نظر خوانندگان

با رضا موافقم.... توضیح سایت: با تشکر از اظهار نظر شما. ا...
به "زنده باد سوسیالیسم" این که دست اندرکاران واقعه چه می...
سعید عطاپور عزیز، یا تو منظور من را متوجه نمیشوی یا من م...
رستمی عزیز، شما وقتی تفاوت کامنت با بیانیه را متوجه نیس...
زنده باد سوسیالیسم گرامی، حداقل در همین چند هفتۀ اخیرم...
به اکبر، یک پیشنهاد: من با منطق شما به ماجرا نگاه می کنم...
رفقای تدارک این اکبر را دست کم نگیرید. درسته شکسته نفسی ...
سعید عطاپور عزیز، کار درستی نیست که نیت خوانی میکنی. من ...
عطاپور عزیز، خدمتتان عارض شوم که اگر صحبتی دربارۀ مضمو...
دوست عزیز اکبر، ممنون بابت انتقادات و تدکرات شما. اما س...
امیر عزیز، دفاع بد از دشمنی بدتر است. آیا همه تیترهایی ک...
جناب عطاپور، بله سال‌هاست حرفتان را زده‌اید. بنابراین...
درست است که شکل انشایی نوشته غلیظ است ولی محتوی سیاسی ا...
دوست گرامی اکبر، ما سالهاست که در مورد سیاستهای روژاوا ...
دوستان! بیانیه دادن به معنای داستان‌سرایی نیست. در بیا...
دوست و یا شاید هم رفیق عزیز عبدی این که نوشتم پاسخ کوتاه...
آقای شفیقِ گرامی این نام را در کامنتِ دوم هم به کار برد...
دوست ناشناس عزیز، خیلی کوتاه به برخی از نکات کامنت شما ...
سلامِ مجدد عدمِ استفاده از نامِ واقعی یک ضرورت بود ولی ...
دوست ناشناس با سلام. قبل از هر چیز توصیه میکنم کامنتهای...

مقالات

کتاب

 اگر اقتصاد بورژوایی دست از شارلاتانیسمِ نسبی اش بردارد و اعداد را به صورت مطلق نشانمان دهد، این تنها درآمد 1% بالاست که افزایش چشمگیر داشته است، یعنی همان نفع برندگان اصلی گلوبالیزاسیون. بقیه، نقاط کوچکی اند که هرچند هم که دست و پا بزنند، همچنان به محور افقی چسبیده اند.

Published in مقالات

آنان که پی در پی با اشاره به ثروت آذربایجان، سودای پیوستن به بورژوازیِ مشابه ِ بهره کش تری را دارند، به سیاق سالیان گذشته بی شک به اینها کینه خواهند ورزید. کینه توزی باید ما به ازای داخلی پیدا کند: چه تقابلی بهتر از جنگ "کرد و ترک" و "ترک و فارس" و فارس و کرد" می تواند جایگزین نبرد بین استثمار شدگان و استثمار شوندگان، بین کارگران و سرمایه داران شود؟

Published in یادداشت

جایی که مقاومت و سازماندهی کارگری حتی برای کسب امتیازات کوتاه مدت با افق کمونیستی نیزغائب است، ما نیز نه نیروی پیشبرنده ی تاریخ، که به عناصری زیر میکروسکوپ اقتصادی بورژوازی بدل می شویم، همان مشارکت کنندگان در بازار. سرسپردگان سازمان های مردم نهاد برای اندکی صدقه و خیرات

Published in مقالات

از آنجایی که در جامعه ی امروزین حرّاف ترین، پرسروصداترین و "والاترین" طبقات هم درک مشابهی از این عبارت خواهند داشت، تنها به همین دلیل این مطالبه نه پرولتاریایی، بلکه بورژوایی خواهد بود.

Published in مقالات

نه از طریق "ریاضت کشی درون-جهانی"، نه از طریق اخلاقِ کالوینیستی، بلکه از طریق "قانون گذاریِ خونخوارانه علیه سلب مالکیت شدگان" "در انتهای قرن 15 و سراسر قرن 16 در تمام اروپای غربی" بود که پرولتاریای محروم از قانون که از خاک و زمین شان رانده و تبدیل به خانه به دوشان و گدایان شده بودند، در باره ی انضباط کار "آموزش دیدند". قانون با آنها مثل مجرمین "خودخواسته" رفتار می کرد و پیش فرضش این بود که ادامه دادن به کار تحت شرایط کهنی که دیگر وجود نداشت تماما در حیطه توان آنها [پرولتاریا] بود

Published in مقالات

ازدواج با همجنس اهمیت نمادین دارد؛ پیروزی اش در سپهر عمومی تصدیق کننده ی هر نوع رابطه ی جنسی دیگری ست که از بند های خانوادگی و فرزندپروری رها شده است. کنترل کردن قواعد نمادین زبان اجتماع ابزاری موثر برای رسیدن به تسلط است. زوج های همجنس گرا نوک نیزه ی کنونی هستند که برای تولید کردن ایده آل های جدید هنجاری به حرکت درآورده شده اند.

Published in مقالات

برای مثال در مورد ایران، در این شکل حاد، آلمانی ها دارند چیزی جدید را تجربه می کنند. این بار، فی نفسه در سمت بچه های خوب نایستاده اند و دیگر نقش مولفِ همکار در نوشتن تحریم های گزاف علیه خرابکارانِ نظم و عرفهای خوب جهانی را بازی نمی کنند، بلکه خودشان هم تهدید شده اند که شرکت هایشان از بازار آمریکا، موسسات مالی شان از دلار آمریکا، و بانک هایشان از بازارهای مالی امریکا به بیرون رانده خواهند شد

Published in مقالات
شنبه, 07 ارديبهشت 1398 17:44

فلسفه و فلسفه ورزی

فلسفه ی هگلی به علت هگلی های جوان نمُرد، بلکه برعکس، آنها در فلسفه ی هگلی مُردند. آنچه مارکس و انگلس را نجات داد گسست کامل آنها از آن بیوه ی سالخورده و فرتوتی بود که "پیکر تا تهوع انگیزترین حدِ انتزاع خشکیده خود را آرایش می نمود و دستی به سر و روی خود می کشید و در تمام آلمان دنبال یک قواد می گشت"

Published in مقالات

در نظریه ی عمومی مارکس هیچ سیستم اقتصادی ای، فارغ از اینکه تا چه حد ضعیف شده باشد، خودبه خود فرو نمی پاشد؛ بلکه باید سرنگون شود. تحلیل تئوریک گرایشات عینی که منجر به فلج شدن سیستم می شود در خدمت کشف "حلقه های ضعیف" بکار می آید و در زمان مناسب به عنوان نوعی فشار سنج عمل می کند

Published in مقالات

سیاست

یادداشتها

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
      حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
      همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین…

اعتصاب قدرتمند 180 میلیون کارگر در هندوستان

ملتها، مثل بچه ها، در آرزوی تحقق پیش بینی ها هستند. آنها باید قواعد را بدانند. ایالات متحده مثل والدین است. کشورهای دیگر برای هدایت در اجرای قواعد به آن نگاه می کنند

واشنگتن پست، 15 ژانویه 2019

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

هنر و ادبیات

ادامه...

صدا و تصویر