نظر خوانندگان

آقای کامران، مغلطه نکنید. خود شما چند ساعت قبل از آن حیا...
اول از همه لعنت بر پدر و مادر هر کس با موسوی متحد شد. دوم ...
کامران، شرم برای چه؟ شما از موضعی دیگر به جهان نگاه می ک...
رائفی پور سلبریتی اسلامی است که برای جذب فالوئر از بچه ...
بهمن شفیق. ضیق وقت را می فهمم و بحث را ادامه نمیدهم. قدم ...
ادامه از کامنت قبل ... یک بار دیگر برگردیم به بحث نقش تدا...
بهمن ت، ممنون از توضیحات نسبتا مفصل شما. ادامه بحث به هی...
اول، مرسی از رفقای تدارک برای این گفتار چهار قسمتی. و تش...
کامنت 3 و در آخر. در توضیح این که چه طور آمدنیوز که قبلا ض...
کامنت 2 دارم شاخ در می آورم، شما سپاهی و بسیجی "عضو" یا "ا...
بهمن شفیق عزیز. من تا به حال وارد بحث های دو طرفه یا چند ...
بهمن ت، قبل از هر چیز، لازم نیست مواظب حرف زدنتان باشید....
... ادامه از کامنت قبلی ماجرا اما به همین جا ختم نمی شود. ...
کامنت 2 چرا به جرم نکرده اعتراف می کنید؟ این فقط یک پرچم ...
به بهمن شفیق من "توهین و تخریب شخصی" نکردم. با حوصله کل ت...
بهمن ت، شما اولین کس نیستید که مباحث ما را آنگونه تفسیر ...
کامنت 4 آن آمد نیوز "ریقو" امروز شده است نیروی "داغون کرد...
کامنت 3 شما تحلیل گرایلو را عینا به کار می برید تا به جمع...
کامنت 2 به طور خلاصه نشان می دهم که اولا شما این "تغییر ا...
به بهمن شفیق سلام. در این سخنرانی به لزوم تغییر ادبیات ت...

مقالات

کتاب

سهم ما از زندگی

نوشتۀ: آهنگر

اسمش ساموئل بود و سفیدی چشماش همیشه به سرخی میزد. آدم یه جورائی ترس داشت تو چشماش خیره بشه، آخه اگر قراره یکی سیاه پوست باشه خوبه که سفیدی چشماش خیره کننده باشه اما چشمای ساموئل سرخ بود. نمیدونستم که این عادیه یا اینکه زیر فشار بیخوابی و کار سنگین به این روز افتاده بود.

کارش خیلی سخت بود. کاری که نه تنها آدم را از کت و کول میانداخت بلکه چشم و چارش را هم در میآورد. اصطلاحاً به کار او میگن سنگ کاری. سنگ کار تو حرفۀ ما به کسی میگن که وظیفش زدودن دستک و دمبکهای اضافه از قطعات فولادی ریخته گری شده میباشد. ساموئل این کار را با کمک انواع ماشینهای فرز دستی که در اختیار داشت انجام می‌داد. ماشینهایی که تو زبان فارسی به آنها دستگاه سنگ یا سنگ فرزاطلاق میشه، شاید به دلیل جنس سخت و سنگ مانند صفحۀ دواری که روی آنها نصب میشه، این صفحهها نقش سمباده را دارند اما خیلی زمختتر و سخت جونتر از سمبادهاند و نم نم طی کار خورده میشن و کوچک و کوچکتر شده تا جائی که باید با یه صفحۀ نو عوضش کنی. وقتی سنگ کاری میکنی دونههای جدا شده از صفحه سنگ بههمراه ذرات سائیده شده از قطعه کار به هوا پرتاب شده و کمانی آتشی جلوی سنگ کار درست میکنه، مثل اینکه فشفشهای را آتش زده باشی، و اگه سنگ کار نقاب طلقی نداشته باشه محاله بتونه کار کنه. تازه گاهی اوقات این ذرات از درز و بیرین ماسک طلقی هم عبور کرده و چشم و چار آدم را هدف قرار میده! خلاصه سنگ کاری خودبخود چشم واسۀ آدم نمیذاره. اما ساموئل همکاران دیگری هم داشت، آنها همه چشماشون عادی بود. گمانم بخاطر کم خوابی بود. آخه ساموئل از شهر کلن به این کارخونه میآمد و ماشین هم نداشت و اجباراً بخشی از راه را با قطار و بخشی را با اتوبوس طی میکرد. ساعت شروع کار شش صبح بود. او برای اینکه بتونه همۀ قطارها و اتوبوسها را بموقع بگیره باید سه و نیم صبح بیدارشده و از خونه بیرون بزنه. از اون طرف باید تا ساعت یک ربع به چهار کار کرده و دوباره مسیر رفته را با همان وسائل نقلیۀ صبحی برگرده و این یعنی شش بعد از ظهر به خونه رسیدن. همینجوری آدم نوک انگشتی هم که حساب کنه میبینه که وقت کمی برای خواب و استراحت داشت. خوب لابد چشمی که خوب نخوابیده و نُه ساعت یه دم سنگ کاری کنه سرخ خواهد شد. حالا ممکن بود که این سرخی اصلاً نژادی باشه. او از یک گوشۀ آفریقا به اینجا آمده بود. آیا همۀ اهالی اون گوشه چشماشون سرخ بود؟! نمیدونم... به هرحال سرخی چشمای ساموئل مرا کلافه کرده و وقتی نگاهش میکردم ترس و ترحم تو وجودم با هم مخلوط میشد. شاید همین سرخی چشماش باعث توجه ویژۀ من به او شد. من خیلی وقت بود که توی این حرفه بودم اما تا اونموقع یه سیاه پوست چشم سرخ سنگ کار که اینقدر حرکات ظریفی داشته باشه ندیده بودم. راه که میرفت تو نه صدای قدمهایش را میشنیدی و نه قدم برداشتنش را میدیدی، انگار یه روبات سیاه پوست داره روی چرخهای نامرئی زیر پاهاش قل میخوره. یه نواخت و لغزنده اما نه مثل عروسک کوکی! جاندار بودنش را حس میکردی. ساموئل خیلی آدم تمیزو نظیفی بود. چنان خودش را برای ناهار آماده میکرد که انگاری با شخص مهمی وعدۀ ناهارخوری داشت. توجه من به او از همین وقت ناهار شروع شد....

 

متن کامل در فرمت پی دی اف

 

Comments (0)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
There are no comments posted here yet

کامنت شما

Posting comment as a guest.
0 Characters
Attachments (0 / 3)
Share Your Location
Type the text presented in the image below. Not clear?

سیاست

یادداشتها

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
      حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
      همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین…

اعتصاب قدرتمند 180 میلیون کارگر در هندوستان

ملتها، مثل بچه ها، در آرزوی تحقق پیش بینی ها هستند. آنها باید قواعد را بدانند. ایالات متحده مثل والدین است. کشورهای دیگر برای هدایت در اجرای قواعد به آن نگاه می کنند

واشنگتن پست، 15 ژانویه 2019

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر