نظر خوانندگان

با رضا موافقم.... توضیح سایت: با تشکر از اظهار نظر شما. ا...
به "زنده باد سوسیالیسم" این که دست اندرکاران واقعه چه می...
سعید عطاپور عزیز، یا تو منظور من را متوجه نمیشوی یا من م...
رستمی عزیز، شما وقتی تفاوت کامنت با بیانیه را متوجه نیس...
زنده باد سوسیالیسم گرامی، حداقل در همین چند هفتۀ اخیرم...
به اکبر، یک پیشنهاد: من با منطق شما به ماجرا نگاه می کنم...
رفقای تدارک این اکبر را دست کم نگیرید. درسته شکسته نفسی ...
سعید عطاپور عزیز، کار درستی نیست که نیت خوانی میکنی. من ...
عطاپور عزیز، خدمتتان عارض شوم که اگر صحبتی دربارۀ مضمو...
دوست عزیز اکبر، ممنون بابت انتقادات و تدکرات شما. اما س...
امیر عزیز، دفاع بد از دشمنی بدتر است. آیا همه تیترهایی ک...
جناب عطاپور، بله سال‌هاست حرفتان را زده‌اید. بنابراین...
درست است که شکل انشایی نوشته غلیظ است ولی محتوی سیاسی ا...
دوست گرامی اکبر، ما سالهاست که در مورد سیاستهای روژاوا ...
دوستان! بیانیه دادن به معنای داستان‌سرایی نیست. در بیا...
دوست و یا شاید هم رفیق عزیز عبدی این که نوشتم پاسخ کوتاه...
آقای شفیقِ گرامی این نام را در کامنتِ دوم هم به کار برد...
دوست ناشناس عزیز، خیلی کوتاه به برخی از نکات کامنت شما ...
سلامِ مجدد عدمِ استفاده از نامِ واقعی یک ضرورت بود ولی ...
دوست ناشناس با سلام. قبل از هر چیز توصیه میکنم کامنتهای...

مقالات

کتاب

ترقیخواهی که بر شیپور جنگ با روسیه می نوازد: برنی سندرز و گردهمائی مردمی اش

نوشتۀ: جری وایت، نوید پایور

حمایت سندرز از کمپین ضد روسی بیان ماهیت تعلق طبقاتی اش بعنوان  یک سرمایه دار و سیاستمدار امپریالیستی است. او و لیبرالها و نشریات و سازمان های  شبه –چپ که از او حمایت کردند، از سوسیالیستهای دمکراتیک های آمریکا تا مجله نیشن، سازمان انترناسیونالیسم سوسیالیستی، آلترناتیو سوسیالیستی و دیگر سازمان های "چپ" ضد مارکسیست، در حال اجرای یک فریب سیاسی برای سد کردن ظهور یک جنبش انقلابی طبقه کارگراند.

جری وایت

14 ژوئن 2017

یادداشت:

مقالۀ حاضر در رابطه با گردهمایی روز 11 ژوئن طرفداران سندرز و نقد این گردهمائی و سخنرانی شخص سندرز در آن نوشته شده است. لازم است اشاره کنیم آن بخش از نیروی حامی سندرز که نویسنده از آن بعنوان "شبه – چپ" نام می برد همان چپ واقعا موجود دمکراسی طلب آمریکاست. چپی که خود را ترقیخواه می داند و نهایت رادیکالیسمش در تحقق بی قید و شرط تمایلات اندیویدوآلیستی خرده بورژوازی و تابع کردن امر طبقاتی کارگران از آن است. این معادل همان چپ وطنی است که زمانی پا به پا می کرد تا جنبش سیریزا  کلک سرمایه داری را بکند و هنوز جلسات معارفه آلکسیس سیپراس با بانک جهانی تمام نشده دل به پودموس در اسپانیا بست، سپس در گرما گرم میارزه انتخاباتی آمریکا 99% هایش به رهبری سندرز به انقلابش نیرویی تازه بخشید و با کنار رفتن سندرز فعلا سوسیالسم  اش را در زیر پوست حزب کارگر به رهبری جرمی کوربین  پیدا کرده است. عکس گرفتن با رفیق جرمی و ثبت نام در حزب کارگر بعنوان یک تاکتیک انقلابی در تقویت جناح رادیکال آن جزو آخرین دست آورد های همین چپ واقعی است.

ترجمۀ مقاله حاضر به معنای تأئید تمام نظر نویسنده، شامل ارزیابی خوش بینانۀ پایان مقاله، نیست. عنوان اصلی مقاله "سندرز از جنگ طلبی دمکراتها حمایت کرد" بود. این عنوان این تصور را به دست می داد که سندرز برای اولین بار چنین موضعگیری کرده بود. در حالی که وی پیش از آن نیز اظهارات روشنی در همین زمینه داشت.

نوید پایور

یکشنبه گذشته در شیکاگو " گرد همایی مردمی" که بوسیله جناح برنی سندرز حزب دمکرات سازمان داده شده بود، پایان یافت. این تجمع با حمایت مالی اتحادیه ملی پرستاران ( NNU ) و اتحادیه های دیگری که از کاندیداتوری سندرز در انتخابات رئیس جمهوری سال گذشته حمایت کرده بودند، به همراه چند ین سازمان  لیبرال و شبه – چپ هم خط دمکرات ها انجام شد.

این مراسم از ابتدا تا انتها یک شیادی سیاسی بود. اساس موضوع هایی که در گروه های برسی تحقیق و سخنرانی های عوام پسندانه انجام شد این افسانه بود که حزب دمکرات – حزب بازار بورس و سازمان سیا – می تواند به یک "حزب مردمی " تبدیل شود.

شنبه شب در اظهار نظری،  سندرز مدعی شد مبازره انتخاباتی اش که با تائید نامزدی هیلری کلینتون به نا امیدی انجامید، حزب دمکرات را به طرف چپ متمایل کرد و آنرا مجبور به اتخاذ " مترقی ترین برنامه ها در تاریخ " کرد. این فانتزی در مقابل واقعیت مثل دود به هوا می رود. از زمان انتخاب ترامپ، دمکرات ها بیشتر بطرف راست متمایل شده اند، حمله به رئیس جمهور میلیاردر نه بخاطرلایحه های وحشیانه ریاضتی اش یا حمله به مهاجران و حقوق دمکراتیک، بلکه برای باصطلاح " نرمشش" در برابر روسیه صورت می گیرد.

سندرز به حمایت از کمپین نئو- مک کارتیسم دمکراتها و دستگاه اطلاعاتی نظامی برخاست، که روسیه را مانع اصلی تلاش امپریالسیم آمریکا در تغییر رژیم های سوریه و ایران می دانند. سندرز گفت " برای من عجیب است که رئیس جمهوری داریم که با خود کامه ها و مستبدین راحت تر است تا با رهبران دولت های دمکرات." او گفت " چرا او شیفته پوتین است، کسی که دمکراسی را سرکوب کرده و دمکراسی را در سراسر جهان از جمله مال خودمان را بی ثبات کرده است؟"

سندرز مطابق سیاست مبارزات قبل از انتخابات ریاست جمهوری اش در مطمئن کردن حزب دمکرات، هیچ گونه اشاره ای به سابقه نظامی گری دمکراتها و خطر رویا روئی نظامی با قدرت دوم اتمی جهان نکرد. در عوض او به تکرار این پرداخت که امکان این وجود دارد به مبارزه بر علیه انحصار سیاسی و اقتصادی "طبقه میلیاردر" آمریکا دست زد و هم زمان هم از سیاست های خارجی همان طبقه حمایت کرد.

در سخنرانی یک ساعته او هیچ گونه اشاره ای به کلمه " جنگ "، " کاپیتالیسم "، یا " سوسیالسیم " نشد، سندرز تلقین کرد که تغییرات اساسی جامعه امکان پذیر است اگر جوانان بصورت یک " دمکرات مترقی" تصمیم به شرکت در انتخابات محلی و ایالتی بگیرند. او از این به عنوان " یک انقلاب واقعی" نام برد که این مبارزات انتخاباتی توانست بوجود بیا ورد.

بر طبق گفته سندرز حمایت توده ای در این مبارزات انتخاباتی نه فقط دمکرات ها، بلکه بخش اعظمی از جمهوری خواهان را به قبول عقاید " مترقی" وادار کرد. او گفت " ما در مبارزه فکری پیروز شدیم و به پیروزی ایده ها ادامه خواهیم داد".

او ادامه داد "ما در سالهای اخیر پیشرفت زیادی کرده ایم ایده های مترقی را گسترش داده ایم."  او گفت " بعضی مواقع، تنها کاری که می کنیم به امروز نگاه می کنیم  و فکر می کنیم، بسیار خوب ، این که همان راه همیشه گی است. اما این بار آنطور نیست. ایده هایی که چند سال پیش بنظر رادیکال و غیر قابل حصول می آمدند هم اکنون وسیعآ حمایت می شوند، و در حقیقت، بعضی از آنها هم اکنون که ما صحبت می کنیم به اجرا در آمده اند."

برای نشان دادن مدرک برای این دریای تغییرات سیاسی، سندرز به چندین مقام شهری و ایالتی  دمکرات که حمایت لفظی از اقدامات ملایم رفرمیستی ، شامل ازدیاد حد اقل دستمزد و پوشش درمانی ایالتی کرده بودند اشاره کرد. او هم چنین به انتخاب " دمکرات های مترقی" در نیویورک، می سی سی پی، پنسیلوانیا و جاهای دیگر اشاره کرد.

سندرز به انتخابات هفته گذشته انگلستان اشاره کرد، که حزب کارگر 29 کرسی دیگر در پارلمان بدست آورد، با این گفته " جنبش عدالت اقتصادی، اجتماعی، تبعیض نژادی و محیط زیستی در سطح جهان در حال گسترش است." او گفت رهبر حزب کارگر جرمی کوربین این تعداد کرسی اضافی را " نه بخاطر تمایل را ست و سازش کاری بیشتر، بلکه بخاطر ضدیت با الیت حاکم انگلستان بدست آورد."

همان طور که سندرز در کمپین خودش، که در آن 13 ملیون رای با ادعای این که او یک " سوسیال دمکرات " و رهبر یک "انقلاب سیاسی بر علیه طبقه میلیاردرها" است بدست آورد، حمایت همگانی از کوربین به دلیل رشد رادیکالیزاسیون سیاسی در بین کارگران و مخصوصا جوانان در دوران رشد انفجار گونه نابرابری اجتماعی و بی اعتباری کل سیستم سیاسی است. کوربین هم به دور از هر مبارزه ای بر علیه طبقۀ حاکم، مثل سندرز، تلاش کرده است این مخالفان اجتماعی را در محدوده یک حزب سیاسی سرمایه داری، و در این مورد حزب کارگر مهار کند.

سندرز اشاره به سطح بزرگی از نارضایتی عمومی در ایالات متحده کرد. "در حالی که در هشت سال گذشته در دوران اوباما اوضاع بهتر شده است،" او ادعا کرد، " ملیون ها نفر وضع شان بدتر شد. به کارگرانی که شغل تولید مناسبی داشتند گفته شد،  ببخشید، ما به چین نقل مکان میکنیم. نصف آمریکائیان مسن چیزی در بانک ندارند. ملیون ها نفر بیمه درمانی ندارند ویا پیش پرداخت زیادی باید بپردازند. خانواده های کارگری در زحمت و آنها نگران فرزندانشان هستند."

" همه جا ، " سندرز ادامه داد، " مردم خشمگین اند. آنها سوال می کنند، آیا کسی درد ما را می فهمد؟ آیا کسی اهمیتی به من و خانواده ام می دهد؟"

با آگاهی از ناراحتی عمومی از صاحبان قدرت و رادیکالیزه شدن میلیون ها جوان و کارگر، سندرز و بقیه سازمان دهنده گان گرد همایی مردمی نگران آنند که حزب دمکرات دیگر قادر نخواهد بود نقش سنتی خود را در کانالیزه کردن، محدود کردن و سرکوب مخالفان و ممانعت از یک جنبش کارگری بر علیه سرمایه داری، ایفا کند.

سندرز این پرسش را به میان کشید که چگونه ممکن است غیر محبوب ترین کاندیدا به ریاست جمهوری برسد؟ و جواب داد "اوانتخابات را برنده نشد، دمکراتها انتخابات را باختند،". او ادامه داد " مدل کنونی و استراتژی حزب دمکرات یک شکست کامل است." "حزب دمکرات احتیاج به یک تغییر اساسی دارد. چیزی که احتیاج دارد باز کردن درهایش بروی جوانان وکارگران و سالمندانی که آماده اند برای عدالت اقتصادی و اجتماعی بجنگند".

" حزب دمکرات باید درک کند در کدام طرف ایستاده است. وآن نمی تواند طرف بازار بورس یا شرکت های نفتی ویا کمپانی های داروسازی  باشد.

سندرز به هیچ عنوان اولین سیاست مدار خر رنگ کنی نیست که با این دروغ دوره گردی می کند که حزب دمکرات می توانست و می تواند در گذشته یا آینده هر چیزی به غیراز حزب سرمایه داران طبقه حاکم باشد. او بهر حال یکی از باتجربه ترین این نوع است، با بودن چهار دهه درآن، دوره ای که او با استفاده از چهره "سوسیالیسم" و "استقلال" پوشش چپ مورد احتیاج دمکرات ها را تأمین کرد. او مدت 30 سال در کنگره مشغول ارائه این خدمت برای طبقه حاکم بود، و حالا سخاوتمندانه پاداشش داده شد، نه فقط اعتبار سیاسی و توجه مطبوعاتی، بلکه همچنین یک درآمد نا قابل یک میلیون دلاری در سال گذشته.

در حقیقت، حزب دمکرات مدت ها قبل هر گونه سیاست اصلاح اجتماعی را رها کرد و در چهار دهه گذشته مشغول معاهدات تازه و لغو طرح مبارزه برنامه های فقر زدایی بود. این حزب حرکت به راست را ادامه می دهد ونه به چپ.

حزب دمکرات هیچ گونه حرفی برای گفتن در باره بزرگترین حمله به برنامه های رفاه اجتماعی در تاریخ، ندارد. آنها جلسات بازخواست کنگره در مورد تخریب بیمه سلامتی و یا حقوق دمکراتیک توسط ترامپ را در خواست نکرده اند. در عوض، آنها جلسات باز خواست کنگره برای فشار آوردن وحتی برکناری ترامپ ترتیب داده اند تا طبقه حاکم آمریکا بتواند سیاست تهاجمی اش را بر علیه روسیه، از جمله آمادگی برای جنگ را، تشدید کند.

حمایت سندرز از کمپین ضد روسی بیان ماهیت تعلق طبقاتی اش بعنوان  یک سرمایه دار و سیاستمدار امپریالیستی است.

او و لیبرالها و نشریات و سازمان های  شبه –چپ که از او حمایت کردند، از سوسیالیستهای دمکراتیک های آمریکا تا مجله نیشن، سازمان انترناسیونالیسم سوسیالیستی، آلترناتیو سوسیالیستی و دیگر سازمان های "چپ" ضد مارکسیست، در حال اجرای یک فریب سیاسی برای سد کردن ظهور یک جنبش انقلابی طبقه کارگراند.

بعضی از این نیرو ها سندرز را تشویق میکنند که از حزب دمکرات جدا شود و یک "حزب مردمی" جدید طبق خط جنبش پرو سرمایه داری پودموس اسپانیا یا سیریزای یونان درست کند. که بعد از این که به قدرت رسیدند، بسرعت به تمام قول های ضد ریاضتی خود خیانت کردند و شروع به حمله دست آورد های اجتماعی کردند که فراتر از آنهایی بود که بوسیله محافظه کاران قبلی انجام شد. هردوی پودموس و سیریزا هم نماینده گانی در گرد همایی مردمی داشتند.

در رد جدایی سیاسی از حزب دمکرات، سندرز به واشینگتن پست گفت، " ببینید، به عنوان قدیمی ترین عضو مستقل کنگره، من چیز هایی در مورد آن { حزب سوم } می دانم. جایی که اکنون من نیرو گذاشته ام در تغییر پایه ای و اساسی حزب دمکرات است به یک حزب مردمی مترقی. و ما خواهیم دید به کجا خواهد انجامید."

هرگونه  توهمی که در سندرز باقی بماند با سر بر آوردن جنبش طبق کارگر بخار خواهد شد و کارگران شروع به پیشروی برای آرزوهای خودشان خواهند کرد. آرزوهایی که نمی توانند با جنگ، نابرابری اجتماعی و حفاظت از نظام سرمایه داری سازگار باشند.

http://www.informationclearinghouse.info/47248.htm

Comments (0)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
There are no comments posted here yet

کامنت شما

Posting comment as a guest.
0 Characters
Attachments (0 / 3)
Share Your Location
Type the text presented in the image below. Not clear?

سیاست

یادداشتها

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
      حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
      همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین…

اعتصاب قدرتمند 180 میلیون کارگر در هندوستان

ملتها، مثل بچه ها، در آرزوی تحقق پیش بینی ها هستند. آنها باید قواعد را بدانند. ایالات متحده مثل والدین است. کشورهای دیگر برای هدایت در اجرای قواعد به آن نگاه می کنند

واشنگتن پست، 15 ژانویه 2019

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر