نظر خوانندگان

با سلام به شما جناب خانم ویا آقای کوژین حرف مشخص نسبت به...
سلام رفیق امین خ فرشگرد نام یک گروه لیبرال _ سلطنت طلب ه...
رفیق امین با سلام در مورد سؤال اولتان: پروژه نرمالیزاسی...
سلام علی آقا الان مثلا چی گفتی تو این کامنتت. مثلا خیلی ...
با عرض سلام و درود خدمت جناب وحید صمدی ، بسیار درست به ع...
ضمن تشکر و قدردانی...چند سوال: 1-«در انتهای دوران احمدی ن...
سلام . من متوجه منظور و مفهوم آوردن این نوشته ها و پارود...
در رابطه با کامنتی که به نام علی درج شده است. ذکر چند نکت...
رفيق وحيد عزيز با سلام هنوز با عنوان رفيق و عزيز از شما ...
در مقابل سکوت ارتجاع سرمایه داری ورسانه های مزدورش جای ...
با سلام مجید حالا تو چرا فکر میکنی که فقط تویی که صفحات ...
آقای شفیق چرا فکر می کنید فقط شما هستید که از شلاق خوردن...

یادداشتها

کوه های زباله و انسانهای زائد

نوشتۀ: سوزان بونات

 اگر ما به اظهارات کارشناسان امر اعتماد کنیم، بیش از %75 از مواد غذائی تولید شده قبل از اینکه اصلا فرصت رسیدن بر سر میز غذا را داشته باشند به دور ریخته میشود.

یادداشت سردبیر:

مطلب حاضر در رابطه با گزارش اخیر محیط زیستی WWF و در نقد موضعگیری حزب سبز آلمان به نگارش درآمده است. سوزان بونات در یادداشت انتقادی خویش به درستی برنقد کلیت نظم سرمایه داری به عنوان منشأ فجایع محیط ریستی تأکید می کند. با این حال نقد بونات از نارسائی هایی جدی برخوردار است.

نخست این که بونات در برخورد به حزب سبزها هم اعتباری به آنها می دهد که شایسته آن نیستند و هم به واقعیت کارکرد عملی آن نقد برای همان نظم سرمایه داری نمی پردازد.

بونات در مورد انتقاد رئیس فراکسیون پارلمانی حزب سبز عنوان می دارد که وی " نیت خوبی دارد، و حق هم دارد". چنین نیست. تنها هنگامی می توان اعتبار "نیت خوب" و حق داشتن را به حزب سبز نسبت داد که بازسازی سرمایه داری با رعایت بیشتر حفظ محیط زیست امر خوبی قلمداد شود. این دقیقا همان کاری است که حزب سبز از آغاز پیدایشش به آن مشغول بوده است. برای این حزب حفظ محیط زیست خوب همواره ابزارایدئولوژیکی برای تثبیت حاکمیت نخبگان "با فرهنگ" بر تودۀ عوام "بی فرهنگ" عمل کرده است. نزد فعال این حزب کسی که گوشت و سبزیجات گران قیمت ارگانیک یا اکولوژیک مصرف می کند انسانی است که در جهت حفظ محیط زیست عمل می کند اما مادری که برای خرید به ارزانترین سوپر مارکت می رود و چرخ خریدش را با گوشت خوک ارزان و بسته های ارزان غذای آماده پر می کند در حال تخریب محیط زیست است. برای این حزب تأمین هوای پاکیزه در شهر همواره با بستن معادن ذغال سنگ و به کار گرفتن تکنولوژی برای انرژی های آلترناتیو امکان پذیر بوده است بی آن که لحظه ای به سرنوشت کارگران همان معادن و خانواده های آنان فکر کند. حزب سبز اتفاقا برجسته ترین مورد از سیاست ورزی برای اصلاح نظم حاکم در عین حفظ مبانی آن است و به این اعتبار بیشترین ضربات را بر سطح معیشت میلیونها و میلیونها خانوار کارگری وارد آورده است. چه در آلمان و چه در سایر کشورهای اروپائی، ایده های احزاب سبز از اجزاء جدائی ناپذیر تعرض وحشیانه ای بودند که پس از عروج تاچریسم در سطح جهانی بر علیه طبقه کارگر سازماندهی شد. حزب سبز چهره اکولوژیک استبداد سرمایه است. برای چنین حزبی "نیت خوب" قائل شدن حداقل اشتباهی است سنگین.

از نظر عملی نیز حقیقتا حزب سبز در زمینه های مختلف در بهبود وضعیت محیط زیست نقش داشته اشت. و این دقیقا اشتباه دیگر سوزان بونات است. در نقد بونات به نظر میرسد که هیچگونه بهبودی در وضعیت محیط زیست در چهارچوب نظم حاکم امکانپذیر نیست. این نادرست است. در خود آلمان موارد فراوانی از مقررات حفظ محیط زیست و تأثیرات آن بر بهبود وضعیت را می توان برشمرد. از فیلترهائی که نصب آنها در دودکش کارخانه ها اجباری شده است تا سیستم بسته استفاده از آب در کارخانه ها که کارخانه ها را وادار به تصفیه آبی می کند که در جریان تولید مصرف شده است و به این ترتیب لااقل به مقدار بسیار زیادی مانع از روان کردن آن اب آلوده به رودخانه ها و کانالهای فاضلاب می شود. پنجاه سال قبل در رودخانه راین دیگر ماهی وجود نداشت. امروز هم ماهی در آن هست و هم می توان در آن شنا نمود. کسی که این ظرفیتهای سرمایه داری در "اصلاح" خویش را به رسمیت نشناسد، قادر نیز نخواهد بود با جریانات ارتجاعی ای که اتفاقا حامل چنین "اصلاحاتی" هستند مقابله کند. به طور مشخص و در رابطه با نوشته حاضر نیز این را به خوبی می توان دید. در حالی که همان حزب سبز مورد انتقاد سوزان بونات مشغول ارائه راه حلی عملی است، نقد بونات در مقابل فاقد هر گونه نتایج پراتیکی است. نقدی که به درستی بر ریشه مسائل انگشت می گذارد، در سطحی از انتزاع باقی می ماند که از نظر سیاسی هم ناچار به باج دهی به یک حزب ارتجاعی می گردد و هم با نقدی بی وظیفه عملا منتقد را به دنباله روی از احزاب بورژوائی ناچار می کند.

علیرغم این، سوزان بونات به حقایق با ارزشی می پردازد که عناصری از نقد کمونیستی بر نظم معاصر را شکل می دهند. وی به درستی بر تضادهای رو به رشد وجه تولید مسلط تکیه می کند و به نتایج قابل توجهی نیز میرسد که گرچه آشکارا بیان نمی شوند، اما به روشنی جهت نقد وی را نشان می دهند.

جهنم سودوم در آکرا- غنا؛ توضیحات در پانویس

کوه های زباله و انسانهای زائد

سبزها درجستجوی راه چاره ای "برای خروج از جنون آشغال" هستند. آنتون هوف رایتر رئیس فراکسیون سبزها در مجلس در مصاحبه ای با گروه مدیائی فونکه گفت: " ما باید از کوه های مواد بسته بندی برای میوه و سبزیجات در سوپرمارکتها صرفنظر کنیم". برای این کار بایستی دولتمردان به تجار فشار بیاورند.

موضع گیری آنتون هوف رایتر واکنشی بود به انتشار گزارش سازمان محیط زیستی "موسسۀ فرامرزی جهان برای طبیعت" (WWF). مظابق این گزارش در سال 2050 – یعنی در 32 سال آینده- در آبهای دنیا بیشتر از ماهیها و آبزیان دیگر، پلاستیک موجود خواهد بود.   

سالانه بیش از 300 میلیون تن پلاستیک تولید میشود. یک سوم آن صرف تولید مواد بسته بندی غذائی میشود. و حدود 12 میلیون تن از این مقدار به دریا ریخته میشود. تجزیه پلاستیک تقریبا 450 سال زمان میبرد. پلاستیک به ذرات میکروسکپی تجزیه شده و از طریق ماهی ها و جانواران صدف دار وارد چرخۀ غذائی ما میشود. فاجعۀ میحط زیستی در ابعاد آخرالزمانی خود امروزه نه فقط منجر به غیر قابل سکونت گردیدن بسیاری از مناطق شده است، بلکه با نابودی منابع تامین مواد غذائی آنها باعث فرار میلیونی آنها نیز میشود. این پدیده هم اکنون در اقصی نقاط جهان قابل مشاهده است.

آقای هوف رایتر نیت خوبی دارد، و حق هم دارد. اما فریاد دادخواهی حود را پیش مرجعی عرضه میکند که کمترین واکنشی از خود نشان نخواهد داد: نزد بخش اجرائی-پروپاگاندیست ملی همان صنعتی که آلمان را به قهرمان اول جهان صادرات تبدیل کرده و از روی قدرشناسی دولت همواره در خدمت خویش را تغذیه می کند. چیزی که آقای هوف رایتر احتمالا نمیداند این واقعیت است که: در طول تاریخ هیچگاه مظهر تام وتمام سرمایه داری بنام دولت، نخواسته و نتوانسته رشد اقتصادی را که از هر طرف به عنوان امری بدون آلترناتیو تعریف می شود، ترمز کند. دولت درغایت امر فقط سودهای بدست آمده را به جیب خود و اربابانش واریز میکند. بعضی ها اسمش را کلاهبرداری میگذارند.

مساله مازاد تولید غول آسای تولید-خانۀArbeitshaus  سرمایه داری پسین قرن بیست و یکم است. برای روشن شدن ابعاد این ماجرا: بر اساس گزارشها یکی از هر سه اتوموبیل تازه ساخت، مستقیما به گورستان ماشین فرستاده میشود تا در آنجا بپوسد. بطور مثال همین مدتی قبل کمپانی فولکس آلمان بخشی از فرودگاه مادام العمردر دست ساخت برلین را برای پارک اتومبیلهای اضافی اجاره کرد*. (1) . اکنون به جای هواپیماهای حمل و نقل هوائی، بیش از 8.000 اتوموبیل نو فولکس واگن در این محوطۀ اجاره شده خاک میخورند. کنسرن فولکس واگن در نظر دارد بیش از 250.000 اتومبیل نو را در پارکینگ نمایشگاه بین المللی هانوور و فرودگاه هانوور و همچنین در محوطۀ پیست تست ماشینهای خود در ولفسبورگ و محوطه های دیگر انبار کند. بعنوان دلیل میگویند، این موتور این اتوموبیلها از پس تست جدید عدم آلودگی هوا بر نمیآیند**. واقعیت این است که کسی این ماشینها را نمیخواهد. شهرها از ماشینها و دودشان  پر شده اند. با وجود این برای اقتصاد فقط یک مساله مهم است: افزایش تولید و آنهم هر روز بیشتر از روز قبل. و برای اینکه چشمۀ سودآوری کماکان بجوشد، مصرف کننده هزینه تولید مازاد را نیز پرداخت می کند.

اوضاع در مورد سایر رشته های تولید نیز فرقی نمیکند. بطور مثال صنعت تولید مواد غذائی را در نظر بیگیریم. بخش عمدۀ مواد غذائی در کشورهای پیرامونی - و البته توسط کمپانیهای غربی- تولید میشوند. بخش عمدۀ تولیدات را باید کارگرانی که با حقوق بخور و نمیر کار میکنند، در همان هنگام برداشت و در ابعاد تنی مستقیما برای آشغال دانی جدا کنند. بقیه آن در کشتی ها برای انتقال به بازار جای میگیرد. جنس سوپر مارکتها در مراکز صنعتی غرب باید جور شود. [شهروند] ساکن غربی در ولع تنوع انتخاب است. هر چه هم که فروخته نشود، بعنوان آشغال دور ریخته میشود. اگر ما به اظهارات کارشناسان امر اعتماد کنیم، بیش از %75 از مواد غذائی تولید شده قبل از اینکه اصلا فرصت رسیدن بر سر میز غذا را داشته باشند به دور ریخته میشود.

یکبار دیگر واضح بگوئیم: در کشورهای بسیار فقیر و تحت شرایطی برده وار کارگران با حقوقی که فقط پائینترین سطح زنده ماندن را برایشان تامین میکند کار می کنند تا مالکین محصولات [غذائی] تولید شده توسط آنها را بسمت شمال صادر کنند. این محصولات در آن کشورها در ابعادی عظیم بدور ریخته میشوند و همزمان با آن مردم قحطی زدۀ همان کشورهای تولید کننده، با مرگ ناشی از گرسنگی دست و پنجه نرم میکنند- در کنار آن، آندسته از انسانهائی که بخاطر این شرایط فرار میکنند از جانب شهروندان غرب بعنوان "فراریان اقتصادی" مورد اهانت قرار گرفته و مثل بزه کاران در اردوگاه ها تلنبار میشوند.

حالا هم که مد شده است، برای اینگونه رذالتهای سیستماتیک افراد را مقصر معرفی کنند. شعار میدهند، خوب کمتر مصرف کنید. اما این یک کلاهبرداری است. جبر رشد اقتصادی و افزایش روزمرۀ مازاد تولید در آن سیستم اقتصادی که فقط به یک منظور تولید میکند، یعنی سود آوری، عوامل ذاتی این پدیده میباشند. اگر ما از زاویۀ اقتصاد کلان به این پدیده نگاه کنیم، میبینیم که هر سود نوینی تنها از طریق کار مولد ایجاد می شود. مطابق یک گزارش آماری بانک جهانی از بیست سال قبل بیش از %80 در صد از سود کل در جهان در کشورهای اقماری بدست آمده است. رشد رشته های اقتصادی خدماتی از جمله رشد بی در و پیکر صنعت مالی تنها و تنها از مسیر ارتزاق از سود آوری شخص ثالث [یعنی سرمایه حقیقتا مولد] امکان پذیر است. دلالان، کارگزاران و فعالین در مشاغل خدماتی از هر نوع آن، تنها این سود بدست آمده را تقسیم میکنند.

نمونۀ ای از آن صنعت تبلیغات میباشد: این [صنعت] هیچ محصول مفیدی تولید نمیکند و تنها وظیفه اش بالا بردن سود آوری - از جمله برای کنسرنهای صنعتی - از طریق پروپاگاند تبیغاتی میباشد. به این خاطر از سوی سرمایۀ صنعتی سهمی در ارزش اضافۀ تولید شده ای که از کارگرانش بیرون می کشد به آن اختصاص داده می شود. در ضمن قضیه در مورد دولت نیزچیزی بغیر از این نیست: وی دستگاه یک اجرائی را برای تحکیم و تثبیت روابط حاکم بر مالکیت، در اختیار میگذارد که علیرغم تضادهای روزافزون درون جامعه، و در صورت لزوم با اعمال قهر مسلحانه، آنرا حفظ کند. یعنی هر یورو مالیاتی که به وی پرداخت میشود، از قبل ارزش اضافه ای است که پیش  از آن بایستی از طریق  کار مولد بدست آمده باشد.

تکنولوژی نیز که در حقیقت بایستی برای آزادی انسان از کار بکار گرفته شود، در این سیستم تبدیل به موتوری برای برپائی آخر الزمان محیط زیستی میشود. و از آنجائی که روزمره نیاز به تعداد کمتری کارگر است، که نیروی کارشان برای تولید سود چلانیده شود، در سطح اقتصادی جهانی سود هر چه کمتری به دست می آید. و به این خاطر نیز نرخ سود آوری گرایش به کاهش می کند. برای جلوگیری از این فتیشیستهای نظام تمام تلاش خود را به رشد مداوم و پایان ناپذیر معطوف میکنند. اما مدتهاست که رشد توان جلوگیری از سقوط نرخ سود را ندارد. روز افزون و مداوما سرمایۀ مازادی بازتولید میشود که دیگر در موقعیتی نیست که سود بیشتری تولید کند. همزمان و روز افزون آدمهای هر چه بیشتری برای تولید غیر قابل استفاده می شوند- یعنی اضافی اند. و از دید سرمایه داران هر چیزی که اضافی است بایستی از بین برده شود.

حال بیاید این پروسه را روشنتر بررسی کنیم: چند سال قبل تعداد انسانهائی که در حلبی آبادهای شهر های بزرگ – در وهلۀ اول در کشورهای پیرامونی - به ریاضت مرگبار ناشی از گرسنگی مجبور بودند، بالای یک میلیارد و چهار صد میلیون تخمین زده می شد. سرنوشتهای این حاشیه نشینان شبیه همدیگرند: در کشورهای فقیر بعد از نابودی بنیانهای زندگی شان در نتیجه مصیبتها و بلایای طبیعی، سیل و یا غارت زمینهایشان، آدمها بطور دائمی از روی تاصل و درماندگی برای بدست آوردن منبع درآمدی به شهرها روی می آورند. در کشورهای صنعتی نیز افزایش مدام تعداد بیکاران باعث رشد مداوم گتوها میشود.

اگر در آلمان بطور مثال بخش قابل توجه ای از مصرف در هم بشکند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ اولا کوه های اشغال بزرگتر خواهند شد و مخارج آن نیز در قیمت گذاریهای نوین محصولات نیز تاثیر خواهد گذاشت. قیمتهای بالا باعث کاهش بیشتر تعداد مصرف کنندگان میشوند. در مرکز تعداد فقرا و بی چیزان افزایش یافته و در [کشورهای] پیرامونی تعداد بیشتری از گرسنگی هلاک میشوند.

اگر یتوان یک چیز را پیش بینی کرد، آن است که تا زمانی که ابزار تولید و متعاقب آن تمام کالاهای تولید شده در تصاحب فردی اشخاص باشند که تنها هدفشان کسب سود در جنگ رقابت با دیگران است، اضافه تولید غول آسا بهمراه کوه های زباله ای  و تخریب محیط زیست از یک سو و از سوی دیگر بدبختی و فلاکت مداوم رشد خواهد کرد.

مسلما دولتهای ثروتمند تر تلاش خواهند کرد از طریق جنگهای وحشتناک سرمایه و انسانها را نابود کنند، تا فوران نرخ سود را برای مدت کمی بیشتر امکانپذیر کنند. اما آنها موفق نمیشوند این کار را تا ابد ادامه دهند. اما چنین فروپاشی اقتصادی سرمایه داری برای اکثریت انسانها در جهان پایان مرگباری را به همراه خواهد داشت. دقیقا در صورتی که رنجبرانی که تعدادشان مدام در حال افزایش است موفق نگردند، تولید را از سود آوری به امر رفع مایحتاجات تغییر ریل دهند. و این امر تنها زمانی محتمل است که ابزار [تولید] آن در تصاحبشان قرار گیرد. و طبیعتا هیچ مالکی داوطلبانه آنها را تحویل نمیدهد.

27 اوت 2018

نوشتۀ سوزان بونات

ترجمه: سعید عطاپور

کوه زباله در براندنبوگ آلمان

کوه زباله در آمریکا

کوه زباله در اقیانوس اطلیس

کوه زباله در ایران- مازندران

 

کوه زباله در هند

پانویس: پارک طبیعی آبوگلوشی در آکرا ، پایتخت غنا اکنون تبدیل به وحشتاکترین بیابان زباله و سمی ترین منطقۀ  زباله های جهانی  تبدیل شده است. اروپای متمدن و در راس آن آلمان علیرغم ممنوعیت صدور زباله های سمی میلیونها تن زبالۀ را بطور غیر قانونی در آنجاخالی میکنند. لازم به یادآوری است که در اروپا و آلمان مصرف کنندگان پیشاپیش و هنگام خریدوسایل الکترونیکی، مالیات مربوطه به دفع سالم زائدات الکترونیکی در اروپا را پرداخت میکنند و مطابق قانون دول اروپائی موظف به دفع سالم زائدات الکترونیکی در کشورهای خود میباشند.  در مهد دمکراسی اروپا همه از آن خبر دارند، راجع به "زشت بودن" آن صحبت و مقاله مینویسند، اماهیچ اتفاقی نمیافتد. 

*  خود این فرودگاه در برلین نیز محصولی از جنس همین مازاد تولید ها است، تا کنون علیرغم صرف مبلغی بالای 4،5 میلیارد ایرو هنوزبیش از یک  پروژۀ ساختمانی چیزی بیشتر نیست. طبیعتا تا کنون دهها شرکت ریز و درشت نیز درآمدهای کلانی به جیب زده و برخی مسئولین دولتی نیز فقط بخاطر "اشتباهاتشان" از مسئولیتهای خود با انتقال به مشاغل دیگر مجازات شده اند؟!؟!- این مبلغ معادل بودجۀ لازم برای تامین مالی 7 میلیون و 148 هزار مهد کودک است. م

**  هیچ آدم رندی هم پیدا نمیشود بگوید، خب موتورها را عوض کنید؛ چرا که حکم سرمایه دار فرمان الهی است و سوال انتقادی در آن باره نیز معادل شرک -م

https://kenfm.de/tagesdosis-27-8-2018-muellberge-und-ueberfluessige/

Comments (0)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
There are no comments posted here yet

کامنت شما

Posting comment as a guest.
0 Characters
Attachments (0 / 3)
Share Your Location
Type the text presented in the image below. Not clear?

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
      حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
      همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین…

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر