نظر خوانندگان

رفیق مسعود نکته شماره 2 در کامنت شما در پاسخ به رازا هر چ...
به رازا این جمله شما: اصرار رفقاي تداركچي در ريختن همه پ...
به فرهاد اقا فرهاد بايد خدمتتون عرض كنم كه مليجك هم ملي...
رازا جان، دلبندم، وقتی شما می‌گویید دمکراسی و منظورتا...
به امیر، شما در مورد ترکیب اعضا و هوادران جریان احمدی ن...
کودتای گوایدا از خیلی جهات مانند شبهه کودتای سبز رفسنج...
با تشکر از شما، کار بسیار خوبی کردید که این مقاله ارزشم...
به رازا: تسلیت را به کسی باید گفت که به دروغ متوسل می شود...
واقعاحيف از ان همه تلاش و كوششي كه شما رفقا در معرفي جري...
زیبا بود و صحیح با تشکر
رفیق فرهاد عزیز نقل قولتان را از لنین یادداشت برداشتم. ...
به داریوش توضیح شما درباره دورپیمایی سرمایه آموزنده اس...
در ادامه‌ی نقد فرهاد و در تکمیل آن تا جایی که به مارکس ...
مطلب سایت شما درباره ماهیت امپریالیستی و آمریکاپرستان...

مقالات

کتاب

ونزوئلا: لحظات سرنوشت ساز در کودتای جاری

نوشتۀ: مارکو تروگی

اگر راستها بار دیگر چاویسم را دست کم بگیرند، دوباره دچار خطای مرگباری خواهند شد.

یادداشت سر دبیر:

مطلب کوتاه حاضر در روز 24 ژانویه، یعنی درست یک روز پس از آغاز کودتای ونزوئلا، نوشته شده است. نویسنده، مارکو تروگی، یک ژورنالیست آرژانتینی الاصل است که از سال 2013 در ونزوئلا زندگی می کند. مطلب کوتاه حاضر تصویری از برخی از مهم ترین خطوط جدال در ونزوئلا را به دست می دهد. نه تنها اشارات نویسنده به وسعت سازمان گسترده توده ای چاویسم، بلکه همچنین پیش بینی نویسنده مبنی بر احتمال اعلام انتخابات پیش رس برای مجلس ملی وقوف وی به اوضاع ونزوئلا را نشان می دهد. یک هفته بعد و در جریان تظاهرات روز دوم فوریه نیکولاس مادورو انتخابات پیش رس مجلس ملی را اعلام نمود.

در یک نکته نمی توان با نویسنده موافق نبود. ونزوئلا وارد فاز جدیدی شده است که "در آن وضعیت پات نیروها در هم شکسته خواهد شد". پرسش اساسی این است که این در هم شکستن در چه سطحی واقع خواهد شد؟ آیا به جابجائی در سپهر سیاست محدود خواهد ماند یا این که به سمت تحولی اجتماعی نیز تعمیق خواهد یافت؟

************************

نوشتۀ : مارکو تروگی

ترجمه سعید عطا پور

تمام کارتها روی میز است. تا اینجای کار بنظر میرسد، که مجددا یک کودتا علیه سیتسم حاکم سیاسی در ونروئلا در جریان است. پس از یک دوره سردرگمی بعد از شکست قبلی راستها، و پس از مقدمه چینی برای سناریوی جدید این کودتا، دوباره دست بکار شده اند. مرحلۀ سیاسی مقدمه چینی کودتا در فاصله ماه های آگوست 2017 تا دسامبر 2018 سپری شده است، ولی در ابعاد اقتصادی کماکان جریان داشته و تعمیق نیز میگردد. هر دو محور تدارک کودتا بهمدیگر نزدیک شده و در حال تقاطع یکدیگر میباشند. ما با سلسله حملاتی متوالی و بدون انقطاع مواجه هستیم.

نیروی اصلی این حملات در ترکیب اوضاع داخلی و بین المللی قرار دارد. در راس آن اقدامات مجلس ملی (AN) قرار دارد، که نیکولاوس مادورو را  بعنوان غاصب قدرت و خود را بعنوان دولت موازی با اختیارات اقتصادی، سیاسی و بین المللی: که در راس آن یک رئیس جمهور قرار گرفته است، معرفی میکند. این اقدام با چراغ سبزی از خارج مرتبط بوده و تحت فرمان آن قرار دارد. این جبهه ادعای یگانه قدرت قانونی و مشروع در ونزوئلا را دارد. برسمیت شناسی فوری این گروه از جانب آمریکا، کشورهای عضو گروه لیما – بجز مکزیک-، دبیر کل سازمان کشورهای آمریکائی (OAS) و برخی کشورهای دیگر مثل اکوادور اثبات هماهنگی کامل در نقشه این کودتا از خارج از کشور است.

آنطوری که بر می آید در این چهارچوب برنامه ای کاملا مشابه همانند لیبی و سوریه، حمله ای برای ویرانگری در حال شکل گیری است که کل یک کشور را به و رطۀ نابودی میکشاند. این که نتیجۀ چنین حمله ای در هر مورد چه بود، بحثی است متفاوت. بایستی یک محاصرۀ اقتصادی را سازمان داده، ثروتهای آن کشور را تصاحب کرده و چنگال خود را برای خفه کردن آنقدر بر گلوی آن فشار داد تا درآخر کار با یک حملۀ نهائی به قلعه ای که از بیرون همه جانبه محاصره شده و از داخل نیز دائما زیر گلوله باران قرار گرفته است، قضیه را به سرانجام رساند.

سوالی که هنوز جوابی روشن برای آن پیدا نشده است در مورد آن نیروئی یا نیروهائی است که حملۀ نهائی را انجام خواهند داد: فرماسیون جدیدی از حملات گروه های شبه نظامی همانند 2017؟ درگیریهای مرزی و میلیتاریزه کردن مناظق مرزی؟ ورود ناتو در جنگ، چرا که کلمبیا عضو ناتو است؟ تجزیۀ داخلی که بدین منظور مجلس کودتاچیان پیشاپیش اعلام عفو کرده است؟ عملیات تروریستی؟ یا ترکیبی از این انواع عملیات و دست اندرکاران آن؟

به نظر میرسد که موقعیت کنونی منتظر یک جرقه است.

ضعف این نسخه از جانب خود شخص خوان گوایدو، عضو حزب ولونتاد پوپولار[اراده مردم] - مهمترین حزب آتش افروز در سال 2017- و رئیس مجلس فوق، نام برده شد: ما محتاج حمایت کل مردم و کل نیروهای نظامی ونزوئلا -(FANB)  - و جامعۀ بین المللی هستیم.  بعبارتی دیگر آنها امکان تحقق و عملی کردن ادعاهایشان را ندارند. آنها مشغول کار کردن روی آن هستند و یکی از اهداف آن بسیج  مجدد پایگاه توده ای شان است، نیروهائی که پس از پیروزی مجلس مؤسسان قانون گذاری دچار تضعیف روحی شده و دیگر به آنها باور نداشت. بهمین خاطربرای روز 23 ژانویه از طریق کانالهای مختلف در فضای مجازی فراخوانهای بیشماری آغشته به شایعات و پخش اخبار جعلی فراوان بمنظور بسیج عمومی را منتشر کردند.   

ضعف دیگرنقشۀ این تهاجم قدرت چاویسم است. قدرتی نسبی چرا که عدم تناسب بین اوضاع سیاسی و اقتصادی مدام در حال رشد است و هیچ شاهدی برای کاهش این فاصله در کوتاه مدت وجود ندارد. چاویسم در سطح سیاسی وحدت خود را حفظ می کند. البته تحت تنشهائی اجتناب ناپذیر اما با قدرت بسیجی که در معرض تهدیدات افزایش می یابد، با تمامیت سازمانیابی وسیعا گسترده توده ای، در سطوح محلی، در میلیشیاهای حزب متحد سوسیالیستی، با ارتش که به فراخوان میلیونر ها جواب مثبت نداد، با مجلس مؤسسان و با محبوبیتی بالائی که نیکولاوس مادورو –علیرغم همه مشکلات – به عنوان رهبر جنبش از آن برخوردار است. اگر راستها بار دیگر چاویسم را دست کم بگیرند، بازهم دچار خظای مرگباری خواهند شد.   

دومین نقطه قوت چاویسم در قدرت مانور آن در سطح بین المللی است، که به دولت موفق به دستیابی بدان شده است. موضع گیریهای روسیه یکی از قدرتمند ترین و آشکار ترین برگهای برند ه در این میان است. این بحران در چهارچوب جدالهای ژئوپلیتیک بین المللی اتفاق میافتد که همۀ طرفین آن قدرتمندند. آمریکا دیگر نمیتواند مثل دوران یکجانبه گرائی سابق ببّرد و بدوزد. سوریه شاهدی برای تصویراین جهان کنونی است و چین مرکززلزلۀ اقتصادی این جدال را تشکیل میدهد. نبرد ونزوئلا بیش از آن که ونزوئلائی باشد، ژئو پلیتیک است.

ضعف در موقعیت اقتصادی کشور است. اقتصاد کشور همچون آب راکدی است که به گونه ای مشهود همه چیز را چه در سطح آن و چه زیر آب خراب میکند. و اینجا مهمترین نکته اینست، که بایستی در اسرع وقت تغییرات لازم در رابطه با بهبود وضعیت معیشت اکثریت مردم محقق شوند. این در پدیده هائی از قبیل دلاریزه کردن و گسترش داد و ستد در در مناطق مرزی – پدیده ای که نباید معادل تجارت با کالاهای قاچاق تلقی گردد-، بالا بردن دلخواه قیمتها در تمامی عرصه های خدماتی، ارسال پول از خارج، فروش کالا و ارائۀ خدمات بزیر قیمت به خارج و غیره خود را نشان می دهد. 

سطح دیگر خود را در ابعاد و تأثیرات عمیقی نشان می دهد که در نتیجۀ ساختارهای فاسد مافیائی، ایجاد و تحکیم یک لایه جدید کارفرمایان که به مثابه یک فراکسیون طبقاتی از منافع خویش دفاع می کند، سیاست متزلزل دولت در قبال جریان سرمایه در بنگاههای دولتی – دلیل اینها چیست و چرا این بنگاهها به این وضعیت دچار شده اند؟ - و پدیده های متعدد دیگر تجمیع شده و در نگاه اول قابل رؤیت نیستند.

ضربات آتی دشمن این نکات ضعف و قوت را هدف قرار میدهند. محاصرۀ بین المللی بعنوان جزئی از سیاست جنگی که بخشی مهم ساختاری این بحران را تشکیل میدهد، هدفی جز به تنگنا کشاندن موقعیت اقتصادی را تعقیب نمیکند. این سیاست همزمان با ضربه زدن به اقتصاد کشور، قصد غارت آنرا نیز دارد. تا جائی که به حملۀ سیاسی برمیگردد، آنها میدانند که چه چیزی باید در هم شکسته شود: ارتش، نهادهای دولتی و چاویسم. اوضاع اقتصادی زمینۀ لازم را برای اینکار مهیا میسازد و هستۀ اصلی این استراتژی را تشکیل میدهد. 

مشکل بتوان زمان و نتایج خروجی این روند را پیش بینی کرد. در چهارچوب شرایط گفته شده تحولات مختلفی میتواندد شکل بگیرند. یکی از این تحولات این است که مجلس مؤسسان قانون گذاری در شرایط شتاب گیری کودتا انتخابات جدید برای مجلس ملی را فراخوان بدهد. این انتخابات زود رس میتواند به نتایج مختلفی منجر شود: تخریت وحدت کماکان شکنندۀ درونی دست راستیها، تشدید بحران کنونی و مقابلۀ مستقیم نیروهای درگیر و چراغ سبز جدیدی برای آغاز یک حملۀ جدید میتوانند از جملۀ این احتمالات باشند. تاریخ هیچ گاه روی یک خط مستقیم به پیش نمیرود و هر نیروئی در این شرایط تمام برگهای خود را بزمین خواهد زد.

ما به فاز جدیدی قدم گذاشته ایم که در آن وضعیت پات نیروها در هم شکسته خواهد شد. در این جا دو جبهۀ متخاصم در مقابل همدیگر قرار گرفته اند: چاویسم از یک سو و انتقامگیری طبقاتی و امپریالیستی از سوی دیگر. هر چیز دیگری خیالی است. هیچ کسی نمیتواند بر فراز این گروهبندیهای متخاصم بایستد. این جنگی سه جانبه است: در مقابل حمله  نباید عقب نشست، اقتصاد را باید تحکیم نمود و برای آن باید مبارزه کرد که انقلاب در جدال بقاع، اسیر پراگماتیسم قدرت نشود و عناصر رهائی بخش خود را از دست ندهد. هیج کسی نمیداند، این نبردها به کجا میانجامند. ما فقط این را میدانیم که این نبرد با استراتژی به پیش برده میشود.

 

https://amerika21.de/blog/2019/01/220749/venezuela-schluesselmomente-putschplan?utm_source=dlvr.it&utm_medium=twitter

Comments (0)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
There are no comments posted here yet

کامنت شما

Posting comment as a guest.
0 Characters
Attachments (0 / 3)
Share Your Location
Type the text presented in the image below. Not clear?

سیاست

یادداشتها

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
      حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
      همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین…

اعتصاب قدرتمند 180 میلیون کارگر در هندوستان

ملتها، مثل بچه ها، در آرزوی تحقق پیش بینی ها هستند. آنها باید قواعد را بدانند. ایالات متحده مثل والدین است. کشورهای دیگر برای هدایت در اجرای قواعد به آن نگاه می کنند

واشنگتن پست، 15 ژانویه 2019

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر