یادداشت

بازتاب اجتماعی جریان کمونیسم کارگری در میان جوانان دوران آقای گرایلو حاصل انطباق افقها و چشم اندازهای آن جریان با زندگی نسل جوانی بود که بر متن جهان پسا جنگ سردی و در بطن همان "پهنه ي تمام نشدنیِ تجزیه و تلاشیِ لاشه هاي سوسیالیسم" و بر ویرانه های سرکوب خونین دهه سیاه شصت، نکوهش خلق و توده را فرا گرفته بود و فردیت و آزادی بیقید و شرط فردی را اصل و اساس کمونیسم می دانست و به این نتیجه رسیده بود که "اساس سوسیالیسم انسان است".

بین دو مصاحبه 9 روز فاصله است. 9 روزی که پید را تکان داد. در میانۀ این 9 روز بود که مهم ترین دستاورد کردی منطقۀ خاورمیانه با زلزلۀ کرکوک دود شد و به هوا رفت

بدون طرد همۀ مزدوران و خودفروختگانی که اکنون به کاسه های داغتر از آش کردایتی تبدیل شده اند و در ادبیات خویش بر طبل تسلیح توده ای و جنگ با "اسلام سیاسی" و "حشدالشعبی" می کوبند، صحبتی از تقویت و پیشبرد سیاست کمونیستی نمی تواند در میان باشد.

تندیس باشکوه چه گوارا، آن قاتل شروری که در "لا هیگوئرا"ی بولیوی به دست سربازان دمکراسی بدون محاکمه اعدام شد در همان دهکده نشان می دهد که فقط این قلم به دستان نیستند که بین "اعدام" و "اعدام" تفاوت قائلند. تودۀ مردم زحمتکش نیز به همان اندازه از قدرت تشخیص برخوردارند که فرق بین "اعدام" و "اعدام" را تشخیص دهند

سرانجام با عروج کومه له در کردستان، اکنون خلقی یافت شده بود که می توانست جای خالی خلق ترک را در جهان بینی و پراتیک چپ سوسیالیست پر کند. "بیژی کوردستان" و "کس نه له کورد موردوا، کورد زنده وا"، جای یاشاسین آذربایجان و حماسۀ کوراوغلی را می گرفت. اکنون این خلق کرد بود که در میان خلقهای برابر از موقعیتی برابرتر برخوردار شده بود

خیل روانشناسان و روانکاوان سراغ پروندۀ استیو پدوک خواهند رفت. اما چه چیز گویا تر از سودآوری شرکتهای مزبور در نتیجۀ این جنایت وضعیت بیمار جامعۀ آمریکا را به نمایش می گذارد؟ بیماری پدوک انعکاس روان پریشان جامعه ای بیمار است. جامعه ای که سعادت بخشی از آن به قیمت نکبت بخش بزرگتری از آن به دست می آید.

ما تا مرگ چاویست باقی خواهیم ماند. اگر مادورو دستور دهد، برای یک ونزوئلای آزاد لباس یک سرباز خواهم پوشید

اساس انتقاد کمونیستی به رژیم چنج نه جنگ و خونریزی است و نه حتی تخریب ساختارهای اجتماعی به خودی خود. همۀ این فجایع در جریان یک انقلاب نیز می توانند واقع شوند. آنچه مبنای سیاست کمونیستی را در این زمینه تعیین می کند و شاخص تعیین کنندۀ مخالفت و یا حتی در مواردی موافقت با رژیم چنج است، مثل همۀ عرصه های دیگر سیاست، فقط و فقط در یک چیز خلاصه می شود: تأثیر واقعه بر انکشاف مبارزه طبقاتی و باز یا بسته شدن چشم اندازهای انقلاب اجتماعی.

ملاله دولت چین را محکوم کرد. ملاله گفت که وی هر دولتی را که آزادی مردم را انکار می کند محکوم می کند. او امیدوار است که مردم از لیو درس بگیرند و برای مبارزه با آزادی، حقوق مردم و برابری با یکدیگر متحد شوند. به روباه گفتند شاهدت کیست، گفت دمبم

ژئوپلیتیک و انقلاب: گفتاری پیرامون چشم اندازهای استراتژیک و امکانات بازیگران تحولات خاورمیانه

صد سال پس از انقلاب اکتبر

کنفرانس اول

به روایت تصویر

  • مرگ بر صندلی چرخدار: ابراهیم ابوثریا ماشین شور غزه
    مرگ بر صندلی چرخدار: ابراهیم ابوثریا ماشین شور غزه  ابراهیم ابو ثریا، ماشین شور 29 ساله اهل غزه، با شلیک گلوله ای به پیشانی توسط دمکراتیک ترین ارتش دنیا، به قتل رسید. اسطوره ها زائیده چنین لحظاتی اند. 
  • الفبای مارکسیسم: میلیاردرها و مستبدین
    الفبای مارکسیسم: میلیاردرها و مستبدین میلیاردر اول جهان در حالی  که میلیاردر پنجم جهان در هتل لوکس ریتز کارلتون زندانی است به دیدار زندانبان می رود تا قراردادهائی برای آینده ای درخشان منعقد کند.  
  • یقه آبی های هپکو و آذرآب
    یقه آبی های هپکو و آذرآب گزارشاتی تصویری از اوجگیری اعتراضات کارگری در هپکو و آذرآب اراک . یقه آبی ها به خیابان می آیند.
  • کاراکاس، نانوائی مینکا، دمکراسی، نان
    کاراکاس، نانوائی مینکا، دمکراسی، نان اقدام دولت در مصادرۀ نانوائی البته با اعتراض اپوزیسیون آزادیخواه و دمکراسی طلب روبرو شد. در یکی از روزهای اول ماه ژوئیه، خوان رکوزن، نمایندۀ پارلمان ونزوئلا و ازرهبران اپوزیسیون در یک سخنرانی در شهر میامی (مرکز ضد انقلاب کوبائی)…
ادامه...

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
      حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
      همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین…

هنر و ادبیات

  • رستۀ چهارم، تولد قدرت جدید
    رستۀ چهارم، تولد قدرت جدید پلیتزا تصمیم گرفت "بزرگترین مانیفستی که پرولتاریای ایتالیایی می تواند بین قرن نوزدهم و بیستم میلادی داشته باشد" را به تصویر بکشد. هدف او این بود که "رودخانه را خروشان تر و غیر قابل کنترل تر" و آن را "به…
    Be the first to comment!
  • سهم ما از زندگی
    نوشتۀ
    سهم ما از زندگی اسمش ساموئل بود و سفیدی چشماش همیشه به سرخی میزد. آدم یه جورائی ترس داشت تو چشماش خیره بشه، آخه اگر قراره یکی سیاه پوست باشه خوبه که سفیدی چشماش خیره کننده باشه اما چشمای ساموئل سرخ بود. نمیدونستم که…
    Be the first to comment!
  • برف (داستان کوتاه)
    نوشتۀ
    برف (داستان کوتاه) عجب برفی میبارید. ریز و تند و یکنواخت. چهرۀ شهر را کاملاً عوض کرده بود. پا که رو برفها میذاشتم از صدای خِرِپ خِرِپشون کیف میکردم. دلم میخواست گوله برف بازی کنم اما هیچکی تو خیابون نبود. زد به سرم…
    Be the first to comment!
  • من خفته در درون من
    نوشتۀ
    من خفته در درون من  میون یه عده معتاد و دزد و موادفروش، کف دفتر افسرنگهبان نشسته بودم. با خود فکر می‌کردم که دو سه روز دیگه شرکا همه چیز رو راس و ریس و منو از این خراب شده خلاص میکنن. مطمئن بودم که…
    Be the first to comment!
  • هستۀ تلخ
    نوشتۀ
    هستۀ تلخ کورمال کورمال توی تاریکی به دنبال در اطاق میگشتم که فریده دست دراز کرد و مرا از درز در به داخل اطاق کشاند. زیر نور شیری رنگ مهتاب، که از طریق پنجره به درون اطاق می‌تابید، فریده سینه به سینهام…
    Be the first to comment!
ادامه...

مقالات

صدا و تصویر

Please publish modules in offcanvas position.