نظر خوانندگان

رفیق مسعود نکته شماره 2 در کامنت شما در پاسخ به رازا هر چ...
به رازا این جمله شما: اصرار رفقاي تداركچي در ريختن همه پ...
به فرهاد اقا فرهاد بايد خدمتتون عرض كنم كه مليجك هم ملي...
رازا جان، دلبندم، وقتی شما می‌گویید دمکراسی و منظورتا...
به امیر، شما در مورد ترکیب اعضا و هوادران جریان احمدی ن...
کودتای گوایدا از خیلی جهات مانند شبهه کودتای سبز رفسنج...
با تشکر از شما، کار بسیار خوبی کردید که این مقاله ارزشم...
به رازا: تسلیت را به کسی باید گفت که به دروغ متوسل می شود...
واقعاحيف از ان همه تلاش و كوششي كه شما رفقا در معرفي جري...
زیبا بود و صحیح با تشکر
رفیق فرهاد عزیز نقل قولتان را از لنین یادداشت برداشتم. ...
به داریوش توضیح شما درباره دورپیمایی سرمایه آموزنده اس...
در ادامه‌ی نقد فرهاد و در تکمیل آن تا جایی که به مارکس ...
مطلب سایت شما درباره ماهیت امپریالیستی و آمریکاپرستان...

مقالات

کتاب

علیه فقدان

نوشتۀ: کاوه سلطانی

می‌توان از طلیعه‌های یک دوره‌ی بحران فراگیر اجتماعی در مبارزه‌ی طبقاتی ایران سخن گفت. دوره‌ی بحرانی انقلابی که درنهایت -گرچه با فرازوفرودهایی گذرا- انقلاب اجتماعی را دیگربار در صدر دستورکار نیروهای انقلابی تاریخ قرار می‌دهد.

یادداشت سردبیر:

«در اینجا سخن از ائتلاف طبقاتی نوینی به میان میآید با مؤلفه هایی نوین که به ادعای تدارک کمونیستی "دیگر تحت رهبری و هدایت منورالفکرهای شکم سیر بورژوازی نیستند. برعکس، ائتلافی است که از همه وهمه ی لوازم حرکت به سوی نقد بنیانهای نظم تولیدی مسلط برخوردار است: پرولتاریایی خشمگین و طبقه متوسطی ناامید از عروج ".

پرسش این است که این ائتلاف و مؤلفه های نوین طی چه فرایندی تکوین یافته و خود را به مثابه ی یک جزء وارد تمامیت اوضاع کرده اند؟ فرایند تکوین و الحاق این مؤلفه ها تا چه اندازه میتواند حامل این خصیصه ی انقلابی باشد که تدارک کمونیستی از آن نام میبرد؟ پدیداری این مؤلفه های نوین چرا تا این اندازه کورکورانه و شورشگونه صورت پذیرفت؟ و به طورکلی پیچیدگیهای دیالکتیکی این "شبح مخوف تهدید گدایان " را که در دیماه در خیابان به خود جسمیت بخشید، بر بستری از تمامیت انضمامی توضیح دهیم. مطابق چنین هدفی بهتر است که به مواجهه ی خود بورژوازی ایران و مشخصًا جناح پروغرب آن با این "شبح مخوف " پرداخت.»

این بخشی بر گرفته از متنی است که همراه با توضیحی درباره نحوه انتشار آن دریافت کرده ایم. روال معمول سایت تدارک عدم انتشار متونی است که به سایتهای دیگر نیز ارسال می شوند. در مواردی البته می توانستیم در این روال تجدید نظر کنیم و مباحث خوبی را که دریافت کرده بودیم در سایت نیز درج نمائیم. این در شمار ضعفهای کار ماست و همینجا از رفقائی که چنین انتظاری را از ما داشتند پوزش می خواهیم. اما از سوی دیگر در موارد معدودی مطالب دیگری را نیز درج کرده ایم که از انتشار آنها خرسند نیستیم. نه به دلیل مواضع نویسندگان آنها، بلکه به دلیل تبختر شان در بی اعتنائی به ملاحظات و انتقاداتی که هنگام انتشار آن مطالب بر مضمون آنها نوشتیم. حقیقتا این تکبر قابل فهم نبود که چگونه می توان مطلبی را برای انتشار به یک سایت فرستاد اما در مقابل انتقاداتی که توسط سایت مربوطه اظهار می شود با بی اعتنائی رو برگرداند و باز هم برای همان سایت مطلب بعدی را فرستاد. فقط خرده بورژوائی که خود را مرکز عالم می داند می تواند چنین رفتاری از خود نشان دهد. لابد فکر میکند متاعی دارد که می تواند در ویترینهای مختلف به نمایش بگذارد و منتی هم بر سر گردانندگان آن ویترینها بگذارد.

تا جائی که به مضمون مطالب دریافتی باز می گردد، برای ما توافق با مواضع تدارک کمونیستی تنها ملاک درج یا عدم درج مطالب نبوده و نیست. آنجائی که تشخیص دهیم انتسار مطلبی می تواند به پیشبرد مباحثه ای جدی حول گرهی ترین موضوعات سازمانیابی کمونیستی یاری رساند، از درج چنین مطالبی خودداری نخواهیم کرد. یک پیش شرط تعیین کننده برای چنین نقشی اما حقیقتا روی آوردن بدون شیله پیله به چنین مباحثه ای است. این کاری است که کاوه سلطانی در مطلب حاضر به آن می پردازد. نقد مشی تدارک کمونیستی یک وجه برجسته مطلب را تشکیل می دهد و سلطانی نیز با صراحت و بدون توسل به هیچ گونه حقه بازی جنگ روانی و "زرنگی" وارد آن شده است. مواضع ما را طرح و نقد خود را بدانها بیان می کند. از این نقطه نظر نوشته حاضر روش متفاوتی را از مجموعه نه چندان کمی از مطالبی به نمایش می گذارد که در سالهای اخیر در نقد ما منتشر شده اند اما به جای ورود به مباحثه با جریان حی و حاضری به نام "تدارک کمونیستی"، به مجادله با مواضعی پرداخته اند که گویا از سوی اشباح معینی فاقد نام و هویت ارائه شده اند.

افتخار پایه گذاری این سنت به نام مهدی گرایلو، گوروی چپ محور مقاومت، ثبت شده است که برای دوره ای نه چندان کوتاه متون متعددی را از جمله دقیقا برای ترسیم خطوط تمایز با مشی ما منتشر نمود بی آن که حتی یک بار به صراحت نامی از جریانی به میان بیاورد که مشغول مباحثه با آن است. چنین رویکردی در "نقد" نه برای دامن زدن به یک مباحثه، بلکه برای انکار و تخریب اندیشه و عمل مورد نقد در عین استفاده از آن است. این کاری است که خرده بورژواها و بورژواها بکرات حتی در برخورد به بزرگان کمونیسم نیز بدان مبادرت ورزیده اند و سالها بی اعتنائی به مباحث کارل مارکس در عین بهره گرفتن از این مباحث از بارز ترین نمونه های آن بوده است. این مشی بغایت فرصت طلبانه در حقیقت آنتی کمونیسم نهفته ای بیش نیست و ما پیشتر درباره آن حرف زده ایم.

سنت حسنه گرایلو اما به خود وی محدود نماند و در نوشته های متعدد دیگری نیز بازتاب داشت. نوشته هائی که بر خلاف لجن پراکنی های جریان مسلط چپ بر علیه تدارک کمونیستی، به جز در مواردی معدود، از تخریب مستقیم ما خودداری نموده و گاها حتی به طور تلویحی و لابلای کلمات کار ما را ارجگذاری هم کرده اند، اما نهایت سعی خود را به عمل آورده اند تا تحت هیچ عنوانی اسمی از جریانی به نام "تدارک کمونیستی" به میان آورده نشود. تدارک کمونیستی باید شبحی نا پیدا باقی می ماند. شبحی که از یک سو نزد چنین نویسندگانی نقد آن لازمه تدوین یک "سیاست کمونیستی" به شمار می آید و از همین رو مضامین مطروحه از جانب آن به تفصیل مورد بحث قرار می گیرند و از سوی دیگر تا حد امکان این "نقد" باید به گونه ای صورت گیرد که به زعم این نویسندگان به تقویت جریان مورد نقد منجر نگردد. و به همین منظور یا نامی از "تدارک کمونیستی" نباید به میان آید و یا آنجائی هم که این نام مورد اشاره قرار می گیرد این تلقی را تداعی کند که گویا از نظر چنین نویسندگانی "تدارک کمونیستی" هم در کنار این یا آن نویسنده منفرد چپ خرده جریانی بیشتر نیست.

اما این اشتراک در روش برخورد به "تدارک کمونیستی" تنها وجه اشتراک طیف نویسندگان مورد اشاره نیست. و شاید حتی وجه اشتراک اصلی آنان نیز نباشد. آنچه برجسته تر است، اشتراک آنان در مبانی سیاسی-ایدئولوژیک است که مجموعه نویسندگان این طیف را در حد فاصل بین جریان ارتجاعی چپ محور مقاومتی و تدارک کمونیستی قرار می دهد و به همین خاطر "مرزبندی" با گوروی چپ محور مقاومتی نیز تقریبا در همه چنین نوشته هائی وجه دیگر بحث را تشکیل می داده و می دهد. حد فاصلی که برزخی بیش نیست. نوشته کاوه سلطانی نیز از همین ساختار برخوردار است و در چنین طیفی قرار می گیرد. تفاوت در این است که سلطانی امکان یک مباحثه جدی را فراهم کرده است. آن برزخ به هر رو دائمی نخواهد بود و نویسندگان طیف مزبور به یکی از دو سوی بحث کشیده خواهند شد. گو این که گرانیگاه آن برزخ به همان چپ محور مقاومت متمایل است. نوشته کاوه سلطانی این حسن را دارد که می تواند با دامن زدن به مباحثه ای جدی بر سر مسائل گرهی کمونیسم، امکان گسترده تری برای ترک آن برزخ همراه با روی آوری به سیاست ورزی کمونیستی را فراهم کند.

می ماند یک نکته. کاوه سلطانی قلم توانائی دارد و داعیه نظریه پردازی هم دارد. اما نام کاوه سلطانی به عنوان یک نویسنده و نظریه پرداز نامی است ناشناخته. این رفیق هر که باشد، فقط امیدوارم شش ماه و یک سال بعد هم با همین اسم بنویسد و با اسم دیگری به دفاع از "کاوه سلطانی" بر نخیزد. امیدوارم آن کاریکاتور آزار دهنده تغییر اسامی تکرار نشود که در طول سالهای اخیر خود از موانع شفاف شدن مباحثات کمونیستی بوده است.

*****************************

روند روبه افزایش تجلی بحران‌های اقتصادی-سیاسی طی دهه‌ی اخیر در سرمایه‌داری ایران، اَشکال گوناگون همگرایی و واگرایی‌های مابینِ نیروهای اجتماعی و سیاسی و اوضاع درحال تغییرِ سرمایه‌داری جهانی و تأثرات و تعیّنات این وضعیتِ درحال دگرگونی، چنان‌اند که می‌توان از طلیعه‌های یک دوره‌ی بحران فراگیر اجتماعی در مبارزه‌ی طبقاتی ایران سخن گفت. دوره‌ی بحرانی انقلابی که درنهایت -گرچه با فرازوفرودهایی گذرا- انقلاب اجتماعی را دیگربار در صدر دستورکار نیروهای انقلابی تاریخ قرار می‌دهد. رویدادهای اعتراضی دی‌ماه 1396 را به‌مثابه‌ی دقیقه‌ای از تکامل این دوران می‌توان فهم کرد. دقیقه‌ای که در آن نطفه‌های چنین دوره‌ی انقلابی‌ای را می‌توان سراغ گرفت.

 

متن پی دی اف - علیه فقدان - کاوه سلطانی

Comments (21)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
  1. نوید پایور

به توحید و امثالهم
بعد از این که توانستید حرف دلتان را بزنید لطفا مطالب تان را در همان هفته ادامه دهید و مزاحم ما نشوید.

  Attachments
  1. توحید

سلام به همگی
تحریف؟؟! خیلی باحالید! خیلی خیلی باحالید. ملت کور و کر بودند و مطالب شما را ندیدند. آره؟ من متوجه نشدم مجید چرا می گوید تدارک با اخلاق تر از این اسمهای جدید دور و برش است. بیانیه هسته ای و همین بیانیه اوکراین و کلی مطالب دیگر تدارک در دسترس است. اصلا لازم نیست آن 4-5 تا نقد گرایلو را بخوانید. مطالب تدارک را بخوانید و به میزان برخورد اخلاقی و تعهد تدارک نسبت به گذشته اش واقف بشوید.
رفقایی مثل مجید و کیان دارند وقتشان را هدر می دهند. تدارک هم یکی مثل بقیه چپهای رژیم چنجی. دهن به دهن شدن به یک فرقه رژیم چنجی که گذشته تابلوی خود را با حربه تحریف انکار می کند ارزشی دارد؟ ول کنید که به هشدار دادن درباره تهدیدات پروژه هسته ای ایران و نقش منطقه ای ایران برای صلح جهانی مشغول باشد.

  Attachments
  1. کوژین

با سلام
1- حرفهای بیژن را بسیار درست میدانم.
از او تقاضا دارم تا این بحثش را بازتر کرده و حتما به عنوان یک نوشته منتشر کند:
"نزد بورژوازی حقیقت در این حکم که «هرآنچه واقعی است، ضروری است» متبلور می‌گردد و بر این اساس تاریخ به‌شکلی پس‌گسترانه درک می‌شود، برای پرولتاریا هیچ چیز حقیقی‌تر از فعلیت یافتن ضرورت انقلاب نیست؛ انقلابی که «چکامه‌ی خود را از آینده می‌گیرد."

بسیار مهم است این موضوعی که عنوان کرده اید رفیق بیژن

2- نمیتوانم از کسی مثل مجید که صفوف پرولتاریا را به نفع بورژوازی ترک کرده انتظار بیشتری از این داشته باشم که جز با تحریف دیگران، شیفت خود را بتواند تطهیر کند. برای کسی که خود شاگرد کسی هست که خودش سیاست را نزد منصور حکمت شاگردی کرده انتظار داشتن حیا بیفایده است. اگر در ظاهر به شقاق نظری و سیاسی با گذشته شان رسیده اند که به نظرم نرسیده اند و به قول بیژن دادخواه تنها آن روی سکه سرنگونی طلبی هستند و لاغیر، به گسست اخلاقی و پرنسیپی نرسیده اند.
فیل وسط اتاق است و خود را به ندیدن می زنند. به گوشش دست می کشند و می گویند فلان و فلان ...
3- به رفیق ابراهیم

به نظرم این که چپ سرنگونی طلب چیزی برای ارایه ندارد، خیلی صحیح نیست، هر چه باشد هنوز که هنوز است هژمونی دست انهاست. در ثانی سایت هایی مثل پروبلماتیکا و نقد و نقد اقتصاد سیاسی و کارگاه دیالکتیک و تز یازدهم و میدان و ... این وسط هستند و کار میکنند و کلی هم جذابیت و اغوای نظری و سیاسی دارند رفیق. بگذیرم از پرسش و خوانش و ... و سایت های بیشمار خارج نشین ها.

درست است، نبرد بین کمونیست ها و چپ محور مقاومتی دامنگسترتر خواهد شد، به ویژه در شرایطی که تغییر خواهد کرد و در سالیان آینده خواهد آمد. ولیکن رفیق خود این جدال که جدالی ست طبقاتی و سیاسی را نیز باید سیاسی و طبقاتی جلو برد و نه نظرورزانه. خط کمونیستی حداقل از سال 88 بوده و جنگیده، و گام به گام مسیر را می پیماید. به قول الن میلر کاروان میگذرد و سگ ها پارس می کنند.

4- با بهمن موافقم که خود بنیادهای مادی ای که چپ محور مقاومت و چپ سرنگونی طلب را ممکن کرده را باید کاوید و حرفهای نظری شان هم در آن بستر قابل فهم تر میشود.

  Attachments
  1. وحید صمدی

آقای کیان
ما شعارهای زنده باد پوتین مردم هاییتی را تبلیغ نمی کنیم. آن را به عنوان یک واقعیت موجود در تغییر جهت گیری ‏های بین المللی و پایان جهان تک قطبی بیان می کنیم. و البته از به شکست کشیده شدن سیاست های بورژوازی ترانس ‏آتلانتیک در ونزوئلا و آمریکای لاتین خوشحالیم. این نشانه ایجاد شکاف هایی در درون سرمایه جهانی است که ‏پرولتاریا می تواند و باید از آن برای سازمان دادن صفوف کمونیستی خود بهره برداری کند؛ و نه اینکه در آن بماند.‏
ما کارگران هاییتی را دعوت نمی کنیم که به سربازان پوتین تبدیل شوند و به جای پرچم کمونیسم پرچم روسیه یا ‏بخش دیگری از بورژوازی را بالا ببرند. بلکه آنان را ترغیب می کنیم که از تضعیف بخش مسلط بورژوازی جهانی ‏استقبال کنند، گوه لای شکاف های درون صفوف بورژوازی بگذارند و از فروریزی ایدئولوژیک آن برای رهایی خود ‏از شر مقدساتی مثل دموکراسی و حقوق بشر و مدرنیسم و سکولاریسم و منافع ملی و محور مقاومت و امثالهم استفاده ‏کنند و خود را برای اعمال قدرت طبقاتی سازمان دهند.‏
ما به تضعیف بورژوازی ترانس آتلانتیک و ظهور جهان چند قطبی به منزله فرصتی برای انکشاف مبارزه طبقاتی ‏می نگریم، و نه راه رشد نمی دانم چه؟! از طریق پیروزی محور مقاومت. و همین هم سیاست ما در برابر وقایع ‏اکراین بود. اگر شما در این تناقضی مشاهده می کنید، به این دلیل است که شما تضاد بنیادین را تضاد "محور ‏مقاومت" با "امپریالیسم" می بینید. هر چیزی خارج و به غیر از این برای شما تناقض آلود است. برای شما، محور ‏مقاومت همه چیز است و مبارزه طبقاتی، چپ روی و تناقض آلود. و البته مبنای مبارزه اقناع منطقی نیست، بلکه ‏همان تناقض میان طبقات است.‏
همین موضع است که شما را به دفاع از سرکوب و ترور کمونیست های اکراین به بهانه چپ روی می کشاند. و ‏موضع ما در مقابله با ترور و حذف کمونیست های اکراین توسط بورژوازی تازه به قدرت رسیده و مورد حمایت ‏روسیه و یا باندهایی در درون آن را، چپ روی و تناقض آلود جلوه می دهد. موضع شما در ایران به محض بالا ‏گرفتن و جدی تر شدن مبارزه طبقاتی چیزی جز این نخواهد بود. با این تفاوت که موضع و سابقه دولت جمهوری ‏اسلامی و بورژوازی ایران در ارتباط با طبقه کارگر و کمونیست ها، نسبت به دولت تازه تاسیس دنباس و باندهای ‏بورژوایی آن برای حذف کمونیست ها در سالیان گذشته بارها سرکوبگرانه تر و مرگبارتر است. همین موضع را چند ‏دهه پیش از این، جریاناتی در درون بورژوازی و خرده بورژوازی داشتند که تضاد "خلق و امپریالیسم" یا تضاد ‏‏"عقب ماندگی و توسعه" یا تضاد بین "الگوهای توسعه ملی و جهانی سازی و تهاجم لیبرالی یا نئولیبرالی" را به جای ‏تضاد کار و سرمایه عمده می کردند. در نظر آنان نیز هر مبارزه ای خارج از این چارچوب تناقض آلود بود و می ‏توانست مضر و به نفع "امپریالیسم" باشد. با این تفاوت که آن مواضع حداقل به نسبتی از انقلابات طبقاتی و مبارزات ‏سوسیالیستی در قرن بیستم تاثیر می پذیرفت و یا خود را با آن بزک می کرد، در حالی که موضع شما اساسا بویی از ‏مبارزه طبقاتی نبرده است. عصبانیت شدید چپ محور مقاومت در ادبیاتش نسبت به تدارک کمونیستی در مقایسه با ‏برانگیختگی آن نسبت به چپ پروغرب هم از همین روست.‏

  Attachments
  1. بهمن شفیق

به مجید،
اول و برای اطلاع کسانی که از کانتکست بیانیه مورد بحث بی اطلاعند. بحث آن بیانیه در مورد ترور بدنوف بحثی است دقیق. هیچ مقامی در دولتهای خلقی دونتسک و لوگانسک بدون تأئید مراکز قدرت در کرملین نمی توانست آن پست را کسب کند. بدنوف قربانی افشا و مبارزه با باند فاسد پولوتنیتسکی شد که ریاست دولت لوگانسک را داشت و در عین حال مخفیانه ذغال سنگ به دولت کودتاچی اوکراین می فروخت. کل این روابط هم شبکه در هم تنیده ای از مناسبات بین الیگارشهای اوکراین و مقامات محلی دنباس را در بر می گرفت که سر هر کدامشان هم به یکی از مراکز قدرت در مسکو وصل بود. باند پولوتنیستکی بعد از ترور بدنوف با افتخار مسئولیت آن را هم بر عهده گرفت.
دوم برای ما همیشه روشن بود که مسکو چنانچه منفع ژئوپلیتیک اقتضا کند در قربانی کردن کمونیستها لحظه ای تردید نخواهد کرد. روشن بود و هست که صف بندی ژئوپلیتیک جهانی به معنای گذار از صف بندی طبقاتی نخواهد بود. به این معنا که دولت بورژوائی روسیه هیچگاه داوطلبانه کمک نخواهد کرد که جائی یک دولت کمونیستی شکل بگیرد. نه تنها این، بلکه در مورد دنباس حتی چنین احتمالی خطری واقعی برای بورژوازی روسیه نیز بود و روسیه نیز به تناسب تمام تلاش خود را به کار گرفت تا افراد - از نظر طبقاتی - مورد اطمینان خود را بر دولتهای خلقی دنباس مسلط نموده و ساختار رو به تکوین شورائی اولیه آن را منحل نماید. حقیقتا احتمال شکلگیری دولتی با جهتگیری طبقاتی کارگری در نخستین ماههای وقایع دنباس احتمالی واقعی بود. احتمالی که از جمله با ترورهای بدنوف و موزگووی خنثی شد. هر دو اینها در شمار برجسته ترین مبارزان بر علیه کودتای لیبرال فاشیستی اوکراین نیز بودند. و البته که اخبار مربوط به این تحولات در سایت هفته، ارگان چپ محور مقاومت، بازتابی نداشت.
سوم در مورد نقش روسیه در تضعیف امپریالیسم تجاوزگر ناتو چه در رابطه با سوریه و چه در رابطه با همان دنباس و چه در رابطه با ونزوئلا و هائیتی، بحث ما همواره همان بوده که هست.
چهارم اگر بحث دیگری دارد حرفتان را بزنید. اما اگر فقط میخواهید هر بار ظاهر شوید و این اتهامات را تکرار کنید، لطف کنید و روزی تان را جای دیگری بجوئید.
پنجم، تنها چیزی که بدیهی است انحطاط جریانی به نام چپ محور مقاومت است که - تکرار می کنم - با برچسب پروغربی بودن به کمونیستها در صدد تطهیر ننگ دفاع خویش از دولت تا مغز استخوان بورژوائی جمهوری اسلامی است. از این نقطه نظر هم ذره ای تفاوت با همزاد خویش در آن سوی صف ندارد که با برچسب مدافع جمهوری اسلامی به تخریب همان کمونیستها می پردازد.

  Attachments
  1. مجید

آقای شفیق حق با کیان است. بیانیه شما که لینک را گذاشتید حی و حاضر است. این بیانیه همه چیز را بازگو می کند. افراد زیادی متون شما و گرایلو را خوانده اند. من هم از هر کس نخوانده می خواهم برود مقالات هر دو (تدارک و گرایلو) را کاملا بخواند. و خودش نظر بدهد تحریفی بوده یا نه. با عرض معذرت تحریف و نقد بدون اسم آوردن و .. این ها بهانه اند. همه بحث ها صریح و با ذکر مرجع بود. این واقعیت آن چنان بدیهی است که انکار آن از دید هر آدمی که حتی در حاشیه و نه متن جریانات بوده باشد تعجب آور است.

  Attachments
  1. بهمن شفیق

به کیان،
نمی دانم تا چه حد به مباحث ما آشنائی دارید. آنچه به ما نسبت می دهید دروغ است و تحریف. شما شاید به مباحث ما به اندازه کافی آشنائی ندارید. اما دارید دروغی را تکرار می کنید که چپ محور مقاومتی برای بی اعتبار کردن کمونیسم به دهان شما انداخته است. بریدن یک قطعه از متن یک بیانیه بحث ما را فقط مسخ می کند. ما ارزیابی های مفصل و دقیقی از حتی توازن نیروها در داخل خود روسیه و تأثیر دوگانه روسیه بر انکشاف مبارزه طبقاتی ارائه داده ایم که فقط کسی با غرض و مرض می تواند آنها را در چهارچوب چپ پروغربی قرار دهد. در هر صورت، اگر آن بحثها را ندیده اید، برای ورود توصیه می کنم به بحثی که لینکش را می دهم مراجعه کنید. اگر هم بحثها را دیده اید و باز هم بر آن نظرید، قضیه کاملا متفاوت می شود. آن وقت شما هم حقیقت را می دانید و انکار می کنید و شاید هم بدانید که قضاوت برشت در مورد چنین کسانی چیست.
http://tadarok.org/index.php/audio/item/1476-2015-02-26-23-14-55

  Attachments
  1. بیژن دادخواه

رفیق ابراهیم

رفیق بهمن نوشته است «مهم وفادار ماندن به حقیقت است»؛ در تأیید حرف او اضافه می‌کنم که این حقیقت البته طبقاتی است. در حالی که نزد بورژوازی حقیقت در این حکم که «هرآنچه واقعی است، ضروری است» متبلور می‌گردد و بر این اساس تاریخ به‌شکلی پس‌گسترانه درک می‌شود، برای پرولتاریا هیچ چیز حقیقی‌تر از فعلیت یافتن ضرورت انقلاب نیست؛ انقلابی که «چکامه‌ی خود را از آینده می‌گیرد». در حالی که به این ترتیب نزد بورژوازی و دنبالچه‌اش حقیقت روحی است که لابه‌لای کلمات پنهان می‌گردد و تاریخ بدل می‌شود به «تاریخ تطور روح» و سیر جدال اندیشه‌ها و مفاهیم ـ طبقه‌ی کارگر تاریخ را با کار و مبارزه‌ی طبقاتی مداوم خود که به‌شکل اجتناب‌ناپذیری واقعی است، منکشف می‌سازد. بنابراین اگر بخواهیم از موضعی پرولتری به حقیقت وفادار بمانیم، مهم این نیست که «به‌زعم» شما و من «چپ پروغرب حرفی برای گفتن» داشته باشد یا نه؛ این واقعیت مبارزه‌ی طبقاتی پرولتاریا و سطوح این مبارزه است که وزن و جایگاه جریانات سیاسی و نحوه‌ی برخورد به آن‌ها را تعیین می‌کند. و در وضعیت حاضر چپ پروغرب اتفاقاً حرف‌هایی برای گفتن داشته و دارد که زبان چپ محورمقاومتی برای بیان آن‌ها به‌کل الکن است (همین نوشته‌ی حاضر از جمله حاوی نکات قابل تأملی در این رابطه است).

دقت کنید این پیش و بیش از هر چیز مبارزه‌ای سیاسی است؛ نه جدالی بر سر «مفاهیم درست». در حالی که هر مجادله‌ی چپ بر سر مفاهیمِ درست در زمین بورژوازی صورت می‌پذیرد ـ برای کمونیسمِ پرولتاریا این امر طبقاتی است که امر سیاسی را تعیین می‌کند، نه بالعکس. در حالی که کمونیسم انکشاف واقعیت غایی مبارزه‌ی طبقاتی یعنی دیکتاتوری پرولتاریاست، چپ در وهله‌ی نهایی چیزی نیست جز بیان آرزومندی جوهری خرده‌بورژوازی.
این تمایزی بنیادی و در نسبت انقلاب حیاتی است. در جهان معاصر که خرده‌بورژوازی به‌لحاظ مادی و ایدئولوژیک هر چه بیشتر به دنبالچه‌ی بورژوازی بدل گشته، چپ نیز چیزی نیست جز تحشیه‌ای بر متن سیاست بورژوایی. تأکیدی که مکرراً در ادبیات «تدارک» بر این تمایز پایه‌ای می‌شود، سهو زبانی نیست، بلکه بیان ضرورتی است که هر تدارکی برای انقلاب در گرو پاسخ عاجل به آن است. پیشنهاد می‌کنم نوشته‌ی تدارک کمونیستی باعنوان «کمونیسم و چپ: در ضرورت یک بازبینی پایه‌ای» و سایر متونی را که در این رابطه در سایت تدارک منتشر شده، یک بار دیگر بخوانید. اینجا به نقل چند عبارت از نوشته‌ی مذکور بسنده می‌کنم: «کمونیسم نه زیر مجموعه ای از چپ است و نه می تواند و مجاز است که منشور عملیاتی، تاکتیک و استراتژی خویش را بر اساس نیازهای چپ تدوین کند... کمونیسم معاصر فقط و فقط می تواند منتقد رادیکال چپ باشد».

بر این اساس هندسه‌ی سیاسی‌ای که شما ترسیم می‌کنید، از اساس نادرست و بر پایه‌ی درکی معوج از تاریخ و مبارزه‌ی طبقاتی است که پیشتر به آن اشاره شد. شما پس از آنکه «زعم» خودتان را به واقعیت تحمیل کرده و چپ پروغرب را به‌دلخواه کنار گذاشته‌اید، نوشته‌اید: «سرنوشت آینده چپ ایران را مجادله بین دو جناح اصلی رقم خواهد زد: چپی که شما نمایندگی می‌کنید و چپی که گرایلو نمایندگی می‌کند» ـ اما «مجادله‌ای» درکار نیست؛ لااقل نه «بین دو جناح». اگر چیزی هم در کار باشد، یقین بدانید مبارزه‌ای خواهد بود قاطع بین صفوف انقلاب و ضدانقلاب. به همین صراحت. کمونیسم پرولتاریا جناحی از چپ خرده‌بورژوای ایران نیست که با جناح‌های دیگر آن در یک کل بگنجد؛ موجودیتی است یکسره مستقل و متفاوت. تدارک خود را متعلق به این کمونیسم می‌داند و برای پیشروی آن مبارزه می‌کند، در صورتی که چپ محور-مقاومتی و چپ پروغرب به‌مثابه کران‌های متخالف انکشاف یک کل واحد، پشت و روی سکه‌ی سرنگونی-طلبی خرده‌بورژوایی چپ هستند. تأکید می‌کنم این تمایزی پایه‌ای است و نه مجادله‌ای بر سر «خرده-اختلافات». می‌توان امیدوار بود تعداد هر چه کمتری به صفوف ضدانقلاب بپیوندند، اما واقعیت تاریخ مطابق آرزومندی ما منکشف نمی‌شود. تاریخ چپ کائوتسکی‌ها و هیلفردینگ‌های بسیاری به خود دیده است.

  Attachments
  1. کیان

دروغ نمیگویم آقای شفیق. تحریف هم نمیکنم. گرایلو به دفعات این را توضیح داد. این جملات را از لینکی که گذاشتید مطالعه کنید:

"ترور بدنوف و تهاجم به گردان خفاش اقدامی منفرد نیست. این تعرضی است به صف رادیکالیسم طبقاتی در دنباس که حتی پیش از آغاز تعرض بزرگ تابستان گذشته تدارک دیده و از زمان توقف نبرد در مرز شهر ماریوپل و قطع عملیات پیروزمندانه میلیشیا و گره زدن سرنوشت جنبش مقاومت دنباس به بند و بستهای الیگارشی های شرق و غرب اوکراین و مراکز قدرت کرملین وارد فاز عملیاتی شده
اکنون دیگر سکوت در مقابل این تعرضات حاکمان نوپای دنباس و غاصبان دولتهای خلقی دونتسک و لوگانسک به بهانه حفظ وحدت در مبارزه بر علیه تعرض لیبرال-فاشیستی بلوک بندی سرمایه داری غربی جایز نیست.
سکوت تاکنونی شما در مقابل کرنش الیت تازه به قدرت رسیده در دنباس و بند و بستهای آن با مراکز قدرت سرمایه در غرب و شرق اوکراین و در مسکو، تنها این الیت را در انجام مقاصد خود جری تر نموده است.
ارگانهای اعمال قدرت خود را در همه و هر جائی که هنوز دستگاه اداری جمهوریهای خلقی به ماشین مرگبار سرکوب دولت بورژوائی تحول نیافته است، شکل دهید"

خوانندگان میخوانند و قضاوت میکنند. شما میدانید که "حاکمان نوپای دنباس" جریانهای پروروس و مورد حمایت مسکو بودند و متن بیانیه به روشنی این را نشان میدهد. با آنالیز تدارک ماشین مرگبار سرکوب جمهوریهای خلقی را باید جزء سیاست روسیه دانست. وقتی به چپهای اکراین میگویید وحدت علیه تعرض فاشیستی غرب را تقدس نبخشید، منظورتان هشدار درباره خطر گروههای نزدیک به مسکو است. اینها واقعا روشن است و کاملا در تقابل مثلا با موضع هائیتی. سر کلمات که چانه نمی زنیم. خط کلی مشخص است. گرایلو هم دو بار این موضوع را با ذکر جزئیات نشان داد. در شور تعریب انیران و درباره زرنگی.
تحلیل گرایلو حقیقت داشت. او رفتار چپهای اکراین را نوعی چپروی بدون در نظر گرفتن وضعیت واقعی آنالیز کرد. چپروی آنارشیستی ای که میتواند در شرایط مشخص کاملا در جهت سیاستهای امپریالیستی قرار گیرد. حتی یادم هست که به اسنادی که شما از ارتباطات موزگوی و کیفیها ارائه کردید رفرنس داد. شما از این چپها دفاع میکردید. ذات چپروی آنها فرقی با چپروی کمونیستهای پروغرب ایرانی در اتفاقات ایران و بخصوص وقایع از دی 96 به بعد نداشت. گرایلو سالها قبل نه فقط درباره کمونیستهای ایرانی حتی در مورد چپهای اکراین نیز این واقعیت را تشخیص داد. گفت این کمونیسم افراطی میتواند تبدیل به یک ضدروس گری امپریالیستی شود. این را آن روزی گفت که شما به او میگفتید پروروس. یادتان رفته؟ هیچ تحریفی نیست. تازه این مسئله اکراین فقط یک مورد از نقد گرایلو به خط پروغربی تدارک و تناقض یابیهای او در مواضع تدارک بود. هر کس شکی دارد برود آن دو نوشته او را به علاوه بوی داروی روباه گزدگی و در کوک راست پنجگاه را بخواند تا همه چیز را با سند و مدرک ببیند.

  Attachments
  1. بهمن شفیق

به کیان،
دروغ میگوئید آقای عزیز. ما آن "ماشین مرگبار سرکوب بورژوائی" را در رابطه با ترور فرمانده گردان خفاش و دستگیری فعالین بوروتبا در لوگانسک و دونتسک عنوان کردیم و نه در توصیف عملکرد روسیه در اوکراین. همان ماشین مرگبار بود که مدتی بعد نیز آلکسی موزگووی فرمانده گردان شبح را نیز ترور کرد. مباحثات مفصل ما در تبیین صف بندی طبقاتی در اوکراین و در شرق اوکراین هم در سایت موجودند. البته از شما غیر از تحریف انتظاری نیست. برای توجیه سقوط خودتان به مقام مدافعین بی جیره و مواجب دولت تا مغز استخوان سرمایه داری جمهوری اسلامی ناچارید دیگران را چکی عامل غرب معرفی کنید.
http://tadarok.org/index.php/statements/item/1441-2015-01-03-15-03-10

  Attachments
  1. کیان

فکر میکنم امتیاز بیجهت میدهید. این حرف مجید را قبول دارم که دو سر طیف سیاست مقاومت و پرو غرب است، اما این را قبول ندارم که تدارک وسط طیف است. به عقیده من تدارک الان در همان قطب پرو غربی است. تیمی که موضعش شفافیت برنامه هسته ای و احساس خطر از جانب آن است، در موضع عربستان و اسرائیل قرار گرفته است. گرایلو به دفعات و با سند و مدرک کافی هم خطی تدارک با پروغربیها را نشان داد: سر مسئله هسته ای، سر قضایای اکراین و موضع ضد روس تدارک، سر وقایع دی 96 و ... بنابراین من تدارک را در وسط طیف تصور نمیکنم.
به علاوه آقا مجید، تلون مزاج تدارک دست کمی از این جماعت اسمهای یک روزه ندارد. همین تدارک که نقش روسیه در اکراین را "ماشین مرگبار سرکوب بورژوائی" تعریف میکرد، امروز با شور و علاقه شعارهای زنده باد پوتین مردم هائیتی را تبلیغ میکند. ایناهاش:
http://tadarok.org/index.php/item/1999-2019-02-18-05-32-28
هیچ توضیحی هم وجود ندارد که چطور آن نظر به این نظر تبدیل شد. دهها نمونه از این تناقضات را گرایلو به دفعات افشا کرد. با ارجاعات مشخص و با اشاره صریح به تدارک.
رفقا گرایلو بارها در مقالاتش از اصطلاح پروغربی بودن کلیت "بدون مستثنای" چپ ایران استفاده کرده. تدارک هم در همین کلیت است و اتفاقات این سالها معلوم شده که حرف گرایلو چه درباره پرو غربی بودن تدارک و چه درباره عدم ثبات رای تدارک کاملا درست بود.
تیمی با این سابقه سیاسی پر از تناقض و پر از مواضع پرو غربی امروز با این ادعا یا به قول مجید "بهانه" اختراعی جلو آمده که گرایلو او را نقد کرد اما اسمی ازش نیاورد. واقعا جالب است.

  Attachments
  1. مجید

من با حرف ابراهیم مخالفم. درست است که تدارک با اخلاق تر و پایبند تر از این اسامی رنگ وا رنگ و متلون مزاج است، اما به نظر من دو طیف معنی دار در سیاست ایران و منطقه نه مقاومت و تدارک بلکه مقاومت و جریان برانداز پروغربی ها هستند. این طیف ها لزوما چپ نیستند. مثلا پرو غربی ها از چپ تا سلطنت طلب را شامل می شوند. چپ مقاومتی هم از جهت سیاسی به خیلی از جریان های غیر چپ منطقه نزدیکتر است تا به جریان های چپ ایرانی. ضمن احترام به آقای شفیق و دوستانش، به نظر من جریان تدارک هم مانند همین اسامی نقل و نباتی، البته با شخصیت و منش بهتر در میانه قرار گرفته. آقای شفیق نوشته "آن برزخ به هر رو دائمی نخواهد بود و نویسندگان طیف مزبور به یکی از دو سوی بحث کشیده خواهند شد". اگر یک روز سیاست به طور واقعی قطبی بشود، خود تدارک نیز به سمت یکی از این قطب ها کشیده می شود.
از وحید صمدی مثل بهمن شفیق می پرسم کجا گرایلو بدون اسم بردن از تدارک آن را نقد کرد. این اتهام واقعا فقط یک بهانه است.

  Attachments
  1. ابراهیم

با سلام خدمت رفیق وحید صمدی عزیز
موقعی که شما را عزیز خطاب می‌کنم از سر تعارف نیست بلکه حقیقتاً شما را بسیار پیشروتر از همه چپ‍های بازمانده انقلاب 57 هستید و از منظر مارکسیستی بسیار جدی و تأثیرگذار در گفتمان چپ. خلاصه بگویم هم‌اکنون به زعم من چپ پروغرب حرفی برای گفتن ندارد و تماماً در بلوک برانداز جایگری شده‌. براندازها و جناج رژیم‌جنچ ج.ا دفاع از طبقات محروم و کارگرها را هم به ادبیات خود اضافه کرده‌اند و عملا چپ پروغرب دیگر حرفی متمایز از آنها ندارد و وجود واژه‌های چپ در ادبیات آنها کاملا بی‌معنا شده. سرنوشت آینده چپ ایران را مجادله بین دو جناح اصلی رقم خواهد زد: چپی که شما نمایندگی می‌کنید و چپی که گرایلو نمایندگی می‌کند. به نظرم گرایلو این مهم را متوجه شده است. تمام آن چپهایی که با «نامهای مستعار» می‌شناسیم که مطلب حاضر هم یکی از آنهاست در بین این دو جناح اصلی قرار می‌گیرند که سردرگمند، هم متأثر از شمایند و هم گرایلو اما بلاتکلیفی خود را کودکانه مستقل بودن تفسیر می‌کنند. گرایلو شما را جدی گرفته و بعد از «موقف نام عام» بارها مستقیم و غیرمستقیم به مواضع شما پرداخته و نقد کرده، اما به نظرم شما با برچسبهای «چپ محور مقاوتی، افاضات، داستانسرایی، هوادار ج.ا و لاریجانی و...» از این مجادله سر باز زدید. برچسب‌زدن و نام‌نهادن اشکالی ندارد اگر در خلال جدال تئوری و سیاسی باشد، اما اگر به راهکاری برای تحقیر و بی‌اهمیت جلوه‌دادن طرف مقابل و سرباززدن از مسائل اصلی و مهم‌جلوه‌دان مسائل دیگر باشد خوب نیست. به زعم من جدال این دو جناج اجتناب‌ناپذیر است، شما این کار را نکنید، این وظیفه به دوش «نامهای مستعار» می‌افتد که خود بلاتکلیفند، اما جای امیدواری است که هم شما و هم رفیق بهمن شفیق وعده دادید که در آینده به «چپ محور مقاوتی» بیشتر خواهید پرداخت چرا که ورود جدی شما به این بحث گامی مهم در روشن‌تر شدن مواضع دو جناح اصلی وپیشروی چپ در فضای سیاسی ایران خواهد بود و قطعاً «نامهای مستعار» هم ناپدید خواهند شد و هرکسی با «اسم» خود حرف خواهد زد.

  Attachments
  1. وحید صمدی

به مجید و کاظم.
اولا: زمانی که چپ محور مقاومت در حال شکل گیری بود و گرایلو تلاش داشت که آن را تئوریزه ‏کند از نظر ما این گرایش در درون چپ نسبت به چپ پروغرب خطری جدی برای مبارزات طبقاتی در ایران ‏محسوب نمی شد و بنابر این حساسیت زیادی را در ما برنمی انگیخت تا آنجا که حتی نیازی به مطالعه دقیق مقالات نمی ‏دیدیم. مطمئن باشید که اگر در آن زمان ضروری می دانستیم این کار را بدون در نظر گرفتن ادبیات و افاضات نهفته ‏در مقالات گرایلو - و صرفنظر از اکراه تنگ نظرانه او از نام بردن از کسی که در حال نقدش بود- انجام می دادیم.‏
ثانیا ما بیکار نیستیم جواب هرکسی را بدهیم. به صراحت می گویم ما برای نظرات گرایلو آن اهمیت تئوریکی را قائل ‏نیستیم که احتمالا شما باور دارید. حتی آن چه که هم اکنون حائز اهمیت است نه نقد نظرات گرایلو بلکه تحلیل و نقد ‏شرایط اجتماعی- طبقاتی و جهانی شکل گیری محور مقاومت و جریانی چپ در درون آن است. البته در همین زمینه ‏در مقالات ما هر چند به طور محتصر به زمینه های شکل گیری چپ محور مقاومت در ایران اشاره شده است.‏
ثالثا: اساسا جریانی که با صراحت تمام برای رفتن به زیر پرچم جمهوری اسلامی و لاریجانی ها و بسیج و سپاه ‏پاسداران فراخوان می دهد، خودش را پیشاپیش افشا کرده است و نیازی به نقد جداگانه ای ندارد. ما در همان زمان ‏ترجیح می دادیم که نقدهای جدی خود را نسبت به چپ پروغرب از یکسو و خود محور مقاومت و در راس آن دولت ‏و نهادهای جمهوری اسلامی از سوی دیگر ارائه دهیم و نه به زوائد آن.‏

  Attachments
  1. کاظم

من هم از همه دعوت میکنم این دو لینک را ببینند. مقاله و قسمت کمی از سخنرانی اشاره آنها به مقاله «بوی روباه گزیدگی» است که به طور مشخص رو به تدارک بود. خب چه ربطی دارند به این ادعای شما که گرایلو قبل از آن مطلب به مباحث تدارک نقد کرده اما اسم خود تدارک را نیاورده؟ حقیقت این است که نقدهای گرایلو صحیح و کاملا با ذکر مرجع بود و متاسفانه تدارک که در آن روز دفاعی از خودش نکرد الان با این ادعا آن را توجیه می کند.

  Attachments
  1. بهمن شفیق

مجید لطف کنید و به مباحث لینکهای زیر توجه کنید. فکر می کنم قضیه روشن باشد.
شاد باشید
http://tadarok.org/index.php/audio/item/1502-2015-04-20-04-37-05
http://tadarok.org/index.php/issues/item/1500-2015-04-18-01-23-28

  Attachments
  1. مجید

آقای شفیق معذرت می خواهم اما حرف شما مانند بهانه گیری است. شما جواب ندادن به انتقادات چند دفعه ای گرایلو را با این ادعا توجیه می کنید که او یک بار در مقاله موقف نام عام جمله ای گفته که شائبه اشاره به شما در آن بوده اما اسم شما نیامده و به این نام "انکار و تخریب و نه بحث" می گذارید. اولا بهتر است که آن جمله را دقیقا مشخص کنید تا ببینیم واقعا این طور بوده یا نه. دوما فرض که این طور بوده. یک جمله او بدون اشاره بود اما چند متن طولانی با ارجاعات دقیق و مشخص مخصوصا به نقد مقالات و نظرات شما اختصاص داشته. شما آنها را می گذارید کنار به بهانه آن یک جمله. خیلی ها مثل من آن بحث ها را از نزدیک دنبال می کردند. واقعا این طور که شما امروز می گویید نبود.

  Attachments
  1. بهمن شفیق

به مجید،
با تشکر. ممکن است من در تاریخ اشتباه کرده باشم. اما در همان مقاله مورد اشاره شما یعنی "موقف نام عام" نیز موضع ما در مورد وقایع دنباس مورد "نقد" قرار گرفته بود بی آن که صراحتا مورد بحث قرار گرفته باشد. موضع ما به زعم ایشان به همان اندازه خطا بود که موضع سوسیالیستهای "نه پوتین، نه آمریکا". ما تا آن زمان مباحث مفصلی را در زمینه وقایع اوکراین و بویژه شرق اوکراین طرح کرده بودیم که با یک چرخش قلم ایشان تماما در کنار مواضع چپی قرار داده می شد که به قول خود ایشان تا خرخره آمریکائی بود. این هر چه بود باز کردن باب مباحثه نبود. از آن به بعد ایشان البته از ما نام برد. اما این هم دقیقا همان چیزی بود که در کامنت قلبی عنوان کردم. ایشان دقیقا زمانی شروع به نام بردن از ما کرد که شمشیرها را از رو بسته بود. از عنوان مطالب ("بوی داروی روباه گزیدگی" و "درباره زرنگی ها") تا مضامین مطالب یکسره به قصد تخریب به نگارش درآمدند و نه برای جدال نظری. دیگر جائی برای جدال نظری نبود. این دیگر مبارزه ای سیاسی و به قصد افشاگری بود. بی معنی است که در مقابل چنین کسی به مباحثه در باب نظریات لاکان و آلتوسر و امتناع نشست.

  Attachments
  1. مجید

آقای شفیق در تاریخ ها اشتباه می کنید. شما می گویید "تا پیش از آن، یعنی در تمام سالهای منتهی به 2014 و وقایع اوکراین، چیزی به نام تدارک کمونیستی و یا جریان امید در ادبیات ایشان رسما وجود نداشت"
به سایت هفته نگاه کنید، اولین نوشته گرایلو (موقف نام عام) در نوامبر 2014 منتشر شد. تا قبل از آن هنوز مقاله ای ننوشته بود الا احتمالا در سال های دورتر، قبل از سال 86. کدام متون او را می گویید که در سال های منتهی به 2014 نوشته شده؟ از حق نباید گذشت. از اولین مقاله ای که در نقد شما نوشت (مقاله روباه گزیده گی) هر جا در مورد شما حرفی زد، خیلی مشخص و با ارجاع زیاد به مقالات شما بود. برای مثال در مورد همین وقایع دنباس و اوکراین چند مرتبه در نقد مواضع شما از خودتان فاکت آورد؟ یا در مورد موضوع هسته ای؟

  Attachments
  1. بهمن شفیق

رفیق عزیز ابراهیم با سلام متقابل،
این مهم نیست که با مواضع ما همسو هستید یا نه. مهم وفادار ماندن به حقیقت است.
اما در مورد مجادله ای که مشتاقانه در انتظارش بودید.
شاید ما اشراف کامل به همه مباحث نداشتیم و متونی را که شما بدان اشاره می کنید اصلا ندیدیم. اما آنچه ما دیدیم این بود که ایشان زمانی مستقیما به "نقد" مباحث ما پرداخت که شمشیرها را از رو بسته بود. تا پیش از آن، یعنی در تمام سالهای منتهی به 2014 و وقایع اوکراین، چیزی به نام تدارک کمونیستی و یا جریان امید در ادبیات ایشان رسما وجود نداشت. حتی در جریان وقایع دنباس نیز مواضع ما از سوی ایشان مورد "نقد" یا تعرض واقع می شد بی آن که از خود ما نامی برده شود. این معنی دارد رفیق عزیز. کسی که این کار را می کند دارد طرف مقابل را انکار می کند. دارد میگوید که موجودیت وی را به رسمیت نمی شناسد. دارد فضای مباحثه را مسموم می کند.
برای مباحثه سازنده راهها باز بود. گرایلو اما در مسیری حرکت می کرد که چنین مباحثه ای به زیان وی تمام می شد. هیچ درجه ای از "سوء تفاهم" و یا فی المثل برخورد نامناسب احتمالی از سوی ما - که منکر وجود آن هستم - نمی توانست وی را به چنین موضعی وادارد. گرایلو مدافع صریح و پیگیر محور مقاومت است و این دشنامی رکیک نیست. بیان واقعیت است. اگر ناخوشانید است نه به دلیل بیان آن، بلکه به دلیل جایگاه واقعی آن است.
توضیحات بیشتر در زمینه تکوین این چپ بماند برای نوشته هائی مستقل.
شاد باشید

  Attachments
  1. ابراهیم

سلام رفیق شفیق عزیز
به جاست که اول بگویم هم‌اکنون چندان با مواضع‌تان همسو نیستم ولی در سالهای گذشته بسیار از شما آموختم و همچنین از رفیق وحید صمدی، با انتقادهای شما بود که از شر «حکمت» خلاص شدم. اما به نظرم درباره گرایلو بی‌انصافی می‌کنید بارها در مطالبش به شما مستقیم اشاره و نقد کرد. اتفاقا در آن زمان بسیار علاقمند و منتظر بودم که شاهد جدال نظری پرشوری بین شما و گرایلو باشم، اما به زعم من شما وارد این مباحثه نشدید و تنها با یک انگ «چپ محور مقاومتی» که اکنون به یک فحش بسیار رکیک سیاسی تبدیل شده، بحث را بستید.

  Attachments
There are no comments posted here yet

کامنت شما

Posting comment as a guest.
0 Characters
Attachments (0 / 3)
Share Your Location
Type the text presented in the image below. Not clear?

سیاست

یادداشتها

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
      حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
      همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین…

اعتصاب قدرتمند 180 میلیون کارگر در هندوستان

ملتها، مثل بچه ها، در آرزوی تحقق پیش بینی ها هستند. آنها باید قواعد را بدانند. ایالات متحده مثل والدین است. کشورهای دیگر برای هدایت در اجرای قواعد به آن نگاه می کنند

واشنگتن پست، 15 ژانویه 2019

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر