نظر خوانندگان

دوست و یا شاید هم رفیق عزیز عبدی این که نوشتم پاسخ کوتاه...
آقای شفیقِ گرامی این نام را در کامنتِ دوم هم به کار برد...
دوست ناشناس عزیز، خیلی کوتاه به برخی از نکات کامنت شما ...
سلامِ مجدد عدمِ استفاده از نامِ واقعی یک ضرورت بود ولی ...
دوست ناشناس با سلام. قبل از هر چیز توصیه میکنم کامنتهای...
چند موضوع: ۱- فرض کنیم دارایی‌های شرکت هپکو دو هزار میل...
سلام، ممنونم از دقت نظر شما و پیشنهاد جالبی که مطرح کرد...
رفقای عزیز ! در ترجمه ؛ پیشنهاد می شود به جای : « تا همان ...
امین خ عزیز. با درود و عرض معذرت از اینکه دیر پاسخ می دهم...
کامران، اشتباه می کنید. آن بخش از سخنرانی بهمن شفیق که ب...
ممنون از توضیحات شما ولی من باز هم متوجه نشدم.مگر هر کسی...
وحید صمدی من فرق دو موضوعی که شما مطرح کردی را می فهمم. ک...
کامران، معلوم است که کارمندان رده پایین سپاه و بسیج و پ...
وحید صمدی نوشتی: ( پس حتما کارمندان رده پایین ارتش و قوه ...
امین خ عزیز با سپاس برای پرداختن به این موضوع بحث مفصلی ...
با درود و تشکر بحث تمایز بین کار ساده و مرکب و یا تمایز ک...
بهمن ت. نخست اینکه پارت نیست و بخش است. کامنت نیست و نظر ...
آقای کامران، مغلطه نکنید. خود شما چند ساعت قبل از آن حیا...
اول از همه لعنت بر پدر و مادر هر کس با موسوی متحد شد. دوم ...
کامران، شرم برای چه؟ شما از موضعی دیگر به جهان نگاه می ک...

مقالات

کتاب

مالکیت خصوصی و طبیعت

نوشتۀ: وبلاگ نستور ماخنو

در شهرکی به نام " پارادایس (بهشت)" بیش از 70 جسد جزغاله پیدا شدند و تعداد افرادی که بعنوان ناپدید تلقی میشوند خبر از چیزهای بدتری می دهند ...بهشتی که قرار بود برای افرادی که در پائیز عمرشان زندگی راحتی را داشته باشند، بطور کاملا غیر فنی، کارشناسی و خطرناک با مواد ساختمانی، که سریعا آتش میگیرند، ساخته شده بود.

یادداشت سردبیر:

سیل در نقاط مختلف ایران به مباحثات وسیعی در زمینه نقش نظام حاکم نیز دامن زده است. این که تا چه میزان خسارات و تلفات ناشی از سیل حقیقتا نتیجۀ  عملکرد مستقیم دولت و یا نهادها، شرکتها  و افراد وابسته به آن بوده است و تا چه میزان حقیقتا اجتناب ناپذیر، امری است که نیازمند بررسی دقیق تر است. در حالی که در مواردی مثل شیراز قضیه بسیار روشن به نظر میرسد، در موارد دیگری مثل گلستان و یا لرستان، حقیقتا بدون شناخت دقیق تر از عوامل مؤثر در تقویت نتایج فاجعه بار سیل نمی توان با قطعیت حکمی در این مورد صادر نمود. مضاف بر آن، حتی این که دخالت دولت و یا ارگانهای مسئول در شهرداریها و سایر دستگاههای اجرائی منجر به تشدید اوضاع شده باشد، بسته به نوع این دخالت می تواند کاملا متفاوت ارزیابی شود.

در کلی ترین حالت و با فرض بر این که همه دست اندرکاران تغییر طبیعت به بهترین وجهی عمل می کنند، می توان با فریدریش انگلس همراه شد که گفته بود:

"با پیروزی های مان بر طبیعت خیلی از خودمان تعریف نکنیم. برای هر پیروزی ای طبیعت انتقام خود را از ما می گیرد. هر پیروزی ای در وهلۀ اول همان نتایجی را دارد که ما رویشان حساب کرده ایم اما در وهله های دوم و سوم تأثیرات کاملا متفاوت و پیش بینی نشده ای که اغلب آن نتیجۀ اولیه را هم محو می کنند. مردمی که در بین النهرین، یونان، آسیای صغیر و جاهای دیگر جنگلها را از بین بردند تا زمینهای قابل کشت به دست بیاورند، خوابش را هم نمی دیدند که به این ترتیب با آن جنگلها مراکز ذخیرۀ رطوبت آن زمینها را از آنان می گرفتند و پایه های متروک شدن امروزی همان زمینها را می ریختند. ایتالیائی های آلپ هنگامی که آنها از دامنۀ شمالی جنگلهای صنوبر به دقت مراقبت شدۀ دامنۀ جنوبی را با استفاده بیش از حد از بین می بردند خبر نداشتند که به این ترتیب آنها کشاورزی کوهستانی منطقۀ خودشان را ریشه کن می کردند. از آن هم کمتر از این خبر داشتند که به این وسیله برای قسمت اعظمی از سال آب چشمه های کوهستانی را از آنها می گرفتند تا در فصل باران جریانهای سیل توفنده تری راهی مناطق دشتهای پائین شود. اشاعه دهندگان سیب زمینی در اروپا نمی دانستند که آنها با آن ریشه های پر ملاط همزمان در حال اشاعۀ بیماری خنازیر هم بودند. و به این ترتیب در هر گام به ما گوشزد می شود که ما به هیچ وجه آنچنان که یک فاتح بر ملتی بیگانه مسلط می شود بر طبیعت تسلط نداریم. مثل کسی که بیرون از طبیعت ایستاده باشد. بلکه ما با گوشت و خون و مغزمان به آن تعلق داریم و درست در میان آن قرار گرفته ایم و تمام سلطۀ ما بر آن در این است که نسبت به سایر موجودات از این مزیت برخورداریم که قادریم قوانین آن را بشناسیم و به درستی به کار بگیریم".

"... قادریم قوانین آن را بشناسیم و به درستی به کار بگیریم". این اصل ماجراست و پرسش تعیین کننده در این میان این است که آیا این قوانین به درستی شناخته شدند؟ و اگر آری چه چیز مانع از به کار گرفتن آن بود و هست؟

برای اپوزیسیون جمهوری اسلامی قضیه روشن است. "رژیم" مقصر اصلی است. این نقطه عزیمت است و فاکتها هم برای تأئید آن باید جور شوند. اما حقیقتا آیا اگر به جای رژیم ولایت فقیه یک رژیم پارلمانی با انتخابات کاملا آزاد و دمکراتیک وجود داشت، چنین سیلی واقع نمی شد؟ یا این که واقع می شد اما ابعاد خسارات آن حتما کمتر بود؟ واقعیتهای جهان معاصر خلاف آن را نشان می دهند. دست بر قضا آنجائی که "انتخابات آزاد و دمکراتیک" اصلا وجود ندارد، آنجائی که به زعم عشاق دمکراسی یک دولت توتالیتر حاکم است، مصائب طبیعی قربانیان به مراتب کمتری از خود بر جا می گذارند تا آنجائی که شب و روز و بی وقفه در حال صدور دمکراسی به تمام جهان است. یک مقایسه ساده بین کوبا و آمریکا موضوع را کاملا روشن می کند.

اپوزیسیون جمهوری اسلامی با محکوم کردن از پیشی "رژیم"، از دو سو گمراه کننده است. نخست این که یا به دفاع از عامل اصلی تشدید فجایع – و نه خود مصائب-، یعنی سرمایه داری، بر می خیزد و دوم این که مانع از شناخت عوامل مؤثر بر مصائب طبیعی می گردد.

در مورد نخست از این رو که تا جائی که حقیقت را بیان می کند، یعنی تا جائی که حقیقتا "رژیم" در تخریب طبیعت و ایجاد زمینه های چنین فجایعی دخیل بوده است، این دخالتگری نه از سر انحطاط و فسادی ویژۀ جمهوری اسلامی، بلکه صاف و ساده به دلیل عمل کردن بر طبق قوانین سرمایه داری صورت گرفته است. هیچ آخوندی طبیعت را تخریب نمی کند تا از تخریب آن لذت ببرد. دنبال کسب سود است. همچنان که کمپانی هائی در حال نابود کردن جنگلهای آمازون اند که به هیچ وجه با ولایت فقیه نسبتی ندارند. جمهوری اسلامی اگر طبیعت را تخریب و زمینه برای فجایع طبیعی را آماده می کند، از سر تعهد به قوانین کسب سود است و به این اعتبار، این "رژیم" به مثابه "رژیم" نیست که باید بر صندلی اتهام نشانه شود، بلکه دولت به مثابه چهارچوب و ضامن انباشت سرمایه است که باید آماج انتقاد قرار گیرد و برای چنین انتقادی شناختی بیش از بلند کردن انگشت نشانه لازم است.  

و در مورد دوم از این رو که اطلاق "رژیم" به عنوان مقصر اصلی فجایع ناشی از سیل، آنجا که نقش عامل انسانی چندان تعیین کننده نیست، صاف و ساده به ارزیابی خطائی منجر شده و مقدمات فجایع بزرگتر آینده را فراهم می کند. کسی که فی المثل دولت ژاپن را مقصر سونامی سال 2011 معرفی کند، در حال کم خطر جلوه دادن پدیده سونامی است.  

آنچه بیش از همه در چنین شرایطی لازم است، تشخیص عوامل مختلف مؤثر در شکل دادن به فجایع و یافتن راههای پیشگیری از آن است. آن هم نه فقط بر متن شرایطی که سیل هنوز جاری است و تلاش برای مقابله با آن در جریان است. از این "آب گل آلود" ماهی گرفتن تنها و تنها به شرطی مجاز است که نخست همه تلاش برای ممانعت از آن صورت گرفته باشد که این آب گل آلود زندگی انسانهای دیگر را نابود کند.

روشن است که دولت به عنوان صاحب زمام امور نخستین نهادی است که باید به پاسخگوئی عملکرد خویش بپردازد. در مقابل این نیز باید روشن باشد که برای نشاندن متهمینی بر صندلی اتهام، می توان و باید به جستجوی دلایل اصلی جرم پرداخت.

مقاله کوتاه حاضر که در ماه نوامبر سال گذشته و در جریان آتش سوزیهای مهیب کالیفرنیا نوشته شده است، نمونه ای از چنین کنکاشی را نشان می دهد. نشان می دهد که چگونه تابع نمودن کارکرد دستگاههای دولتی از منافع اقتصادی می تواند به تشدید فجایع ناشی از مصائب طبیعی منجر شود. آن هم در یکی از ثروتمند ترین نقاط دنیا و اصلی ترین مرکز صدور دمکراسی.

11 فروردین 98

30 مارس 2019

*******************

رکورد قربانیان در آتش سوزیها در سرزمین موعود

اروپای واحد هم در سالهای اخیر در زمینه قربانیان ناشی از آتش سوزی جنگلها کم نیاورد. مثل نمونۀ پرتغال در سال 2017 با 56 قربانی و قبل از آن نیز در یونان با 100 قربانی. اما آتش سوزی کالیفرنیا احتمالا این رقمها را پشت سر خواهد گذاشت. سمبلیک واقعه هم خیلی گویا بود.

در شهرکی به نام " پارادایس (بهشت)" بیش از 70 جسد جزغاله پیدا شدند و تعداد افرادی که بعنوان ناپدید تلقی میشوند خبر از چیزهای بدتری می دهند و تصور کشف آنها در وضعیت مشابه، عرق وحشت را برپیکر انسان سرازیرمیکند. احتمالا در آینده درهای بیشتری از کابینۀ وحشت برای جستجوگران باز خواهد شد. 

بهشتی که قرار بود برای افرادی که در پائیز عمرشان زندگی راحتی را داشته باشند، بطور کاملا غیر فنی، کارشناسی و خطرناک با مواد ساختمانی، که سریعا آتش میگیرند، ساخته شده بود.

آمادگی بسیار ناکافی

سایت دولتی مبارزه با آتش سوزی در ایالت کالیفرنیا برای شهرک "پارادایس" 4 مرکز آتش نشانی و در همسایگی آن 9 مرکز دیگر را شهر نزدیک، یعنی چیکو نشان میدهد که البته بخشا برای بهره برداری در دسترس نیستند (؟؟). اینطور بنظر میرسد که این مراکز در حقیقت ساختمانهائی برای انبار کردن وسایل نقلیه و یا ابزار و البسه بیش نیستند. اینها مراکزی نیستند، که در آنها وسایل آتش نشانی وماشینهای مربوطه بهمراه پرسنل وجود داشته باشند. حداقل و مطابق گفته های قربانیان بازماندگان این فاجعه آنطور که به نظر میرسد، در تمامی کل منطقۀ فاجعه، هیچ مرکز آتش نشانی فعالی وجود نداشته است. اولین مسئول آتش نشانی، که در محل حادثه حضور پیدا کرد، برای ورود به صحنه عملیات، بین زمان تماس گیری و آژیر اضطراری تا حضور در صحنه، بیش از یک ساعت وقت صرف کرده بود.  

از آن گذشته سایت اینترنتی آنش نشانی با یک فایر وال (!!) موثر حفاظت میشد و برای ورود به سایت، شخص میبایستی  مشخصات خود پیشاپیش و به دقت وارد کرده و این مشخصات پیشاپیش مورد بررسی تائیدی قرار گیرند. یعنی این کانال به هیچ وجه بدرد برقراری تماس فوری برای موراد اضطراری نمیخورد. 

نقشۀ جدید مبارزه با آتش سوزیها در کالیفرنیا از تابستان امسال سعی نمود، متضاد ترین داده ها را در یک طرح عمومی جمع کرده و آنها را عملی سازد:

" با تاکید بر این که چه پیش گیری هایی لازم است قبل از شروع آتش سوزی صورت بگیرند، نقشه مبارزه با آتش سوزی کاهش هزینه مبارزه با آتش سوزی و تخریب اموال، سلامتی بیشتر آتش نشانان و کمک به بهتر شدن زیست محلی وسلامتی را مد نظر دارد."

" کاهش هزینه" در اولین اولویت این طرح قرار دارد و بقیه اولویتها آشکارا باید از آن تبعیت کنند. آن هم  در منطقه ای از آمریکا که دارای بالاترین سطح درآمد سرانه کشوری بوده و حتی سلبریتی های زیادی ویلاهای اعیانی گرانقیمت خود را در این منطقه بنا کرده اند.

بعلاوه بخش عمده ای از نیروهای آنش نشانی نیز از قرار معلوم دارای قرارداد های کاری موقت هستند:

" آتش نشان رده I یک طبقه بندی موقتی مورد استفاده  کال فایر [سازمان آتش نشانی کالیفرنیا] است. فرجه زمانی درخواست کار برای آتش نشان رده I در ماه نوامبر شروع می شود و استخدام معمولا بین ماههای مارس و ژوئن بسته به آتش سوزی ها و شرایط جوی آن سال صورت می گیرد."

بزبانی دیگر این به معنای آنست، که از یک سو افرادی که به این شکل استخدام آتش نشانی در می آیند، آتش نشانهای حرفه ای و تعلیم دیده نیستند و پس از پایان فصل کاری تابستان دوباره برای پیدا کردن شغل دیگری مجددا در بازار کاررها میشوند. این افراد و به این ترتیب امکان و توانائی اجرای وظیفۀ روتین، موثر و سریع در مقابله با آتش سوزی را ندارند، امری که در شرایط حساس یک فاجعه و لزوم عکس العمل سریع و حساب شده از اهمیتی حیاتی برخوردار است.  

ثانیا ماه نوامبر ماهی است که در آن جویندگان فقط امکان آن را دارند که علاقه خود را به این شغل اعلام کنند. عمل استخدام در فاصله بین ماههای مارس و ژوئن انجام می گیرد، به این دلیل که مسئولین آتش نشانی کالیفرنیا این بازه زمانی را بعنوان دوران خطرناک وقوع آتش سوزی در کلیفرنیا ارزیابی می کنند. این به معنای آن است که ایستگاههای آتش نشانی در بیشتر اوقات سال از پرسنل کافی برخوردار نیستند.  

سایت مذکور سپس به ارائۀ برخی توصیه ها به شهروندان در مورد جلوگیری از وقوع آتش سوزی می پردازد. این هم به معنای پائین آوردن هزینه های دولتی است و همزمان با آن القای این احساس خوب به شهر وندان که خود آنها بخشا مسئول امنیتشان در مقابل آتش سوزی هستند.

Yes we can …

جنگل سوزیهائی که از آسمان فرود امده اند

این که در این فصل از سال خطر آتش سوزی وجود داشت نباید امری نامعلوم باشد و آتش سوزی ها هم نمی توانستند غافلگیر کننده باشند.

اولا در این فصل از سال، یعنی در پائیز، بادهای شدید خشکی میوزند. این بادها که بنام طوفانهای سانتا آنا مشهورند، پدیدۀ نوظهوری نیستند. هواشناسان و کارشناسان جغرافیائی حداقل از قرن 19 میلادی از این طوفانهای موسمی نام برده اند. مبدا و مرکز شکل گیری آنها هنوز معلوم نیست که آیا این طوفانهای موسمی در مناطق کویری شرق کالیفرنیا شکل میگیرند و یا در شرایط دیگری این بادهای تند و خشک بوجود می آیند. اما چیزی که از دهه های متمادی همگان بر آن واقفند، زمان وزش آنها و نوع وقوع آنها است.

ثانیا کالیفرنیا در عرض 5 سال گذشته دچار خشکسالی بوده است. "در این قسمت معین از کالیفرنیا طی 214 روز قبل از وقوع آتش سوزی، قطره ای باران نیز بر زمین نباریده بود." مسئول سراسری مبارزه با آتش در کالیفرنیا [ضمن بیان این نکته] اما اظهارات متناقضی را نیز عنوان میکند. وی میگوید، گسترش آتش سوزی اخیر در "پارادایس" نرمال نبوده است. [اما] چنین چیزی تازه در سالهای اخیر پیش آمده است.

خوب اگر اینطور است، پس فاجعۀ اخیر هم میبایستی یک موضوع نرمال و حادثه ای روتین باشد.

هنمزمان با آن این مقام از این شاکی است که متأسفانه شرایط نرمال تغییر کرده اند در حالیکه همزمان مرکز هماهنگی آتش نشانیها در سطح سراسری کشور در این مورد موضعی متفاوت با نظر او گرفته ، و اعلام میکند: در این مورد  معین مرکز مسئول تصمیم گیری، سیاست خود را بر اساس وضعیت "نرمال" و کم هزینه تر ده پانزده سال قبل تعیین کرده و لزومی به تغییر در آن دیده نمیشود:

"معمولا پس از وقوع یک آتش سوزی، بخش عمده ای از مواد قابل احتراق در مسیر پیشروی آتش را درختان و شاه هائی تشکیل میدهند، که از چوبهای دارای رطوبت و یا نمدار تشکیل شده اند. این چوبها در روند پیشرفت آتش بمرور خشک شده و خود در ادامه آتش میگیرند. اما چوبهائی که این بار بر سر راه آتش قرار داشتند، همگی کاملا خشک شده بودند... و از این رو آتش توانست با سرعتی غیر قابل مهار و مهیب گسترش یابد. و نیز بخاطر وزش طوفانهای فوق الذکر گسترش آتش سوزی با سرعت بمراتب بیشری بوقوع پیوست".

سورپرایز دیگر چیزی کم نداشت.

 درسی که باید بیاموزیم

وقایع طبیعی، بویژه در مورد آتش سوزی، در اصل براحتی قابل پیش بینی هستند. اما مناسبات مالکیت و حسابگری مانع از آن می شوند که از این دانش نسبت به طبیعت به طور متناسبی استفاده شود. چیزی مثل آتش نشانی به هیج وجه "یک کاسبی" نیست. مراقبت و تجهیز آن نیازمند پول است و این نیز به معنای کاهش از حجم ثروت است.

در حالی که در اروپای واحد بخشا بخاطر همکاری داوطلبانۀ اهالی و بخشا بخاطر تقسیم مساعد تری از بودجه های محلی برای مدتهای طولانی این نوع وقایع تقریبا تحت کنترل قرار گرفته بودند و امروزه با پیشبرد سیاستهای ریاضت مالی پیش از بیش از حوزۀ کنترل خارج میشوند؛ آتش نشانی آمریکا از قرار معلوم تابعی از محاسبات اقتصادی است، که عملکرد این سازمان را بشدت محدود می کند.

به ترامپ تهمت میزنند که او بجای آنکه مثل دیگران شروع به شیون و زاری کرده و بخاطر ملائم قربانیان دچار رقت شود، سریعا از خاطیان نام برده و یقۀ آنها را میگیرد. باید گفت، وی کاملا بیحق نیست. اگر دولت ایالتی کالیفرنیا با قلم قرمز کاهش بودجه به سر وقت امر آتش نشانی نرفته بود، نه خود آتش سوزی، بلکه تعداد زیادی از قربانیان آن و حجم بالائی از ویرانی ها قابل پیشگیری بودند. در مقابل تمام ناله های همدردی رقت آمیز تنها در خدمت توجیه آن است که همه این چیزها به عنوان "بلای آسمانی" ای معرفی شوند که انسان همانند کرم کوچکی بدون هیچ حفاظی در مقابل آن قرار دارد.

یادمان نرود که همین ایالت کالیفرنیا چند سال پیش در وضعیت ورشکستگی قرار گرفته بود.

چه آن بازنشستگانی که قصد گذراندن دوران آرام ایام پیری خود را در "پارادایس" داشتند، و چه آن دسته از هنرپیشگانی که ویلاهایشان در مناطق جنوبی دچار آسیب شده اند، در مورد انتخاب محل زندگی خویش درایالتی که توانائی و یا عمدا قصد حفاظت از شهروندان خود در مقابل آتش سوزی را ندارد، دچار خطا در تصمیم گیری شده اند.

وبلاگ نستور ماخنو

19 نوامبر 2018

ترجمه تحریریه سایت

http://nestormachno.blogsport.de/2018/11/19/das-privateigentum-und-die-natur/

Comments (0)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
There are no comments posted here yet

کامنت شما

Posting comment as a guest.
0 Characters
Attachments (0 / 3)
Share Your Location
Type the text presented in the image below. Not clear?

سیاست

یادداشتها

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
      حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
      همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین…

اعتصاب قدرتمند 180 میلیون کارگر در هندوستان

ملتها، مثل بچه ها، در آرزوی تحقق پیش بینی ها هستند. آنها باید قواعد را بدانند. ایالات متحده مثل والدین است. کشورهای دیگر برای هدایت در اجرای قواعد به آن نگاه می کنند

واشنگتن پست، 15 ژانویه 2019

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر