نظر خوانندگان

با رضا موافقم.... توضیح سایت: با تشکر از اظهار نظر شما. ا...
به "زنده باد سوسیالیسم" این که دست اندرکاران واقعه چه می...
سعید عطاپور عزیز، یا تو منظور من را متوجه نمیشوی یا من م...
رستمی عزیز، شما وقتی تفاوت کامنت با بیانیه را متوجه نیس...
زنده باد سوسیالیسم گرامی، حداقل در همین چند هفتۀ اخیرم...
به اکبر، یک پیشنهاد: من با منطق شما به ماجرا نگاه می کنم...
رفقای تدارک این اکبر را دست کم نگیرید. درسته شکسته نفسی ...
سعید عطاپور عزیز، کار درستی نیست که نیت خوانی میکنی. من ...
عطاپور عزیز، خدمتتان عارض شوم که اگر صحبتی دربارۀ مضمو...
دوست عزیز اکبر، ممنون بابت انتقادات و تدکرات شما. اما س...
امیر عزیز، دفاع بد از دشمنی بدتر است. آیا همه تیترهایی ک...
جناب عطاپور، بله سال‌هاست حرفتان را زده‌اید. بنابراین...
درست است که شکل انشایی نوشته غلیظ است ولی محتوی سیاسی ا...
دوست گرامی اکبر، ما سالهاست که در مورد سیاستهای روژاوا ...
دوستان! بیانیه دادن به معنای داستان‌سرایی نیست. در بیا...
دوست و یا شاید هم رفیق عزیز عبدی این که نوشتم پاسخ کوتاه...
آقای شفیقِ گرامی این نام را در کامنتِ دوم هم به کار برد...
دوست ناشناس عزیز، خیلی کوتاه به برخی از نکات کامنت شما ...
سلامِ مجدد عدمِ استفاده از نامِ واقعی یک ضرورت بود ولی ...
دوست ناشناس با سلام. قبل از هر چیز توصیه میکنم کامنتهای...

مقالات

کتاب

آینده نا معلوم کنترل کارگری در ونزوئلا

نوشتۀ: جوزپ ماریا مارتورل

این یک شرکت [کارخانه فولاد سازی] بدون رئیس است. جایی که همه چیز در یک مجمع  39 نفره از شاغلین با برابری کامل در تصمیم گیری ها پیش می رود. در ایندورکا  همه بدون در نظر گرفتن نوع کار و سابقه خدمتشان به یک اندازه حقوق می گیرند. مدیریت اقتصادی برای همه از طریق یک تخته سفید بزرگ در اتاق جلسات قابل مشاهده است و این امر شفافیت مطلق را تضمین می کند.

کارگران کارخانه زیر کنترل کارگری ایندورکا در شرق ونزوئلا.

صنایع اورینوکو (ایندورکا) [Orinoco Industries INDORCA] یکی از معدود شرکت های ونزوئلا است که زیر کنترل کارگری قرار دارد و نمونه ای است از چالش های پیش روی این نوع شرکت ها و هم چنین توانایی های آنها برای غلبه بر مشکلات شان.

این یک شرکت [کارخانه فولاد سازی] بدون رئیس است. جایی که همه چیز در یک مجمع  39 نفره از شاغلین با برابری کامل در تصمیم گیری ها پیش می رود. در ایندورکا  همه بدون در نظر گرفتن نوع کار و سابقه خدمتشان به یک اندازه حقوق می گیرند. مدیریت اقتصادی برای همه از طریق یک تخته سفید بزرگ در اتاق جلسات قابل مشاهده است و این امر شفافیت مطلق را تضمین می کند.

این نتیجه بیش از ده سال مبارزه است. راهی است که با اخراج های گسترده و سازمانیابی اتحادیه ای کارگران آغاز شد و با یک مبارزه سرسختانه علیه بی عدالتی، سالها گرسنگی، تحریم، خرابکاری و [مبارزه با] مزدوران ادامه یافت.

تاریخچه آن، که حتی در ونزوئلا کمتر شناخته شده است، نه تنها واقعیت چند شرکت واقعا تحت کنترل کارگری در این کشور را نشان می دهد، بلکه همچنین نقطه شروع آشکال نوآورانه ای از همکاری غیرتجاری است که به دنبال بازگرداندن ظرفیت تولید ملی است. ایندورکا صحنه اولین " نبرد تولید"]یک به اصطلاح ارتش کارگری تولید[  است و سرانجام این امکان را به ما می دهد تا رابطه پیچیده بین ملی شدن شرکتها توسط دولت و تجربیات کنترل واقعی کارگران که اکنون از چند جبهه مورد حمله قرار گرفته اند را درک کنیم.

ایندورکا  هیچ کمکی از دولت دریافت نمی کند، زیرا یک شرکت ملی شده نیست. نیروی کار به قانون کار سال 2012 چاوز متوسل می شود که به کارگران اجازه می دهد مستقیماً شرکت هایی را اداره کنند که به طور کلاهبرداری توسط کارفرمایان منحل شده باشد. اما این امر در شرایط اقتصادی و سیاسی بسیار متفاوت از آنچه در زمان چاوز وجود داشت ، انجام می گیرد.

یک تجربه منحصر به فرد از مبارزه

ایندورکا  یک کارخانه فولاد سازی در گویان ( در استان بولیوار) است. منطقه ای صنعتی در شرق کشور اختصاصا برای صادرات آهن، فولاد و آلومینیوم که امروز برای حدود 20،000 کارگر اشتغال ایجاد کرده است. این شرکت انواع قطعات فولادی را بصورت خودکار و غیره از قطعات ساده گرفته تا دهنه چاه های پیچیده برای استخراج نفت را می سازد.

ویکتور موخیکا یک تراشکار و اکنون معاون رئیس است، یک عضو هیئت مدیره با تصمیم مجمع عمومی. او از تاریخ پیچیده مبارزات شرکت می گوید، که با پیدا شدن علائم فروش شرکت در سال 2008 آغاز شد و با دو اخراج گسترده ادامه یافت. اخراج تمام اعضای اتحادیه به همراه مجموعه ای طولانی از محاکماتی که در آن مجادله حقوقی همیشه به نفع اسکار گیمنز، رئیس کارخانه، حل و فصل می شد و سرانجام، تعلیق کل دستمزدها در ژوئیه 2012. در آن زمان بود که مجمع تصمیم گرفت تا کارخانه را تا زمانی که دستمزدها پرداخت نشده اند اشغال کند.

در همین دوران قانون جدید کار در مه 2012 وارد مرحله اجرا شد که ماده 149 آن به کارگران اجازه می دهد:

" تصرف یک کارگاه تعطیل شده و شروع کار تولیدی (.....) برای این منظور، کارفرما، کارگران و سازمان های اجتماعی شان باید برای تشکیل هیئت مدیره ویژه فراخوانده شوند".

شرکت های همسایه [صنایع پایه] کالدریز و اکیپترول (Calderys و Equipetrol) قبلاً این مسیر را دنبال کرده بودند [بعد از اجرایی شدن ماده 149].

هنگامی که دادگاه ها دستور تخلیه ایندورکا را دادند، کارمندان با حمایت همکاران کالدریز و اکیپترول این حکم را نادیده گرفتند و در برابر یورش های پی در پی پلیس مقاومت کردند.

کارگران به مدت سه سال و نیم در کارخانه  در بسته و بدون دستمزد، با سازماندهی انواع قرعه کشی ها، جمع آوری غذا و پول از شرکت های همسایه، درست کردن یک باغچه و پرورش بز زنده ماندند. آنها حتی از طریق شکار ایگونا ( یک نوع آفتاب پرست) غذا تهیه کردند و به طور متناوب با پیداکردن کار های کوچک خارج از کارخانه حقوق خود را به اشتراک گذاشتند.

آنها توانستند پس از ورود جسی مارتینز به عنوان وزیر جدید کار [در سال 2014] ، فردی که متعهد به مبارزات کارگری بود، تاریخ فعال شدن ماده 149 را 23 مارس 2015 را تعیین کنند. اما دو هفته ای قبل از آن، یک گروه مسلح به کارخانه حمله کردند ومانع کارگران آماده بکارشدند و کارخانه را از کار انداختند.

یک راه چپ گرایانه برای خروج ونزوئلا از بحران اقتصادی

آن ضربه، که تقریباً به نبرد ایندورکا خاتمه داده بود خود تبدیل به نقطه تولد "نبردهای تولیدی" گردید.

کارگران کالدریز و اکیپترول وکاربونورکا [ یک شرکت قطعات الکترونیکی مستقر در گویان ]  Carbonorca تحت تأثیر این "نبرد" قرار گرفتند وبوسیله افرادی چون سرجیو رکووینا سازمان داده شدند و به ایندورکا آمدند تا مجانی خسارات را برطرف کنند. این نمایشی از همبستگی بود که به ایندورکا  اجازه داد تا مبارزه خود را به اتمام برساند. و این همچنین به معنای تولد ارتش کارگری تولید (EPO) [نگاه کنید به ویدئوی زیر] بود که رکووینا یک عضو برجسته آن است.

در حال حاضر، با ثبت نام بیش از دو هزار داوطلب در سراسر کشور، EPO تا کنون چهارده "نبرد تولیدی" را سازمان داده است. مأموریتهائی که در آن متخصصان متنوعی بصورت رایگان و با هماهنگی EPO، به شرکت های جمعی یا ملی شده که با مشکلاتی مواجه اند می روند، ماشین آلات صدمه دیده را تعمیر می کنند و یا زیرساخت هایی را که به دلیل کمبود منابع بهره وری شرکت را خنثی یا کاهش می دهند را اصلاح می کنند. آخرین مداخله که بیشترین پوشش رسانه ای را به دست آورد، در ژوئن سال 2019 بود که ماشین آلات وزارت جهانگردی در کاراکاس، که حدود 2000 کارگر در آن اشتغال دارند، را به بهره برداری کامل رساند.

بدون شک این تجربه جدید که هم اکنون در ونزوئلا در حال تثبیت است، زمینه گسترده ای از امکانات برای بازیابی دستگاه تولیدی ملی را در شرایط کنونی بحران گشوده است. این مدل، که از اهمیت بالایی در ارتباط با کنترل واقعی کارگران است، دیوان سالاری دولت را دور میزند. اتفاقی یا نه، در حال حاضر EPO از ترمیم متروی کاراکاس و بیمارستان دانشگاه بطور رایگان منع شده است، دو موسسه کاراکاس که با مشکلات جدی روبرو هستند و از اهمیت حیاتی برای بخش های فقیرنشین شهر برخوردارند.

واقعیت کنترل کارگری در ونزوئلا امروز

ایندورکا پس از اشتراکی شدن برای دوسال موفقیت خوبی داشته است. یعنی در زمانی که  خوان آریاس وزیر صنعت بود و سرجیو رکووینا به ریاست شرکت دولتی صنایع واسطه کورپیونسا CORPIVENSA منصوب شد.

این دو از یکدیگر حمایت کردند تا چهار شرکت تحت کنترل کارگران در گویان تقویت شوند. در سال 2017، ایندورکا  اولین قرارداد خود را با یک شرکت دولتی، [شرکت آلومینیومی گویان] ونالوم VENALUM به دست آورد و نیروی کار به 42 نفر افزایش یافته. از CORPIVENSA، رکووینا هم از طرف کورپیونسا دینامیسم حمایت متقابل را برای اپو تقویت  کرد و در نتیجه آن 11 شرکت دوباره ظرفیت  تولیدی خود را بهبود بخشیدند.

اما به زودی هر دو [ آریاس و رکووینا ] برکنار شدند. اولا به این علت که مدلی که ]آنها حمایت میکردند[ جایی برای هیچ گونه از بوروکراسی نداشت، و دوما به این علت که کارگران را ترغیب به استفاده از وسایل تولید بدون نیاز به سرمایه و یا حمایت دولت از آنها می کرد. آریاس در ژوئن سال 2018 توسط طارق ال آیسامی - یک وکیل متخصص جرم شناس که هیچ تجربه در این بخش  نداشت جایگزین شد - و پس از یک ماه نوبت رکووینا نیز رسید.

از آن زمان تاکنون ایندورکا  برنده هیچ مناقصه ای از شرکت های دولتی نشده است و مزایای موجود در شرکت های دولتی نیز خشک شد: ] سوبسید های غذا [ سبد غذاهای برنامه کلپ CLAP وداروهای سوبسید شده از طریق ]شرکتهای توزیع خدمات پزشکی دولتی [، فارماپاتریا  Farmapatria ...

در واقع، پس از مرگ چاوز در سال 2013، بحران فرا رسید و اقدامات تعدیل شروع شد.

بورژوازی، با حمایت ایالات متحده، حملات خود را دو چندان کرد و در مقابل آن رویکرد دولت مادورو به سمت سلب کامل مالکیت و برنامه ریزی اقتصادی نبود، بلکه به سمت سیاست های سازش بود: برداشته شدن کنترل قیمت ها و ترویج باصطلاح بورژوازی  انقلابی یا میهن پرست، که بسیاری از شرکت هایی که پیش از آن ملی شده بودند به آنها فروخته می شوند.

یک مورد برجسته [سوپرمارکت] زنجیره ای اکسیتو Exito است که در زمان چاوز تحت نام آباستوس بیسنتاریو Abastos Bicentenario ملی شد اما امروز [دوباره] خصوصی شده است. به همان ترتیب مجتمع برنج آلبا در بخش کشاورزی نیز [ به همان سرنوشت دچار شد]. ما همچنین شاهد استراد زمین به صاحبان زمین های بزرگ هستیم، و دهقانان از زمین هایی که چاوز طبق قانون زمین سال 2001 به آنها داده بود، بیرون رانده شدند. از سال 2013 ] دولت [به تقویت روابط اقتصادی با کشورهایی مانند چین ، روسیه و ترکیه روی ومرده است.

این فضای خصوصی سازی، رشد بوروکراسی و بورژوازی ملی و تشویق سرمایه گذاری فراملی، با معکوس کردن معدود تجربیات کنترل کارگران که در زمان چاوز اتفاق افتاده بود، همراه شده است. برخی از شرکت ها که طبق ماده 149 [قانون کار] خود مدیریتی شده بودند، در سالهای اخیر مستقیم یا غیرمستقیم توسط دولت اداره می شوند.

کارخانه کنسرو اوپسلا لاگاویوتا UPSA La Gaviota یکی از شرکت هایی است که تحت این ماده اداره می شود در حالی که در حال حاضر اکثریت هیئت امنا  آن از نمایندگان دولت اند. وضعیت مجتمع اسمورفیت کاپا Smurfit Kappa’s که در کنترل کارگری نمونه بود نیز همین است.

از طرف دیگر دولت مادورو مدتها است به قصد جذب سرمایه گذاری سلب مالکیتها را متوقف کرده است. وقتی مالک شرکتی آن را رها می کند، دولت به طور نادرست از ماده 149 برای ترمیم آن استفاده می کند. به این صورت که بدون فراخوان دادن به کارگران با تحمیل هیئت مدیره ای از بوروکراتها برای اداره اش اقدام میکند، که باعث می شود شرکت هنوز به طور رسمی متعلق به روسای قدیمی باشد. این بازسازی های دولتی به عنوان تجربه کنترل کارگری مطرح میشود بدون آنکه واقعا چنین باشد. این موردی است که در[کارخانه محصولات بهداشتی] کیمبرلی کلارک Kimberly Clark و [تولید غلات] کلوگز Kellogg’s اجرا شد که به ترتیب در سال های 2016 و 2018 بازسازی شدند.

امروز هیچ موردی از شرکت های تحت کنترل واقعی کارگران در ونزوئلا وجود ندارد، اما همه چیز حکایت از آن می کند که ما داریم در مورد یکی دوجین از این نوع شرکتها صحبت می کنیم. فرمولهای قانونی که آنها را محافظت می کند، متنوع است.

کارخانه نساجی هرونیک آراگوا  Heroines of Aragua، که قبلاً  گوتا تی شرت T- Shirt  Gotcha نام داشت، برای به رسمیت شناخته شدن به عنوان یک شرکت صنایع عمومی مبارزه کرد و در سال 2004 سلب مالکیت شد. کارخانه توسط یک کمیته کارخانه منحصرا متشکل از زنان دوزنده همان شرکت اداره میشود.

کارخانه تولید سرامیک اینترسرامیک INTRECERAMIC در ایالت لارا در سال 2013 رها شد و موفق شد به یک شرکت اشتراکی اداره مستقیم تبدیل شود. امروزعنوان آن EPSDC Alfareras del Gres  است و پاسخگوی کمون آن ناحیه است و نه به دولت. از طرف دیگر شرکت مواد غذائی آلینا فود Alina Food در سال 2015 رها شد  و با خسوس مارتینز به عنوان وزیر، ماده 149 را در اکتبر همان سال فعال کرد. اكنون این شرکت در برابر يك فرمان ملي شدن كه بدون مشورت با شاغلین آن به تصویب رسید و مي تواند جايگزين كنترل كارگران باشد، مقاومت مي كند. و بالاخره چهار شرکت [صنعت پایه] از گویان: کالدریزCalderys Refractarios Venezolanos ، اکیپترولEquipetrol ، مینرالس Minerales de Venezuela و ایندورکا که همه براساس ماده 149 توسط یک هیئت مدیره ویژه مدیریت می شوند.

انتظارات از کنترل کارگری در ونزوئلا

در بنگاه های دولتی، کارگران بدون در نظر گرفتن تولید یا حتی اگر شرکت کاملاً سال ها تولید را کاملا متوقف کند، دستمزدی می گیرند. اما شرکت های تحت کنترل کارگران رسماً خصوصی به شمار می آیند. یعنی در صورت عدم پرداخت صورتحساب مشتریان شان، کارگران حقوق دریافت نمی کنند.

ایندورکا   قراردادی از شرکتهای دولتی دریافت نمی کند. از طرف دیگر شرکت های بزرگ خصوصی گویان از اسکار گیمنز [مالک شرکت] در مقابل کارگران سابق او پشتیبانی می کنند و به همین دلیل آنها را تحریم می کنند.

بنابر این ایندورکا به چه کسی بفروشد؟ به شرکت های خصوصی کوچک ونزوئلائی در منطقه و شرکت های بزرگ فراملیتی. این دومی ها سفارشاتی  از شرکت های قدرتمند دولتی دریافت می کنند  و مقداری از این کارها را به ایندورکا  برون سپاری (outsource ) می کنند، که نهایتا همان کار کردن برای دولت است اما از طریق برون سپاری ظرفیتها. سودهای به دست آمده به لطف این سیاست های جدید ترویج سرمایه گذاری خارجی، از کشور خارج می شوند.

در مسیر ایندورکا ، در یکی از جاده های خاکی منطقه ای با حصاری بزرگ قرار دارد. آنجا پر از اقلام گوناگونی است: پله های بزرگ، سیلوها، ورقه های آهنی، تیر آهن های فولادی...... این یک کارخانه جدید فولاد سازی است که توسط دولت راه اندازی شده است. آنها کل کارخانه را قطعه قطعه از چین آورده اند. "ببین، چه می بینی؟ اون پله ها، سیلوها..... فکر نمی کنی همه این ها را میشد در ایندورکا  ساخت؟ و تازه میتوانست چهار برابر ارزان تر تمام شود."

همه دیدگاه ها در مورد خطراتی که ائتلاف بین المللی جدید برای انقلاب بولیواری ایجاد می کند تا این حد انتقادی نیستند. بسیاری این سیاستها را مرحله ای برای تشدید مبارزه با امپریالیسم آمریکای شمالی وهم اکنون، برای مقابله با محاصره خبیثانه اقتصادی وتنها راه برون رفت از آن می دانند. با وجود ایجاد آسیب پذیری های جدید، این همکاری ها ممکن است بطور عملی به کاهش وابستگی به قطب های سنتی، ایالات متحده و اروپا کمک کند.

] برخی دیگر استدلال می کنند که آنها[ قائل به شکلگیری مرحله ای هستند که باید برای به دست آوردن حاکمیت، برای سرمایه گذاری مجدد درآمد رانتی در توسعه صنعتی، کشاورزی و فناوری کشور استفاده شود.

اما درک این توافق نامه ها با روسیه، چین، ترکیه یا ایران به عنوان روابطی انترناسیونالیستی ساده لوحی خواهد بود. مسأله ساده نیست، اما در هر حالتی هم خصوصی سازی ها و سیاست های سازش با بورژوازی، هرچند میهن پرستانه، به همان روش قابل درک نیست.

افول کنونی کنترل کارگران در ونزوئلا  پاسخی است به همه این عوامل. از طرف دیگر، بند 149 قانون کار کنترل کارگری را به عنوان یک وضعیت موقت توصیف می کند، و بر آن  نیست که یک سیستم مدیریت دائم برای یک شرکت تعریف کند.

این بدان معنی است که [ وضعیت حقوقی هیئت مدیره ] باید هر سال با وزارتخانه تمدید شود، یعنی بطور دوره ای سرنوشت این پروژه ها را به امان بوروکراسی دولت می گذارد.

به نظر می رسد راه منطقی برای خروج از این وضعیت موقت ملی شدن است، اما در این حالت، مدیریت به طور رسمی به دولت منتقل می شود و کارگران دیگر در آن نقشی ندارند. واقعیت این است که همه چیز به تأئید این دیدگاه دلالت می کند که امروز، کنترل کارگری واقعی در دستور کار دولت مادورو قرار ندارد.

30 سپتامبر 2019

جوزپ ماریا مارتورل*

ترجمه نوید پایور

منبع : https://venezuelanalysis.com/analysis/14675

جوزپ ماریا مارتورل کلف عضو هماهنگی اتحادیه کارگران کاتالان ( Catalan Workers’ Trade Union Coordination (COS است و در کاراکاس زندگی می کند.

 

Comments (0)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
There are no comments posted here yet

کامنت شما

Posting comment as a guest.
0 Characters
Attachments (0 / 3)
Share Your Location
Type the text presented in the image below. Not clear?

سیاست

یادداشتها

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
      حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
      همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین…

اعتصاب قدرتمند 180 میلیون کارگر در هندوستان

ملتها، مثل بچه ها، در آرزوی تحقق پیش بینی ها هستند. آنها باید قواعد را بدانند. ایالات متحده مثل والدین است. کشورهای دیگر برای هدایت در اجرای قواعد به آن نگاه می کنند

واشنگتن پست، 15 ژانویه 2019

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر