نظر خوانندگان

رفیق سعید عزیز بخاطر زحمت ارزنده‌ای که کشیده‌اید و ای...
با سلام با تشکر از سایت تدارک که سوای اخبار روزمره، خوا...
با سلام به شما جناب خانم ویا آقای کوژین حرف مشخص نسبت به...
سلام رفیق امین خ فرشگرد نام یک گروه لیبرال _ سلطنت طلب ه...
رفیق امین با سلام در مورد سؤال اولتان: پروژه نرمالیزاسی...
سلام علی آقا الان مثلا چی گفتی تو این کامنتت. مثلا خیلی ...
با عرض سلام و درود خدمت جناب وحید صمدی ، بسیار درست به ع...
ضمن تشکر و قدردانی...چند سوال: 1-«در انتهای دوران احمدی ن...
سلام . من متوجه منظور و مفهوم آوردن این نوشته ها و پارود...
در رابطه با کامنتی که به نام علی درج شده است. ذکر چند نکت...
رفيق وحيد عزيز با سلام هنوز با عنوان رفيق و عزيز از شما ...
در مقابل سکوت ارتجاع سرمایه داری ورسانه های مزدورش جای ...
با سلام مجید حالا تو چرا فکر میکنی که فقط تویی که صفحات ...

یادداشتها

مالیات برای کار خیر برده داری فرانسه!

نوشتۀ: ماونا رمارک کوتونین

یک مقایسۀ تاریخی: فرانسه هائیتی را از سال 1804 تا 1947 مجبور به پرداخت مبلغی که به پول امروز معادل 21 ملیارد میباشد، کرد (به بیانی نزدیک یک قرن و نیم) برای ضررهائی که برده داران فرانسوی بخاطر لغو برده داری و آزادی برده های هائیتیائی متحمل شده بودند. کشورهای آفریقائی پنجاه سال است که مالیات مستعمراتی میپردازند، حدس من بر این است که آنها حداقل صد سال دیگر نیز بایستی این مالیات را پرداخت کنند.    

ماونا رمارک کوتونین

ترجمه: سعید عطاپور

توضیح مترجم: متن حاضر در سال 2014 به نگارش درآمده است. از آن زمان تاکنون و با ورود هر چه بیشتر چین به بازارهای آفریقا تغییرات شگرفی در این قاره نیز در حال وقوع است. با این حال حقایق تکان دهنده ای که نویسنده به آنها می پردازد همچنان به قوت خود باقی هستند. اصل مقاله به زبان انگلیسی منتشر شده و داگمار هن آن را به آلمانی ترجمه کرد. ترجمه حاضر از روی متن آلمانی صورت گرفته است. در متن آلمانی لینکهای رفرنس نویسنده موجود نبودند به همین دلیل لینک متن انگلیسی نیز ضمیمه است. تصاویر توسط مترجم اضافه شده اند.

***************************

برای اینکه بفهمیم هیولای اروپائی-آمریکائی واقعا چه قیافه ای دارد، باید نگاهی به خارج از اروپا بیندازیم. بر خلاف تصور حاکم، داستان و دوران استعمار هیچ موقع به سر نرسیده است. این مقاله بطور فشرده ای نشان میدهد که فرانسه چگونه تا به امروز از مستعمرات سابق خود بهره کشی میکند (به عبارتی دیگر این کشورها نه برای منفعت ملت خود بلکه برای منفعت کنسرنهای فرانسوی ادامۀ حیات میدهند.) این سیستم کلاه برداری کاملا موذیانه ای است که ما برخی از پرده های کلاهبرداری  آن را از معرکه گیری های دیگر میشناسیم....(وتازه بالا سر تمام این روابط نیز موضوعات دیگری مثل قراردادهای تجارت آزاد با بازار مشترک را سوار میکنند، تا جای هیچ پرسشی باقی نماند) .

آیا میدایند که تعدادی از کشورهای آفریقائی از زمان استقلالشان تا به امروز مالیات مستعمره ای به فرانسه پرداخت میکنند؟

هنگامی که سکو توره (1) در سال 1958 رای به استقلال کشورش گینه از استعمار فرانسه داد، سران استعمارگر در پاریس بشدت خشمگین شده و طی اقدامی بی نظیر در تاریخ وپر از نفرت انتقام وغضب ادارۀ مستعمرۀ گینه تمامی اموال و مظاهری را که با "بذل و خیرخواهی" استعمار فرانسه سر و کار داشتند، نابود کرد.

سه هزار فرانسوی این کشور را ترک کردند ولی قبل از ترک کشور تمام اموال منقول کشور را با خود بردند. اموال نامنقول ، مدارس، مهدهای کودک، ساختمانهای اداری و .... همه را تخریب کردند. آتوموبیلها، کتابها، داروجات، تمام ابزار لابوراتوارها، آزمایشگاهها و موسسات تحقیقاتی، تراکتورها را یا نابود و یا اعمال زور و قهر بشکل غیر قابل تعمیری تخریب کردند. اسبها و گاوها و حشوم دیگررا در مزارع قتل عام کرده، مواد غدائی را یا به آتش کشیده و یا در انبارها مسموم کردند.

هدف این اعمال شنیع رساندن پیامی واضح به مستعمرات دیگر بود که دست رد زدن به استعمار فرانسه از سوی آنها مخارج سنگینی برایشان بهمراه خواهد آورد.

وحشت ازانتقام فرانسه  کم کم در بین سران آفریقائی همه گیر شد. دیگر کسی جرات تکرار تجربۀ سکو توره را که با شعار " ما آزادی در فقر را به برد گی در نعمت ترجیح میدهیم." بخود نداد.

سیلوانوس اولیمپیو(2)، اولین رئیس جمهور کشور کوچک توگو درغرب آفریقا با فرانسه به یک سازش رسید.

 وی نمیخواست تا کشورش زیر سلطۀ فرانسه بماند و از اینرو همزمان با سر باز زدن از امضای تمدید قرارداد مستعمراتی را که بوسیلۀ ژنرال دو گل پیشنهاد شده بود، با ارائۀ پیشنهادی در مقابل پرداخت مبلغی سالانه  بابت باز پرداخت بدهی های کشورش ما به ازای "اعمال خیر" فرانسه را تقبل نمود. "اعمال خیری" که توگو در زمانی که زیر چتر استعماری فرانسه قرار داشت، دریافت کرده بود.

فرانسوی ها با این شرط بود که در زمان ترک این کشوراز نابودی کامل کشور صرف نظر کردند. مبلغ مطرح شده از جانب فرانسه بسیار بالا بود، بحدی که بازپرداخت به اصطلاح "بدهی مستعمراتی" در سال 1963 بیش از 40% درآمد این کشور را بلعید.

وضعیت مالی کشور تازه به تاسیس رسیدۀ توگو بسیار نامساعد بوده و از اینرو سیلوانوس برای خروج از این وضعیت نامساعد تصمیم گرفت واحد پول مستعممراتی فرانسه اف-CFI (فرانک مخصوص کشورهای مستعمره) (3) را با واحد پولی ملی جایگزین نماید.

در تاریخ 13 ژانویۀ 1963، تنها سه روز پس از آنکه وی چاپ پول ملی را شروع کرده بود، یک دسته از سربازان بیسواد با حمایت فرانسه اولین رئیس جمهور تازه منتخب کشور را به قتل رساندند. اولیمپیو بدست سرجوخۀ سابق لژیونرهای خارجی فرانسه بنام اتین گناسینبا (4) بقتل رسید و مطابق اخبار وی برای این قتل  دستمزدی معادل 612 دلار از سفیر فرانسه دریافت کرد.

رویای اولیمپیوس تشکیل کشوری غیر وابسته، قوی و مستقل بود که بتواند روی پای خود بایستد. اما فرانسوی های اصلا از این ایده خوششان نیامد.

در تاریخ 30 ژوئن 1962 مودیبا کایتا (5) اولین رئیس جمهور مالی نیزتصمیم گرفت خود را از قید و بند واحد پول مستعمراتی فرانسه اف-CFI که به 12 کشور تازه مستقل آفریقائی تحمیل شده بود، خلاص کند. برای رئیس جمهور مالی که تمایلات سوسیالیستی داشت روشن بود که تمدید قرارداد استعماری با فرانسه تله ای بیش نیست و باری سنگین بر روی شانۀ توسعۀ آتی کشورش خواهد بود.

در تاریخ 19 نوامبر 1968 کایتا همانند آولیمپیو قربانی یک کودتا گردید که بوسیلۀ عضو سابق لژیون خارجی فرانسه گروهبان  موسی تراوره (6) انجام شد.

فرانسه در دورانی پر تلاطمی که آفریقائیها برای آزادی اشان از استعمار اروپائی تلاش میکردند، بکرات از اعضای سابق لژیون خارجی برای انجام کودتا علیه روسای منتخب جمهور استفاده کرد.

  - در تاریخ  1 ژانویۀ 1966 لژیوتر سابق ژان-کلود بوکاسا (7) بر علیه اولین رئیس جمهور جمهوری آفریقای مرکزی داوید داکو (8) کودتا کرد.

  - 3 ژانویۀ 1966 موریس یا مئوگو (9) اولین رئیس جمهور جمهوری اوبر ولتا – نام فعلی- بورکینا فاسائو- قربانی کودتائی گردید که بوسیلۀ ابوبکر سانگوله لامیزانو (10) انجام شد. این شخص قبلا با نیروهای فرانسوی در اندونزی و الجزایر بر علیه استقلال طلبی این کشورها جنگیده بود.

  - روز 26 اکتبر1972 موریس کرکو (11) محافظ اولین رئیس جمهور بنین هوبرت ماگا (12) کودتا میکند. وی قبل از آن در طول سالهای 1958 تا 1970 در آکادمی نظامی فرانسه تعلیم دیده بود.

در طول 50 سال گذشته 67 کودتا در 26 کشور آفریقائی انجام شده است. 16 کشور کودتا زده مستعمرات سابق فرانسه بودند. یعنی 61% کودتاها در کشورهای فرانسوی زبان اتفاق افتاده اند.

همانطور که آمار نشان میدهند، فرانسۀ وامانده، شدیدا در حال فعالیت است تا مستعمرات سابق خود را به هر قیمتی که شده حفظ کند.

ماه مارس 2008 رئیس جمهور سابق فرانسه ژاک شیراک اعلام کرد:

"بدون آفریقا فرانسه به جایگاه یک قدرت درجه سوم سقوط میکند."     

رئیس جمهور ماقبلش فرانسو میتران در سال 1957 پیشگوئی کرد:

" فرانسه در قرن 21 بدون آفریقا بدون تاریخ خواهد بود."

هنگام نوشتن این مقاله 14 کشور آفریقائی با عهد قراردادهای استعماری با فرانسه به ذخیره کردن 85% از پس آندازهای مالی خود در بانک مرکزی فرانسه و بقیمومیت گذاشتن آن تحت سرپرستی وزارت دارائی فرانسه متعهد اند.  تا امروز(2014) توگو و 13 کشور دیگر آفریقائی کماکان قروض استعماری به فرانسه میپردازند. سیاستمداران آفریقائی که از آن سرباز میزنند یا کشته میشوند و یا قربانی یک کودتا میگردند. آنهائی که مطیعند مورد حمایت قرار گرفته و از جانب فرانسه با زندگی اشرافی مورد پاداش قرار میگیرند، آنهم زمانی که مردمشان در فقر وحشتناک و درماندگی مطلق بسر میبرند.

این سیستم به آن حد پلید است که حتی جامعۀ اروپائی علیه آن موضع گیری کرده است. اما فرانسه حاضر نیست از سیستم مستعمراتی خود دست بردارد که سال به سال مبلغ 500 ملیارد دلار از آفریقا به خزانه داری او سرازیرمیکند.

ما خیلی از مواقع به سیاستمداران آفریقائی تهمت ارتشاء میرنیم. اینکه آنها بجای کشور خود به منافع کشورهای غربی خدمت میکنند. برای این رفتارشان دلیل روشنی وجود دارد. آنها این رفتار را از خود نشان میدهند چرا که در وحشت بسر میبرند، یا کشته شده و یا قربانی کودتا گردند. آنها بدنبال کشوری قوی میگردند که در صورت حملۀ و یا بروز مشکلات کمکشان کند. اما حمایت از جانب دول غرب در اغلب موارد برعکس حمایت یک ملت دوست است. فقط موقعی این حمایت صورت میگیرد که دولتمردان در مقابل دریافت این حمایتها منافع ملت و کشور خود را قربانی کنند.

در صورتی که دولتمردان آفریقائی مداوما از جانب دولتهای مستعمره چی مورد تهدید قرار نگیرند، امکان خدمت به منافع مردم خود را خواهند داشت.        

1958 لئوپلد سدار سنغور (13) با وحشت در مورد استقلال از فرانسه اعلام کرد: "انتخاب مردم سنگال استقلال است. آنها فقط خواهان آنند که این استقلال در دوستی با فرانسه به پیش برود و نه در بستر اختلاف."

 از آن زمان فرانسه فقط به قید و شرط بستن "قرارداد همکاری همه جانبه" حاضر به گذاشتن امضای خود پای "قرارداد استقلال " برای مستعمراتش است. قرارداد هائی که تا کوچکترین جزئیات نوع رابطۀ این کشورها را با فرانسه تعریف میکنند، بخصوص در رابطه با ارز مستعمراتی ، سیستم آموزش و پرورش و حفظ آوانسهای نظامی واقتصادی برای فرانسه.

در ذیل یازده عنصر اصلی قراردادهای ادامۀ مستعمرگی این کشورها از دهۀ 50 را مرور میکنیم:

1- قروض مستعمراتی برای خدمات خیریۀ استعمار فرانسه

 کشورهای تازه تاسیس گردیده و "مستقل" میبایستی مخارجی را که فرانسه برای توسعۀ زیر بنای اقتصادی در دوران استعمار به عهده گرفته است، باز پرداخت کنند.

2-مصادرۀ خودکار ذخائر ملی

کشورهای آفریقائی میبایستی منابع و ذخائر ارزی خود  را به بانک مرکزی فرانسه بسپرند. 

از سال 1961 فرانسه ذخائر ارزی چهارده کشور آفریقائی را تحت نظارت خود قرار داده است. این کشورها عبارتند از: بنین، بورکینا فاسو، گینۀ بیسائو، ساحل عاج، مالی، نیجریه، سنگال، توگو، کامرون، جمهوری آفریقای مرکزی، چاد، کنگو برازاویل، گینۀ اکواتور و گابون.

"سیاست مالی ای برای هدایت مجوعۀ اینگونه از کشورها بسیار ساده است، چرا که بوسیلۀ وزارت اقتصاد فرانسه تعیین میشود، بدون هیچ گونه رابطه ای و یا هماهنگی با حتی یکی از مرکز تصمیم گیری و یا مالیاتی در یکی از این کشورهای اتحادیه اقتصادی کشورهای آفریقای غربی (WAEMU) (14) یا مجموعۀ اقتصادی آفریقای مرکزی (CSMAC)(15). تحت ضوابطی که بین بانکهای مرکزی این کشورها و  بانک مرکزی ارزهای فرانسه (CFI)(16) – [متشکل ازCFI آفریقای غربی و CFI آفریقای مرکزی-مترجم] بتصویب رسیده اند، بانک مرکزی هر کدام از این کشورهای آفریقائی موظف است حداقل 65% از دخائر ارزی خود را در یک "حساب کاری بانکی" نزد صندوق بانک مرکزی فرانسه سپرده گذاری کند. از آن گذشته بایستی 20% دیگر را بعنوان تعهد پوشش مالی برای تضمین بازپرداخت تعهدات مالی جاری خود به این صندوق واریز کنند.    

بانکهای مرکزی دو گروه CFI(17) بنوبۀ خود وامهایی را که در اختیار این کشورها قرار میدهند که تا سطح 20% از درآمد سال قبل کشورمربوطه آنرا پوشش دهد. با وجود اینکه بانکهای مرکزی کشورهای آفریقای مرکزی و آفریقای غربی اجازۀ حساب بانکی پایه[حساب بانکی ای که دارندۀ آن مجاز است بیشتر از موجودی برداشت کند- در  اصطلاح عموم حساب را منفی کند-مترجم] را دارا میباشند، برداشت هر گونه حساب بانکی پایه میتواند تنها پس از موافقت از قبل خزانه داری فرانسه صورت گیرد. تصمیم گیری در این مورد تنها و تنها با خزانه داری فرانسه است که ذخائر کشورهای آفریقائی را بنام خود در بورس پاریس سرمایه گذاری کرده است.

در یک کلام بیش از 80% ذخائر ارزی کشورهای آفریقائی در یک "حساب کاری بانکی" پس انداز شده اند که کنترل آنها بوسیلۀ صندوق خزانه داری فرانسه انجام میشود. دو بانک (CFI) بر اساس نامگذاری اشان آفریقائی میباشند اما هیچکدام از آنها اجازۀ تعیین سیاستی مالی را ندارند. این کشورها نه خودشان دسترسی به مدارک مربوطه، به چه مقدار ارز در حساب هر کدام از این کشورها و یا جمعشان در صندوق خزانه داری فرانسه موجود میباشد دارند و نه به آنها این مبلغ اعلام میشود.   

عواید ناشی از سرمایه گذاری این منابع مالی نیز قاعدتا به صندوق مربوطه در خزانه داری فرانسه واریز شود. اما نه بانکها و نه دولتهای مربوطه در مورد جزئیات این تحرکات مالی در جریان قرار میگیرند. جمع بسیار محدودی از کارمندان عالیرتبه خزانه داری مرکزی که در جریان مقدار این مبالغ سپرده شده در این  "حساب کاری بانکی" و نحوۀ و مبالغ و موارد سرمایه گذاری این مبالغ و سودهای ناشی از آن هستند، این افراد به هیچ وجه مجاز نیستند این اطلاعات را در حتی اختیار دو بانک (CFI) و یا بانکهای مرکزی کشورهای مربوطه قرار دهند.

بر اساس تخمینها فرانسه حدود 500 ملیارد پول کشورهای آفریقائی را در صندوق خزانۀ مرکزی تحت اختیار دارد و به هر طریقی و با چنگ و دندان باهر گونه اقدامی که در این سیاهچال امپراطوری قدیم نوری بیاندازد، مقابله خواهد کرد.

کشورهای آفریقائی هیج گونه دسترسی به این پولها ندارند.

فرانسه سالانه به آنها فقط اجازۀ دسترسی به 15% از این پول را میدهد. موقعی که یک کشور به بیش از این مبلغ احتیاج داشته باشد، بایستی مابقی آنرا از ذخیرۀ 65 در صدی متعلق به خود که نزد خزانه داری مرکزی فرانسه پس انداز شده، با نرخ بهرۀ روز بعنوان وام قرض بگیرند.

برای اینکه به تراژیک این وضعیت افزوده شود، فرانسه سقفی تعیین کرده که این کشورها تا این مبلغ از پولی را که متعلق به خودشان است اجازه دارند قرض کنند. این سقف معادل 20% درآمد عمومی سال قبل میباشد. وقتی که این کشورها بیش از بیست در صد از پول خود را بخواهند برداشت کنند، فرانسه حق وتو دارد.  

ژاک شیراک پرزیدنت قبلی فرانسه اخیرا در مورد پولهای کشورهای آفریقائی در نزد بانک فرانسه صجبت کرد. اینجا ویدیوئی را میتوانید ببینید که وی فرم این استثمار را توضیح میدهد[لینک در مقاله انگلیسی-مترجم]. او به فرانسوی صجبت میکند اما منجمله وی اذعان میکند که : " ما باید صادق باشیم و اعتراف کنیم که بخش عمدۀ پولهائی که در بانکهای ما در جریان است حاصل استثمار قارۀ آفریقا است."   

3- حق تقدم بی رقیب خرید هر گونه منابع معدنی و طبیعی که در این کشورها کشف یا مورد استفاده میشوند.

فرانسه در مورد تمام منابع طبیعی طبیعی و ذخائر معدنی حق خرید بی رقیب در مورد تمام منابع معدنی و طبیعی در این کشورها را دارد. تنها موقعی که فرانسه اعلام نماید، علاقه ای به مورد معین ندارد، کشور مربوطه اجازۀ انتخاب شریک دیگری را  دارد.

4- حق تقدم منافع کشورفرانسه و شرکتهای فرانسوی درمناقصه های عمومی و و خرید تجهیزات عمومی.

برای سفارشات دولتی، این کشورها در ابتدا بایستی به شرکتهای فرانسوی برای فروش مراجعه شود. در صورت عدم پذیرش سفارشات از جانب این شرکتها در مرحلۀ بعدی این کشورها میتوانند نزد دیگران کالاها و خدمات مورد نیاز را خریداری کنند. در این میان اصلا اهمیت ندارد که آیا کشورهای آفریقائی در مقابل پولشان خدمات بهتری دریافت میکنند یا نه.

در پی آمد این سیاست در بسیاری ازمستعمرات سابق فرانسه تمام رشته های کلیدی و مهم اقتصادی در دست شرکتهائی قرار دارد که صاحبانش فرانسوی هستند. بطور مثال در ساحل عاج تمام واحدهای اقتصادی قابل توجه در رشته های آبرسانی، برق، مخابرات، حمل و نقل، بنادر و بانکهای بزرگ در اختیار شرکتهای فرانسوی میباشد. این امر در زمینه های تجارت، ساختمان سازی و کشاورزی نیز صادق میباشد.

در غایت آفریقائیها، همانطور که در مقالات قبلی به آن اشاره کرده ام، در قاره ای زندگی میکنند که به اروپائیها تعلق دارد.

5- حق ویژۀ صدور تسلیحات نظامی و تعلیمات نظامی افسران ارتش

از طریق برقراری ساختاری بسیار پیچیده و پیشرفته در مورد بورسیه های تحصیلی و "قراردادهای دفاعی" که جزو ضمیمه های قراردادهای پیمان مستعمراتی میباشند، تعلیمات افسران عالیرتبۀ آفریقائی بایستی یا در فرانسه و یا در واحدهای آموزشی تحت نظارت فرانسه  انجام بگیرد.

امروزه وضعیت واقعی به این شکل است که در سطح کل قاره صدها و شاید هزاران خائن آموزش دیده و جیره خواری میکنند. وقتی که به آنها احتیاج نباشد، خفته اند و برای کودتا و یا اقداماتی مشابه فعال میشوند.

6- حق فرانسه برای ارسال نیرو و دخالت نظامی در این کشورها برای حفظ منافع خود.

 آن بخش از قرارداد پیمان مستعمراتی که "توافقات دفاعی" نامیده میشود، به فرانسه حق دخالت نظامی در کشورهای آفریقائی را داده و فراتر از آن با دائر کردن پایگاههای ثابت، تمام وقت نیروهای نظامی در آنها مستقر سازد. نیروهائی که فقط و فقط  تحت فرماندهی و نظارت فرانسوی قرار دارند.   

 پایگاه های نظامی فرانسه در آفریقا

زمانی که رئیس جمهور ساحل عاج لاورنت گبابگو(18) تصمیم گرفت به استثمار کشورش از جانب فرانسه خاتمه بدهد، فرانسه کودتائی را علیه او سازمان دهی کرد. در طول پروسۀ طولانی سرنگونی گبابگو زرهپوشها، هلی کوپتر های و قایقهای توپدار فرانسوی بهمراه نیروهای ویژه مستقیما در درگیریها شرکت کرده بروی مردم غیر نظامی آتش گشوده و افراد بسیار زیادی را به قتل رساندند.

بعد از آن نیز فرانسویها از ریختن نمک بیشتردرزخم ابا نکرده  و با تخمین ضرر شرکتهای فرانسوی موقع ترک  پایتخت آبیجان در سال 2006 در حد ملیونها دلار، ارتش فرانسه با قتل عام 65 غیر نظامی و زخمی نمودن 1200 نفر دیگر از ساحل عاجیها زهرچشم گرفت.

یعد از آنکه فرانسه کودتا را با موفقیت به سرانجام رساند و قدرت را به آلاسانه کوتارا (19) سپرد، از دولت کوتارا برای پرداخت غرامت به تاجران فرانسوی بابت خسارتهای وارد آمده درطول جنگ داخلی شد.  

دولت کوتارا داوطلبانه در عمل دو برابر آن مبلغی را که فرانسه بابت خسارتها ئرخواست کرده بود، پرداخت کرد.

7- تعهد به پایبندی بزبان فرانسوی بعنوان زبان رسمی و علمی کشور.

 Oui, Monsieur. Vous devez parlez français, la langue de Molière!

بله قربان، شما باید به  فرانسوی صحبت کنید، بزبان مولیر.

سازمانی بنام "فرانکوفونی" (20) برای گسترش زبان و فرهنگ فرانسوی تشکیل گردید. این سازمان که تحت هدایت مستقیم وزارت خارجۀ فرانسه قرار دارد از زیر مجموعه ها و زیر تشکلهای زیادی تشکیل شده است.

همانطوری که در این مقاله نشان داده شد، وقتی که آدم فقط به زبان فرانسوی صحبت کند، امکان دسترسی به تنها 4% از دانش و عقاید مردم جهان را دارد. این امر بسیار محدود کننده است.

  8- تعهد به استفاده از واحد پول مستعمراتی فرانک آفریقائی(FCFA)

 این یک گاو شیرده تمام و کمال برای فرانسه است. این سیستم بحدی تهوع آور است که حتی اتحادیۀ اروپا بر علیه آن موضع گرفت. اما فرانسه حاضر به جدائی از این سیستم مستعمراتی نبود، سیستمی که حدود 500 ملیارد از آفریقا به کیسۀ او واریز میکند. 

همزمان با شروع پخش واحد پول یورو کشورهای اروپائی برای اولین بار متوجۀ این سیستم استعماری فرانسه شدند. بسیاری از آنها، بخصوص کشورهای شمال اروپا از وجود این سیستم ابراز انزجار کرده و از فرانسه خواستار پایان  دادن به آن شدند. طبیعتا بدون نتیجه.

9- تعهد به ارائۀ بیلان سالانه و گزارش مربوط به موجودی ارزهای خارجی.

بدون گزارش کاسۀ خالی.

10- تعهد عدم عقد هر گونه قرارداد نظامی با کشوری دیگر بدون موافقت فرانسه.

کشورهای آفریقائی در کل متعهدین نظامی چندانی ندارند. اکثر این کشورها فقط با سران سابق مستعمره گرخود قرارداد تعهد نظامی دارند(مسخره است اما بهتر از این نمیشود).

فرانسه برای مستعمرات سابق خود هر گونه پیمان نظامی با کشورهای دیگر را –بجز آنهائی که خودش ارائه میدهد- ممنوع کرده است. 

11- تعهد به همیاری نظامی با فرانسه درزمان وقوع جنگ و یا بروز بحرانی بین المللی.

بیش از یک ملیون سرباز آفریقائی  در جنگ جهانی دوم درجبهه های نبرد علیه  نازیسم و فاشیسم شرکت داشتند.

نقش آنها اکثرا عمدا به فراموشی سپرده میشود. بخصوص وقتی که در نظر بگیریم که آلمان برای شکست سربازان فرانسه فقط شش هفته وقت لازم داشت، میتوان متوجه اهمیت وافر وجود این سربازان برای "فرانسۀ بزرگ" که حاضر به جنگ برای آن هستند، شد.

رابطۀ فرانسه با آفریقا تقریبا حالت یک اختلال روانی را دارد.

از طرفی فرانسه از دوران برده داری در حقیقت به  غارت و استثمار آفریقا معتاد شده است. از طرف دیگر و در پیرواین اعتیاد، الیت فرانسوی فاقد هر گونه خلاقیت و نیروی تخیل شده که به او امکان خروج از چهارچوب فکری گذشته و سنتهایش را بدهد.

نهایتا دو موسسۀ اصلی فرانسه در گذشته ها منجمد شده و بوسیلۀ کارمندان عالیرتبه ای هدایت میشوند که دچار شیزوفرنی و اختلال روانی اوهام تعقیب بوده، و تمام وحشتشان ازوقوع روز آخر الزمان میباشد، روزی که  فرانسه دچار تحولاتی شود. چهارچوب فکری آنها ناشی از رمانتیسم قرن 19 میباشد: وزارت دارائی و وزرات خارجۀ فرانسه.

این دو موسسه نه تنها تهدیدی برای مردم آفریقا بشمار میروند، بلکه حتی برای خود فرانسویها.

حال این وظیفۀ ما آفریقائیها است که خود را آزاد کنیم، بدون آنکه برای اینکاراز کسی اجازه بگیریم، چرا که درکش برای من مشکل است، که بطور مثال چطور 450 سرباز فرانسوی در ساحل عاج کشوری با جمعیتی بالغ بر 20 ملیون را کنترل میکنند؟

اولین واکنش هر کسی که از مالیات استعماری باخبر میشود این سوال است، که "تا کی؟"

یک مقایسۀ تاریخی: فرانسه هائیتی را از سال 1804 تا 1947 مجبور به پرداخت مبلغی که به پول امروز معادل 21 ملیارد میباشد، کرد (به بیانی نزدیک یک قرن و نیم) برای ضررهائی که برده داران فرانسوی بخاطر لغو برده داری و آزادی برده های هائیتیائی متحمل شده بودند. کشورهای آفریقائی پنجاه سال است که مالیات مستعمراتی میپردازند، حدس من بر این است که آنها حداقل صد سال دیگر نیز بایستی این مالیات را پرداخت کنند.    

 قربانیان قحطی و گرسنگی ناشی از سیاستهای استعماری فرانسه در آفریقای مرکزی اواخر قرن قبل

فستیوال کان یکی ازمراکز پروپاگاندای غرب و بخصوص فرانسه برای پوشاندن چهرۀ کریه و وحشیانۀ استعمار فرانسه تحت نام هنر و آزادی...

 برای جیره خواران سرمایه با " بهترینها" و"زیباترین ها" تمام سعی خود را برای استتار چهرۀ واقعی هیولای استعمار میکنند.  طبقۀ مرفه ایران هم در این جمع نمایندگی میشود

 قربانی خشکسالی ناشی از سیاستهای کمپانیهای فرانسوی در مالی 1985

 برخی دیگر از شرکت کنندگان در فستیوال سینمائی کان فرانسه 2018

 زن آفریقائی در چاد هنگام خشکسالی سعی میکند به کودک دیگری نیز زندگی ببخشد. 1993

 

منبع:

http://vineyardsaker.de/2016/10/30/steuern-fuer-die-wohltaten-der-sklaverei/#more-32

https://blogs.mediapart.fr/jecmaus/blog/300114/franceafrique-14-african-countries-forced-france-pay-colonial-tax-benefits-slavery-and-colonization

 

 (1) Sékou Touré

(2) Sylvanus Olympio

(3) französische Kolonialwährung FCFA

(4) Etienne Gnassingbe

 (5)Modiba Keit

(6) Mossa Traoré

(7) Jean-Bédel Bokassa

(8) David Dacko

(9) Maurice Yamé

(10) Aboubacar Sangoulé Lamizana

(11) Maurice Kérékou

(12) Hubert Maga

(13) Leopold Sédar Senghor

(14) (WAEMU)  West African Economic and Monetary Union

(15) (CEMAC) Central African Economic and Monetary Community

(16) CFA

 (17)CFA-Franc BEAC  - CFA-Franc BCEAO

(18) Laurent Gbagbo

(19) Alassane Outtara

(20) Francophonie

Comments (0)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
There are no comments posted here yet

کامنت شما

Posting comment as a guest.
0 Characters
Attachments (0 / 3)
Share Your Location
Type the text presented in the image below. Not clear?

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
      حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
      همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین…

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر