یادداشتها

نظر خوانندگان

به ماکان و با تشکر. در هیچکدام از دو مطلب به این اشاره نش...
ین متن و متن قبلی از اقای شفیق، از بهترین نوشته هایی بود...
به مهدی: با تشکر متقابل. در مورد بازتاب تحولات جهانی در ...
باتشکر از مطلب خوب تان دوسوال دارم اول اینکه در قسمتی ا...
با تشکر از آقای عطاپور بابت ترجمه های خوبشان.
و دست اخر اینکه قصد تحقیر شخصی از تکرار دارید؟ اگر چیزی ...
اینکه این بلوک توی ۳۰ سال گذشته کم و بیش فونکسیون میکرد ...
پس نوشت: همین الان خبر امده که ایتالیا ۲۵۰ میلیارد یورو ...
کدام موضعگیری؟ فقط نقل بود از خود بنگاههای مطبوعاتی ال...

من خفته در درون من

 میون یه عده معتاد و دزد و موادفروش، کف دفتر افسرنگهبان نشسته بودم. با خود فکر می‌کردم که دو سه روز دیگه شرکا همه چیز رو راس و ریس و منو از این خراب شده خلاص میکنن. مطمئن بودم که به این جماعت تعلق نداشتم. نه جیب‌ بر بودم و نه دزد و متجاوز و نه این که به چیزی اعتیاد داشتم. فقط یه کم بدشانسی آورده بودم.

اگه روزی که منو راهی زندان کرده بودن عصر پنجشنبه نبود و اگه شنبۀ بعد از اون بیست و دوم بهمن نبود و اگه یکشنبه هم همه حال کار کردن طبق روال عادی رو داشتن، اونوقت من حتی راهی قرنطینه هم نمی‌شدم. اما این اگر مگرها نشد و سه شبانه‌روز آزگار رو میون این جماعت خلاف‌کار سپری کردم.

اونای دیگه خوشحال بودن که قرنطینه رو ترک میکنن. میگفتن:

ـ یه شب قرنطینه مساوی یه ماه حبس تو بنده.

افسر نگهبان، که به نظرم خیلی آشنا میومد، روی گوشۀ میزش نشسته و یه پاش رو تو هوا تاب می‌داد و از روی لیستی که در دست داشت اسامی حضار رو می‌خوند و بعد از خوندن هر اسم با یکی دو جمله نیش‌دار متلکی بار او می‌کرد. مجرمین روی زمین نشسته، دل و جیگر پاسخ‌گویی رو نداشتن اما گاهی با یکی دو کلمه و یا ادا و شکلک زیرزیرکی مقابلۀ به مثل می‌کردند:

ـ محمد سوارآبادی

ـ بله قربان

ـ خاک بر سر الاغت کنن. تو که دوباره پیدات شد.

 

متن کامل در فرمت پی دی اف

Comments (0)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
There are no comments posted here yet

کامنت شما

Posting comment as a guest.
0 Characters
Attachments (0 / 3)
Share Your Location
Type the text presented in the image below. Not clear?

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
      حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
      همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین…

هنر و ادبیات

Notice: Trying to get property of non-object in /var/www/web5/html/tadarokJoomla38/modules/mod_k2_content/mod_k2_content.php on line 50
  • در ستایش کمونیزم
    نوشتۀ
    در ستایش کمونیزم شعری از برتولت برشت   عاقلانه است و هر کس آنرا میفهمد. ساده است. توئی که استثمار گر نیستی تو میتوانی آنرا درک کنی. به نفع توست جویای آن باش. ابلهان آنرا ابلهانه مینامند. کثافتها کثیفش میخوانند.…
    Be the first to comment!
  • سرودی برای آش
    نوشتۀ
    شعری از برتولت برشت   سرودی برای آش   زمانی که دیگر آشی برای خوردن نداری آیا میخواهی از خود دفاع کنی؟ تو بایست نظم موجود را   از بنیاد، زیرو رو شخمش زنی تا زمانی که تو آش خود…
    Be the first to comment!
  • منتظر چه هستید؟
    نوشتۀ
    شعری از برتولت برشت  منتظر چه هستید؟ اینکه کرها پای صحبت شما بنشینند؟ اینکه سیری ناپذیران چیزی به شما ببخشند؟ اینکه گرگها به شما غذا دهند بجای آنکه ببلعندتان. ببرها ازسر مهربانی از شما دعوت کنند دندانهایشان را بکشید !…
    Be the first to comment!
  • رستۀ چهارم، تولد قدرت جدید
    رستۀ چهارم، تولد قدرت جدید پلیتزا تصمیم گرفت "بزرگترین مانیفستی که پرولتاریای ایتالیایی می تواند بین قرن نوزدهم و بیستم میلادی داشته باشد" را به تصویر بکشد. هدف او این بود که "رودخانه را خروشان تر و غیر قابل کنترل تر" و آن را "به…
    Be the first to comment!
  • سهم ما از زندگی
    نوشتۀ
    اسمش ساموئل بود و سفیدی چشماش همیشه به سرخی میزد. آدم یه جورائی ترس داشت تو چشماش خیره بشه، آخه اگر قراره یکی سیاه پوست باشه خوبه که سفیدی چشماش خیره کننده باشه اما چشمای ساموئل سرخ بود. نمیدونستم که…
    Be the first to comment!
ادامه...

صدا و تصویر