپزی می کنند، در طول روز بازیهای تخته ای و دومینو بازی می کنند و بچه ها هم خوشحالند. خانواده های با فرزند احتمالا استرس بیشتری دارند به ویژه وقتی که در آپارتمانهای برجها زندگی می کنند و نه آب دارند و نه برق. این هم دلیل آن است که چرا آمریکا شبکۀ برق را مورد حمله قرار داد چون که این به معنای قطع آب در کاراکاس هم هست. شهری با ده میلیون جمعیت. خوشبختانه در اطراف شهر چشمه های با آب تمیز هم هستند و مردم صف می کشند تا از آبشان استفاده کنند.

پاول: یعنی یک ناهماهنگی بین تصویری که از ونزوئلا داشتید با واقعیت وجود داشت؟

آلن: قطعا. آنجا صف بنزین بود اما مردم در حال مرگ از گزسنگی نیستند و همانطور که گفتم فقر اصلا در حد و حدودی مثل برزیل نیست. من نمیگویم یک دیکتاتوری سختگیرانه آنجا هست. مردم خیلی بازند و از دولت انتقاد می کردند و از آمریکا اما همنیطور از چاوز و مادورو. حزب سوسیالیست متحد ونزوئلا اذعان کرده که تصمیمات اقتصادی نادرستی گرفته است. من فکر می کردم آنجا بیشتر سرکوبگرانه خواهد بود و اینطور نبود. مردم از حرف زدن آزادانه هراسی نداشتند. من فکر میکنم ونزوئلائی ها بیشتر آمریکا را به خاطر وضع موجود سرزنش می کنند تا مادورو را.

پاول: درباره این جنجالی که در ماه فوریه به خاطر ارسال کمکهای انسانی آمریکا و کاناد به پا شد چطور فکر می کنید؟

آلن: اون یک اسب تروا بود، راه خوبی برای باز کردن پای آمریکا و به همین دلیل هم نهادهای بین المللی نمی خواستند جزئی از آن برنامه باشند. به جای آن کمکهای چینی و روسی وارد شد.

کارولینا: آن هرج و مرجی که آمریکا و ترامپ انتظارش را داشتند شکل نگرفت. گوایدو منفور ترین آدم در ونزوئلاست. او در یک هتل لوکس در محله گرانقیمت مرسدس در کاراکاس اقامت دارد. آنها آنجا برق هم دارند به این دلیل که برایش آماده بودند و ژنراتورهای تولید برق خریده اند. همین هم دلیل این است که گوایدو رفته است آنجا و یک طبقه کامل یک هتل لوکس را برای خودش و خانواده اش اشغال کرده است. و در حالی که مردم عذاب می کشند گوایدو در آن سوئیت برنامه سفر آینده اش به اروپا را طرحریزی می کند. این یک دنیای موازی است.

پاول: فکر می کنی گوایدو ناکام خواهد شد؟

کارولینا: ونزوئلائی ها کلی جوک درباره اسمش می سازند. در زبانشان لغتی [شبیه اسم وی] هست که معنی احمق را در اسپانیولی می دهد guevon. بعد هم به تظاهرات 12 مارس شان در مرسدس نگاه کن که جمعیتی هم جمع نشد. این قضیه در کشور تبدیل به یک جوک شده است. هر چه اروپائی ها و آمریکا بیشتر از او یک پرزیدنت می سازند، وضعیت غریب تر هم می شود. گوایدو رئیس جمهور ونزوئلا نیست. جالب این است که چاوز وقایع این روزها را پیش بینی کرده بود و درباره اش نوشته بود. مردم هم رو به گذشته می کنند و دوباره کارهای او را می خوانند.

پاول: ماتریال زیادی از تاریخ امپریالیسم آمریکا در آمریکای جنوبی هست که بتوان با آن چنین پیش بینی ای را کرد. همین اواخر کانادائی ها و کمپانی های معدنشان، در پاراگوئه، هندوراس و حالا هم که پشت گوایدو را گرفته اند.

کارولینا: دقیقا. ببین در شیلی 1973، یا این که چه اتفاقی برای ساندینیستها و در السالوادور و گواتمالا افتاد. این یک استراتژی دقیقا مطالعه شده است که با استفاده از نیروهای بیرونی یک اقتصاد را تخریب می کنند تا قیمت نیازمندیها و محصولات را بالا ببرند. وقتی یک چنین دوری را دارید، آن وقت اوضاع منفجر خواهد شد.

پاول کوچرین

ترجمه تحریریه سایت

منبع:  

https://www.counterpunch.org/2019/03/18/on-the-ground-in-venezuela-vs-the-media-spectacle/

Alan Gignoux is a photojournalist, with a particular focus on socio-political and environmental issues. Alan’s work has been published in The New York Times, CNN Traveller, The Independent, Reuters and World Photography News, among others (www.gignouxphotos.com).

Carolina Graterol is a Venezuelan journalist, filmmaker and artist (www.carolinagraterol.com). She has worked for the BBC World Service (Spanish) and Telesur. She is the director of “A Letter from Venezuela” (2019).

 

Comments (0)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
There are no comments posted here yet

کامنت شما

Posting comment as a guest.
0 Characters
Attachments (0 / 3)
Share Your Location
Type the text presented in the image below. Not clear?

سیاست

یادداشتها

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
      حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
      همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین…

اعتصاب قدرتمند 180 میلیون کارگر در هندوستان

ملتها، مثل بچه ها، در آرزوی تحقق پیش بینی ها هستند. آنها باید قواعد را بدانند. ایالات متحده مثل والدین است. کشورهای دیگر برای هدایت در اجرای قواعد به آن نگاه می کنند

واشنگتن پست، 15 ژانویه 2019

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر