نظر خوانندگان

در تأیید وحید صمدی اولا" اگر حملۀ موشکی الکی بوده و با ه...
با سلام به رفقای عزیز تدارک کامنت آقا یا خانم sharifi دقیق...
رفیق عزیز علی، در تکمیل نکات طرح شده در پاسخ بهمن شفیق. ...
رفیق عزیز علی، با نظرتان درباره اعتراضات مربوط به سقوط ...
رفقا درباره‌ی اعتراضات این دو سه روزه در ایران نظرتان ...
امید، چرا اصرار دارید درباره عدم امکان جنگی حرف بزنید ...
وحید صمدی، شما در ابتدا آسمان و ریسمان را به هم می بافید...
محور سرخوش از مقاومت در برابر دست درازی های استکبار و ب...
امید، شما در تحلیل قبلی اتان رسما امکان رویارویی مستقی...
(رفیق/ رفقای مسئول سایت تدارک سلام و خسته نباشید. چندین ...
در جواب امید: عین الاسد/ / عجب تحلیلی! واقعا که کلی بهره ب...
به نظر من کشتن قاسم سلیمانی، نه آغاز جنگ بلکه نقطه ای بر...
لاما، از راهنمائی های گرانقدرتان متشکرم. هم کلی از تاری...
«حشد بنا بر تمام شواهد از توان آنچنان بسیج توده ای برخو...
سلام پاسخِ دولتِ آلمان برای تسکینِ خاطرِ افکارِ عمومی ...
آرمان گرامی، کلیت بحث شما در مورد مبارزه ضد استبدادی در...
با سلام و سپاس از پاسخ شما. علاقه زیادی به بحث و جدل در ب...
آرمان گرامی، چند نکته دررابطه با موضوعاتی که طرح کرده ا...
نویسندگان گرامی درست میگویید که که کمونیسم فرجام ضرور...
رفیق تقی سلام مخاطرات و سنگینی کار و تردیدهایی که دربا...

مقالات

کتاب

در طول بیش از 20 سال گذشته، فراگیر شدن گروه های "جامعه مدنی" فرهنگ سیاسی را به گونه ای تغییر داده است که به منافع استعمار غربی خدمت می کند.
وی این ترور را اقدامی نقشه مند و بر بستر یک استراتژی پایه ای تر ارزیابی می کند که از سوی آمریکا از مدتها پیش تدارک دیده شده است. و روشن است که این تفاوت در ارزیابی به تفاوت در واکنش نسبت بدان نیز می انجامد. از نظر نویسنده این ترور حلقه تعیین کننده ای در " نبرد تمام عیار…
یادداشت سردبیر: زمینه ها و ابعاد واقعه ترور قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس و همراهانشان در فرودگاه بغداد گسترده تر از آنند که بتوان در فرصتی کوتاه به اظهار نظرهای جامعی در قبال این واقعه و تأثیرات آن هم بر آرایش سیاسی و هم بر روند مبارزه طبقاتی در کشورهای مختلف منطقه پرداخت. یادداشتهای حاضر تنها بخشی از گفتگوهائی در…
ده سال قبل من برای اولین بار اینجا بودم... تا از دیکتاتوری نظامی حاکم بر بولیوی شکایت کنم و بگویم که مردم ما یک دولت دمکراتیک می خواهند. هم اکنون ما یک دولت دمکراتیک داریم و امروز من بعد از ده سال دوباره اینجا هستم تا شکایت کنم که ما یک دمکراسی داریم. دمکراسی ای که با گرسنگی توأم است.
 اگر اقتصاد بورژوایی دست از شارلاتانیسمِ نسبی اش بردارد و اعداد را به صورت مطلق نشانمان دهد، این تنها درآمد 1% بالاست که افزایش چشمگیر داشته است، یعنی همان نفع برندگان اصلی گلوبالیزاسیون. بقیه، نقاط کوچکی اند که هرچند هم که دست و پا بزنند، همچنان به محور افقی چسبیده اند.
وقتی چامسکی آمریکایی گری را "مفهومی توخالی" و شعارهایی مانند «پشتیبانی از سربازان!» را بی اهمیت می داند، این بار برای تنوع هم که شده دارد دروغ میگوید: این "مفاهیم" و "شعارها" برای او مطلقا توخالی نیستند. او به وضوح از روی ناسیونالیسمی  که در این عبارت ها آمده اند میگذرد به این علت که او میهن پرستی از پائین…
این یک شرکت [کارخانه فولاد سازی] بدون رئیس است. جایی که همه چیز در یک مجمع  39 نفره از شاغلین با برابری کامل در تصمیم گیری ها پیش می رود. در ایندورکا  همه بدون در نظر گرفتن نوع کار و سابقه خدمتشان به یک اندازه حقوق می گیرند. مدیریت اقتصادی برای همه از طریق یک تخته سفید بزرگ در اتاق…
جایی که مقاومت و سازماندهی کارگری حتی برای کسب امتیازات کوتاه مدت با افق کمونیستی نیزغائب است، ما نیز نه نیروی پیشبرنده ی تاریخ، که به عناصری زیر میکروسکوپ اقتصادی بورژوازی بدل می شویم، همان مشارکت کنندگان در بازار. سرسپردگان سازمان های مردم نهاد برای اندکی صدقه و خیرات
از آنجایی که در جامعه ی امروزین حرّاف ترین، پرسروصداترین و "والاترین" طبقات هم درک مشابهی از این عبارت خواهند داشت، تنها به همین دلیل این مطالبه نه پرولتاریایی، بلکه بورژوایی خواهد بود.
نه از طریق "ریاضت کشی درون-جهانی"، نه از طریق اخلاقِ کالوینیستی، بلکه از طریق "قانون گذاریِ خونخوارانه علیه سلب مالکیت شدگان" "در انتهای قرن 15 و سراسر قرن 16 در تمام اروپای غربی" بود که پرولتاریای محروم از قانون که از خاک و زمین شان رانده و تبدیل به خانه به دوشان و گدایان شده بودند، در باره ی انضباط…
ازدواج با همجنس اهمیت نمادین دارد؛ پیروزی اش در سپهر عمومی تصدیق کننده ی هر نوع رابطه ی جنسی دیگری ست که از بند های خانوادگی و فرزندپروری رها شده است. کنترل کردن قواعد نمادین زبان اجتماع ابزاری موثر برای رسیدن به تسلط است. زوج های همجنس گرا نوک نیزه ی کنونی هستند که برای تولید کردن ایده آل های…
در هولوکاست بنگالی جنگ جهانی دوم در سالهای 1942-1945 (هولوکاست هندوستان، قحطی بنگال در جنگ جهانی دوم) 6-7 میلیون هندی عمدا به دلایل استراتژیک بوسیله انگلیس با همدستی استرالیا با مرگ از طریق گرسنگی به قتل رسیدند. این جنایت در تاریخ با گذشت نسل ها بوسیله روزنامه نگاران غربی، سردبیران، سیاست مداران و مطبوعات از آگاهی عمومی پاک شد
  از آنجا که مباحثه حاضر فراتر از جدال سیاسی لحظه ای کنونی از اهمیتی متفاوت در تبیین هویت کمونیستی و روشن شدن چشم اندازهای برنامه ای و مسائل مربوط به تاکتیک و استراتژی برخوردار است، به نظرمان مفید تر رسید که این مباحث را از مجادله آغازین منفک نموده و در روالی مجزا امکان تداوم آن را در اختیار…
هنگام مبارزه برای مناطق نفوذ و همچنین در مورد جنگ، اغتشاش سنتی چپ در رابطه با دولت و سرمایه معکوس می شود: چپ همواره گمان می برد که نفت یا طلا یا چیزی از نوع ماده خام باید در زیر زمین مورد منازعه قرار داشته باشد تا امپریالیست ها ارزش جنگیدن برایش قائل باشند
همۀ آنانی که در این مباحثه و مجادله شرکت داشته و یا خواهند داشت، علیرغم هر درجه ای از دوری و نزدیکی مواضع و هر میزانی از تلخی در مجادلات، در روندی شرکت کرده اند که بی شک به تحکیم صفوف کمونیستی پرولتاریا یاری خواهد رساند.
برای مثال در مورد ایران، در این شکل حاد، آلمانی ها دارند چیزی جدید را تجربه می کنند. این بار، فی نفسه در سمت بچه های خوب نایستاده اند و دیگر نقش مولفِ همکار در نوشتن تحریم های گزاف علیه خرابکارانِ نظم و عرفهای خوب جهانی را بازی نمی کنند، بلکه خودشان هم تهدید شده اند که شرکت هایشان از…
همپوشی چپ و راست اما به معنای آن است که تضادهای طبقاتی به چنان سطحی از شدت و عمق رسیده است که نمی‌توانند توسط استراتژی های متفاوت یاران سرمایه در هر دو طرف مهار شوند. [در این لحظه] همه استراتژی های مهار تضادهای طبقاتی در نقطه‌ای با هم تلاقی می کنند.
فلسفه ی هگلی به علت هگلی های جوان نمُرد، بلکه برعکس، آنها در فلسفه ی هگلی مُردند. آنچه مارکس و انگلس را نجات داد گسست کامل آنها از آن بیوه ی سالخورده و فرتوتی بود که "پیکر تا تهوع انگیزترین حدِ انتزاع خشکیده خود را آرایش می نمود و دستی به سر و روی خود می کشید و در تمام…
چامسکی همین که توجه خود را معطوف به سیاست جهانی می‌نماید، کل انتقاد خود از سرمایه‌داری، جامعه‌ی طبقاتی، بردگی مزدی و غیره را کنار می‌گذارد. هنگامی که نوبت به صحنه‌ی جهان می‌رسد، دولت‌ها به بازیگران تعیین سرنوشت مبدل می‌شوند و ترقی سرمایه‌دارانه «توسعه» نام می‌گیرد
با دستگیری جولین آسانژ، یک شهروند استرالیائی تحت تعقیب دولت عمیق آمریکا در لندن، رشته انبوه مرتبط کننده و مربوط به یک پیکر در حال مرگ به هم متصل شده اند. و اکنون ما می دانیم که دیگر رستاخیزی امکانپذیر نیست. امروز دیگر برای همیشه قطعی شد. آمریکا دیگر وجود ندارد. یا هر چه میخواهد بشود دیگر آن چیزی نیست…
اگر مارکس در آن زمان به پیروزی دست می یافت و با این پیشنهاد مواجه می شد که اکنون دیگر "دیکتاتوری پرولتاریا" را از طریق انتخابات نو و بر اساس حق رای همگانی ایجاد کنید، آنگاه مارکس چنین متفکر ژرف اندیشی را مطمئنا نه به زندان بلکه برای مراقبت به یک تیمارستان بسته حواله می داد.
در نظریه ی عمومی مارکس هیچ سیستم اقتصادی ای، فارغ از اینکه تا چه حد ضعیف شده باشد، خودبه خود فرو نمی پاشد؛ بلکه باید سرنگون شود. تحلیل تئوریک گرایشات عینی که منجر به فلج شدن سیستم می شود در خدمت کشف "حلقه های ضعیف" بکار می آید و در زمان مناسب به عنوان نوعی فشار سنج عمل می کند
در شهرکی به نام " پارادایس (بهشت)" بیش از 70 جسد جزغاله پیدا شدند و تعداد افرادی که بعنوان ناپدید تلقی میشوند خبر از چیزهای بدتری می دهند ...بهشتی که قرار بود برای افرادی که در پائیز عمرشان زندگی راحتی را داشته باشند، بطور کاملا غیر فنی، کارشناسی و خطرناک با مواد ساختمانی، که سریعا آتش میگیرند، ساخته شده بود.
ملاحظات انتقادی چامسکی پیرامون قهر دمکراتیک دولتی [در حقیقت] یک عقب نشینی دائم از رجزخوانیهای دهان پر کن اولیه در بارۀ محو آتی آن است که وی در گام اول با نگاه به ایده آلهای آزادیخواهانه اش پیامبرگونه وعده آن را داده است
برای پرولتاریای ونزوئلا و در نسبت آن برای کل پرولتاریای جهان دریچه‌ای به سوسیالیسم گشوده شده است. اوضاع و احوال فریاد برآورده‌اند که «رودس همین جاست»؛ طبقه‌ی کارگر ونزوئلا و «راننده اتوبوس»اش راهی جز پیش‌روی ندارند؛ چرا که طبیعت از خلاء نفرت دارد و اگر آن‌ها موفق به انجام این کار نشوند، دموکراسی این بار با شقاوتی به مراتب بیشتر…
می‌توان از طلیعه‌های یک دوره‌ی بحران فراگیر اجتماعی در مبارزه‌ی طبقاتی ایران سخن گفت. دوره‌ی بحرانی انقلابی که درنهایت -گرچه با فرازوفرودهایی گذرا- انقلاب اجتماعی را دیگربار در صدر دستورکار نیروهای انقلابی تاریخ قرار می‌دهد.
صفحه1 از7

سیاست

یادداشتها

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
      حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
      همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین…

اعتصاب قدرتمند 180 میلیون کارگر در هندوستان

ملتها، مثل بچه ها، در آرزوی تحقق پیش بینی ها هستند. آنها باید قواعد را بدانند. ایالات متحده مثل والدین است. کشورهای دیگر برای هدایت در اجرای قواعد به آن نگاه می کنند

واشنگتن پست، 15 ژانویه 2019

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر