نظر خوانندگان

انسان با خواندن و مطلع شدن از وضع کارگران نیشکر هفت تپه که نمونه ای از وضعیت طبقه کارگر ایران است، د...
از زمره این نیروهای چپ طرفدار امریکا یکیشم سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران است که از حمله امریکا وغرب...
آقا رضا منظور شما دفاع از شالگونی است یا تخطئه او؟ یعنی گفتارهای او به اندازه ی یک ظرف شستن یا قدم ...
چرا وقت خود را تلف می‌کنید؟ بروید توی یک پارک قدم بزنید، یا کتاب خوبی بخوانید، یا به همسر و بچه‌تان ...
آقای شالگونی تقریبا یک سال پیش در جریان ورود روسیه به درگیری های سوریه برای تخطئه پوتین گفت: پوتین ب...
با سپاس فراوان از لطف و محبت شما بابت پاسخگویی به سوالات. نمیدانم چند نفر کامنتهای درج شده در پای مق...

یادداشت

  • کرامت با دولت رفاه به دست نمی آید: در حاشیه اظهارات ابراهیم رئیسی
    نوشتۀ
    ."....."ما باید شرایط معیشتی برای مردم و جوانان عزیزمان فراهم کنیم تا بتوانند زندگی با کرامتی داشته باشند." ... همین حرف ها بود که لج کسی مثل اکبر گنجی را درآورد و به ایشان لقب "آیت الله قتل عام" داد. وگرنه آقای گنجی نه تنها مشکلی با قتل عام ها نداشت، بلکه از سالها پیش کمپین راه انداخته بود که "ببخشیم…
    Be the first to comment!
  • رکود تورمی: پیشنهاداتی برای روش تحقیق
    نوشتۀ
    بر این اساس از همان اول در اصالت علمی چنین مفاهیمی باید شک کرد. آنجائی هم که نظریه پردازانشان چنین مفاهیمی را به قول رفیق "ناقص و تعریف گرایانه" بیان می کنند، روشن می شود که چنین مفاهیمی ساختگی اند. علت این نقصان در تعاریف آن نیست که نظریه پردازان مزبور از اطلاعات کافی برخوردار نبودند، بلکه در آن است…
    Be the first to comment!
  • حداقل دستمزد نباید کمتر از 1/5 حد اکثر درآمد باشد
    نوشتۀ
    شعار "حداقل دستمزد نباید کمتر از 1/5 حد اکثر دستمزد باشد" تنها چاره پاره کردن این دایره بسته و خسته کننده "کارگر بدو، نان بدو" ایست که بورژوازی برای کارگران تدارک دیده است. این شعار نه تنها کارگران را از مجادله تحقیر آمیز و بی پایان تعیین "سبد کالا های ضروری" رها می کند و ابزار "هرکه رقم بیشتری برای…
    8 comments
  • در تکذیب یک افترا
    نوشتۀ
    در سایت رفاقت کارگری مطلبی بر علیه "تدارک کمونیستی" درج شده است به نام "در تدارک دروغ" که در کینه توزی کور مادون سیاسی در نوع خود کم سابقه است.برخورد به این هجویه لزومی ندارد و هر خواننده ی بیغرضی که به ادبیات سیاسی ما و آنها آشنا باشد می تواند به خوبی به عمق خصائل نیکوی دست اندرکاران مطلب مزبور پی…
    1 comment
  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    نوشتۀ
    ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
    Be the first to comment!
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    نوشتۀ
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود.…
    Be the first to comment!
  • قمار سنگین روژآوا
    نوشتۀ
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار…
    Be the first to comment!
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    نوشتۀ
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از…
    Be the first to comment!

بیانیه سه حزب خانواده مقدس یا اعلام موجودیت کنترای چپ

نوشتۀ: تدارک کمونیستی

اگر در آغاز دهۀ شصت، اتحاد مبارزان کمونیست مبانی تئوریک لازم را در اختیار کومه لۀ انقلابی اما فاقد بنیانهای تئوریک مستحکم قرار میداد و خود از اعتبار انقلابی کومه له نیرو میگرفت، این بار نیز قرار است بازماندگان همان اتحاد مبارزان کمونیست، حزب کمونیست کارگری ایران، آن چیزی را در اختیار حزب کمونیست و نادمان حکمتیست قرار دهد که فاقد آنند. این حزب کمونیست کارگری تقوائی است که از ارتباطات لازم بین المللی، از آیپاک تا پارلمان اروپا و فلاسفۀ دست راستی برخوردار است و می تواند در مقام وزارت امور خارجۀ ائتلاف، چتر سیاسی لازم را برای احزاب دوگانۀ دیگر فراهم کند 

سه حزب خانواده مقدس کمونیسم کارگری، حزب کمونیست ایران، حزب کمونیست کارگری ایران و حزب کمونیست کارگری-حکمتیست، با صدور بیانیه مشترکی بر عزم جزم خویش برای " به هزیمت کشاندن اسلام سیاسی در خاورمیانه و شمال و مرکز آفریقا" تأکید نمودند. این احزاب خواستار " شکل دادن به یک حرکت جهانی در دفاع از سکولاریسم و علیه نیروها و دولتهای مذهبی در خاورمیانه و شمال و مرکز آفریقا" شده و در این راستا " همه نیروهای چپ، سکولار و آزادیخواه" را به پیوستن به این حرکت فراخوانده اند. حرکتی که هدفش تغییر" نظام سیاسی حاکم بر جوامع اسلامزده به نظام سیاسی آزاد، برابر و سکولار" است.

این بیانیه ای است به مراتب فراتر از اعلام تعهد رسمی به نظم بورژوائی. همه چیز در بیانیه، از زمان صدور آن تا میدان عمل و اهداف آن، حاکی از آن است که سه حزب خانواده مقدس کمونیسم کارگری با صدور این بیانیه به طور جدی به مسیر ایجاد آلترناتیوی مطلوب برای بورژوازی ترانس-آتلانتیک و بازوی نظامی آن، ناتو، گام برداشته اند. بیانیه ای که بیش از هر چیز بیانیه پیوستن دو حزب کمونیست و حکمتیست به صف باند سیاهی حزب کمونیست کارگری حمید تقوائی است. این بیانیۀ اعلام موجودیت کنترای جدیدی در ایران است. کنترائی سکولار و چپ.

بیانیه سه حزب در مقطعی صادر می شود که چشم اندازهای پیروزیِ آن چیزی که باند سیاه حمید تقوائی آن را "انقلاب سوریه" می نامید با تحولات هفته های اخیر در سوریه، بحران فراریان یا خروج دسته جمعی لشگر شکست خوردۀ لیبرالیسم ترانس-آتلانتیک از اردوگاههای ترکیه و سرانجام با ورود نظامی روسیه به جنگ در سوریه برای همیشه از بین رفته است. با چرخش تحولات سوریه عرصه بر تمام جریانات ارتجاعی دست ساختۀ غرب و ارتجاع عرب و ترک، از داعش تا جیش الفتح و از جبهه النصره و احرارالشام تا "سکولار"های ارتش مزدور آزاد سوریه تنگ شده است. اکنون در مقابل جامعه سوریه، پس از تحمل چهار سال خونریزی و وحشیگری بی حد، روزنه هائی از امید به زندگی گشوده شده است. همۀ آن نیروهائی که در سوریه به حداقلی از موازین یک جامعۀ متمدن پایبندند، اکنون به مقابله با ارتجاع مذهبی-سکولارِ تحمیلی دول امپریالیست ترانس-آتلانتیک و دست نشاندگان منطقه ای آن برخاسته اند. از اپوزیسیون داخلی سوریه که با درایت تمام از تبدیل نبرد خویش بر علیه دولت بشار اسد به ابزاری در دست ارتجاع هار منطقه خودداری ورزید تا نیروهای حزب دمکراتیک کردستان سوریه و شاخۀ نظامی آن که تحت فشار واقعیت خونین سوریه و بی وفائی "متحدان غربی" خویش به تجدید نظر در سیاست خود دست زده و اکنون در همان صفی قرار گرفته اند که از مدتها پیش می توانستند به آن تعلق داشته باشند. اکنون برای همگان - نه فقط در سوریه، بلکه هر چه بیشتر حتی در خود کشورهای غربی - روشن شده است که نابودی نظام دولتی سوریه با کمک ابزارهایی که دموکراسی غرب در منطقه تدارک دیده است، در لحظۀ کنونی، معنائی جز نابودی جامعۀ سوریه و گسترش جهنم موجود در خاورمیانه نخواهد داشت.

به همان اندازه که تحول میدانی در سوریه در هفته های اخیر در هر انسان شریف و هر کمونیستی امید به کاهش ابعاد این جهنم و بازگشت منطقه به شرایط عادی را زنده می کند، به همان اندازه نیز برای پادوهای راست و چپ بورژوازی ترانس- آتلانتیک ناخوشایند و مأیوس کننده است. در چنین شرایطی است که بیانیه سه حزب صادر میشود.

بیانیه میدان عمل اصلی خویش را خاورمیانه و شمال آفریقا اعلام کرده است. دقیقا آنجائی که از نظر صادر کنندگان بیانیه "اسلام سیاسی" سرنوشت کنونی را برای مردم آن رقم زده است. صادرکنندگان بیانیه با شارلاتانیسم در اشاره به چگونگی وضعیت موجود به "دخالتهای آمریکا و موئتلفینش" اشاره می کنند، تا بلافاصله پس از آن همین "آمریکا و موئتلفینش" را از تیررسِ خشم توده های به ستوه آمده خارج نموده و کینه و نفرت انباشته در تمام منطقه را متوجه آن چیزی کنند که از نظر آنان "اسلام سیاسی" نام دارد. انتقادی که بیانیه به "دخالتهای آمریکا و موئتلفینش" وارد میکند، برگ انجیری است برای پوشاندن عورت پرو امپریالیستیِ صادرکنندگان بیانیه. این درجه از انتقاد را امروز در رسانه های نئوکانهای آمریکا و شووینیستهای اروپا نیز میتوان به وفور یافت. با همین نوع "انتقاد" است که دست راستی ترین محافل ارتجاعی غرب تعلل در بمباران سوریه و پابرجا ماندن دولت سوریه را مسبب اصلی رشد جریانات وحشی اسلامی در سوریه و عراق معرفی می کنند.

برگ انجیز این "انتقاد" هنگامی کنار میرود که نویسندگان بیانیه، رهبران سه حزب -که هر سه از سر سوء تفاهمی تاریخی نام "کمونیست" را نیز با خود یدک میکشند-، کوچکترین اشاره ای را به علل و عوامل این "دخالتهای آمریکا و موئتلفینش" نیز جایز نمی دانند. آنها حتی اشاره ای هم به این نمی کنند که عروج اسلام به عنوان مهم ترین نیروی سیاسی و قالب ایدئولوژیک ساختار دولت بورژوائی در خاورمیانه محصول مستقیم نصب دولت مذهبی-راسیستی اسرائیل در منطقه بود. آنها لازم نمی بینند به این اشاره کنند که در اصلی ترین کشورهای منطقه، در ایران و مصر و ترکیه، اسلام برای دهه های طولانی فقط در پستوهای حوزه های علمیه و در مراسم عزاداری ادامه حیات می داد. آنها لازم نمی دانند بر این تأکید کنند که اتفاقا سیاست دول امپریالیستی از یک سو در حمایت همه جانبه و بی قید و شرط از دولت تعبیه شدۀ اسرائیل؛ و از سوی دیگر در ممانعت پیگیر از هر گونه تلاش عدالت طلبانه مردم کشورهای منطقه و سرکوب همه و هر گونه مبارزه ای با کمترین شائبه هایی از کمونیسم و سوسیالیسم بود، که بالهای اسلام سیاسی را بر فراز منطقه گشود. آنها لازم نمی دانند بگویند که این امپریالیسم غرب بود که طالبان و القاعده را برای مقابله با شوروی به دنیا آورد. آنها لازم نمی بینند به نقش دولت اسرائیل در حمایت از و تقویت حماس برای مقابله با رادیکالیسم رو به رشد جنبش مقاومت فلسطین اشاره کنند. آنها حتی لازم نمی بینند اعلام کنند که همین امروز نیز جبهه النصره در پناه آتش توپخانه و نیروی هوائی اسرائیل بلندی های جولان را به تصرف خویش درآورده است و مجروحانش را در بیمارستانهای تل آویو و اورشلیم مداوا می کند. آنها که زمانی جمهوری اسلامی را "ضد انقلاب بورژوا امپریالیستی" می خواندند، اکنون نه به بورژوازی تعرض می کنند و نه به امپریالیسم.

در مقابل، آنها " بویژه بر مبرمیت سرنگونی جمهوری اسلامی ایران در راستای به هزیمت کشاندن اسلام سیاسی" تأکید می کنند. سکوت در مقابل اسرائیل و تأکید بر مبرمیت سرنگونی جمهوری اسلامی. این تأکیدی نیست بر سرنگونی جمهوری اسلامی به عنوان نظامی مدافع اقلیتی از صاحبان سرمایه و ثروت، تأکیدی است بر نقش جمهوری اسلامی به عنوان بزرگترین ستون "اسلام سیاسی" در خاورمیانه و در شمال آفریقا؛ تأکیدی که در شرایطی صورت میگیرد که تمام جهان در این تردیدی ندارند که نقش اصلی ترین و مؤثر ترین حامی و تکیه گاه جنبشهای ارتجاعی اسلامی را عربستان مدتهاست که از جمهوری اسلامی ربوده است. این نه تأکیدی بر انکشاف مبارزه طبقاتی، بلکه برای تشجیع و تحریک و به میدان کشاندن مجدد متحدین غربی بر علیه ایران است که با توافق هسته ای اکنون به سمت همکاری با ایران روی آورده اند. لفاظی درباره مبارزه برای سکولاریسم نمی تواند این واقعیت را بپوشاند که دولت سوریه به عنوان تنها دولت سکولار منطقه آماج حملات آنان است اما دولت یهود مصون از هر گونه انتقادی. این همان سیاست "خاورمیانه دمکراتیک بزرگ" است. این همان سیاستی است که در خاورمیانه اسرائیل را به عنوان "تنها کشور دمکراتیک" از تیر رس انتقاد خارج می کند. این پلاتفرمِ مداخله گری بشر دوستانه ی نئوکانها و لیبرالیسم  بورژوازی متجاوز ترانس-آتلانتیک است که امروز این سه حزب چپ و "کمونیست" شیپور آن را به صدا در آورده اند.

بیانیه سه حزب، از نظر تاریخی تکرار مجدد ائتلافی است که در آغاز دهه شصت بین اتحاد مبارزان کمونیست و سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ایران – کومه له، شکل گرفت و نام حزب کمونیست ایران را بر خود نهاد و از آن زمان تاکنون سرنوشت چپ ایران و دگردیسی آن از جریانی آرمانخواه و انقلابی با افقهای سوسیالیستی را به جریاناتی پراگماتیست و منحط در چهارچوب سیاست بورژوائی رقم زده است. این پیوند مجدد دو جنبشی است که در دهه هشتاد قرن بیستم بر زمین چپ رادیکال قرار داشتند و در نیمه دهه دوم قرن بیست و یکم به عاملان بورژوازی ترانس-آتلانتیک بدل شده اند. هم خرده بورژوازی معترض شهری پس از انقلاب ایران، که اتحاد مبارزان کمونیست فراکسیونی در درون آن به شمار می آمد، دلبستگی های خویش به سوسیالیسم را کنار گذاشته است و هم ناسیونالیسم چپ کردستان که کومه له شاخص ترین نماینده آن بود بان کی مون را جایگزین مائوتسه دونگ کرده است. این طنز تاریخ است که دقیقا همان دو جریانی که پیوندشان برای دوره ای طولانی شاخص ترین جریانات چپ رادیکال را شکل داد، اکنون و پس از سه دهه، دست به تشکیل ائتلافی برای ورود رسمی به اردوی خدمتگزاران بورژوازی زده اند. دگردیسی چپ با این ائتلاف به فرجام منطقی خویش می رسد.

این روندی بی واسطه نبود. مؤلفه های مختلفی در عرصۀ نظری تا سیاسی در شکل دادن به این روند نقش ایفا کرد. در پایه ای ترین سطح، تبیین سوسیالیسم به مثابه امری فردی، بنیان لیبرالی ای را تشکیل میدهد که سه حزب خانواده مقدس در آن شریکند. "اساس سوسیالیسم انسان است"، این آن حکم پایه ای است که طبقات و مبارزه طبقاتی را با "انسان" انتزاعی جایگزین نموده و از مرام اشتراکی سوسیالیسم، جنبشی فردگرایانه می سازد. این آن بنیان لیبرالی است که خمیرمایۀ مشترک کل خانواده کمونیسم کارگری را تشکیل می دهد. بر این بنیان است که امر طبقاتی به کناری نهاده می شود و مبارزه برای "حق برابر" فرد در کانون سیاست قرار میگیرد: حق آزادی بیان، حق آزادی پوشیدن لباس، حق آزادی در روابط جنسی، حق زنان، حق کودکان، حق همجنسگرایان و همه و هر گونه حقی که بتوان برای فرد برشمرد، به عنوان راهنمای عمل جهانشمول.

این مبانی لیبرالی، مادام که تابش عدالتخواهی نیرومند دوران انقلاب 57 در ایران هنوز از حرارتی گرم کننده برخوردار بود، زیر پوششِ ادبیاتی چپ و "کمونیستی" به حیات خود ادامه میداد. هر چه در ایران لیبرالیسم نیرومند تر و اشعه های انقلاب 57 کم سو تر می شدند، به همان اندازه نیز این مبانی لیبرالی آشکارتر ظاهر می شد و سیاست عملی این خانواده مقدس را رقم می زد.

حزب کمونیست کارگری مجری رادیکال و قاطع این پلاتفرم لیبرالی و پیشاهنگ کل خانوادۀ مقدس بود و سایر اعضاء این خانواده همواره با شرط و شروط و اما و اگر و با تأخیر به دنبال آن روان بودند. در مقام پیشاهنگ، این حزب کمونیست کارگری بود که نقش تابوشکن و بازکنندۀ راه برای دیگران را برعهده می گرفت. تنها عروج راست مذهبی در آمریکای دوران بوش بود که مانع از نمایان شدن تمام و کمال تعلق این رادیکالیسم به اردوی بورژوازی ترانس-آتلانتیک می گردید. با عروج لیبرالیسم مداخله جوی دوران اوباما، آخرین موانع اعلام تعلق به این اردو نیز از میان می رفت. حزب کمونیست کارگری به همان نقطه ای می رسید که سازمان اکثریت در دوران کلینتون به آن رسیده بود. با این تفاوت که این حزب میلیتانسی خویش را نیز با خود حمل میکرد.

این روندی بود که با بحران 2008 و تشدید تضادهای بین قطبهای متخاصم سرمایه داری، و بویژه با جنبش سبز و سپس "بهار عربی"، با شتاب بیشتری ادامه یافت. از اعلام همه و هرگونه تعهد به دولت اوباما تا تأکید بر امر مبارزه با "امپریالیسم روسیه"، از اعلام همبستگی با فمن و پوسی رایوت دست ساز سازمانهای جاسوسی و محافل مالی تا همکاری صمیمانه با بنیادهای جنگ طلب لابی دولت نژادپرست و مذهبی اسرائیل تحت پوششهای مختلف؛ حزب کمونیست کارگری تمام موانع پیش رو برای قرار گرفتن در صف خادمان بورژوازی ترانس-آتلانتیک را از پیش پا برداشته بود. صفحات سایتهای اینترنتی این حزب به محلی برای درج تحلیلهای اتاق فکرهای لیبرالیسم مداخله گر و نئوکانها بدل شد و بی بی سی و صدای آمریکا به منابع خبری مورد وثوق تبدیل شدند. و در همۀ این ایستگاهها، اعضای مردد و متذبذب خانوادۀ مقدس، هر بار با غرولندی کمتر، گام به گام به این مواضع "پیشرو" در مبارزه برای "مدنیت" و "مدرنیته" و "سکولاریسم" نزدیکتر شدند. گفتگوها آغاز شد و توافقات هر چه بیشتر نمایان می گردید. کشاندن سایر اعضای خانواده مقدس فقط امری بود مربوط به زمان؛ و زمان آن نیز با تحولات هفته های اخیر خاورمیانه، از توافق هسته ای تا آشکار شدن مداخلۀ روسیه در سوریه، فرا رسید. و سرانجام "آزادی، برابری، حکومت کارگری" که زمانی پرچم این خانواده را تشکیل میداد، به "حکومت سکولار" خاتمه یافت.

با توافق هسته ای آرزوی دیرینۀ تمام اپوزیسیون سینه چاک غرب در مخاطره ای جدی قرار گرفت: رژیم چنج فعلا به بایگانی سپرده شده است و گزینه اصلی غربِ دمکراتیک نیست. همۀ امیدها به سوریه و به سرنگونی بشار اسد گره زده شد که سقوط وی مقدمه ای بر سقوط جمهوری اسلامی قلمداد می شد. و این نیز در هفته های اخیر و بویژه با مداخلۀ روسیه، دود شد و به هوا رفت. "اسد باید برود"، این طنین غرش حزب کمونیست کارگری، اکنون تنها در میان جنگ طلب ترین سناتورها و لابی ایستهای اسرائیل به گوش میخورد و با هر بمبی که از هواپیماهای روسیه بر سر داعش و النصره و ارتش آزاد سوریه فرود می آید، صدای آن ضعیف تر و ضعیف تر می شود.

در چنین شرایطی است که بیانیه سه حزب صادر میشود. این تلاشی است که قرار است یک بار دیگر و در شرایطی متفاوت بر ضعفهای اجزاء تشکیل دهندۀ این ائتلاف غلبه کند. اگر در آغاز دهۀ شصت، اتحاد مبارزان کمونیست مبانی تئوریک لازم را در اختیار کومه لۀ انقلابی اما فاقد بنیانهای تئوریکِ مستحکم قرار می داد و خود از اعتبار انقلابی کومه له نیرو می گرفت، این بار نیز قرار است بازماندگان همان اتحاد مبارزان کمونیست، حزب کمونیست کارگری ایران، آن چیزی را در اختیار حزب کمونیست و نادمان حکمتیست قرار دهد که فاقد آنند. این حزب کمونیست کارگری تقوائی است که از ارتباطات لازم بین المللی، از آیپاک تا پارلمان اروپا و فلاسفۀ دست راستی برخوردار است و می تواند در مقام وزارت امور خارجۀ ائتلاف چتر سیاسی لازم را برای احزاب دوگانۀ دیگر فراهم کند که هیچکدام نه قادر به خروج از پوستۀ کردستانی خویش بودند و نه حتی قادر به رقابت با رقبای تازه به میدان آمده ای از نوع پژاک در همان کردستان. در مقابل، پایگاههای نظامی کومه له آن پتانسیل لازم را در اختیار حزب کمونیست کارگری قرار می دهند که به اعتبار آن مقبولیت آلترناتیو مورد نظر خویش را نزد شرکای غربی اش افزایش دهد. حذف همه و هر گونه شائبه سوسیالیستی و تعهد به ایجاد دولتی "سکولار"، ارائه پلاتفرمی که با نام سه حزب "کمونیست" تزئین شده است و فاقد کوچکترین اشاره ای به مناسبات سرمایه داری و طبقۀ بورژوازی به عنوان حافظ این مناسبات است و کنار گذاشتن اسرائیل از صحنۀ معادلات سیاسی خاورمیانه دقیقا به منظور افزایش همین میزان مقبولیت صورت گرفته است. بیانیه ای که قرار است یک بار دیگر جمهوری اسلامی را به عنوان هدف مشترک حمله، به مقامات دول غربی بقبولاند.

این، بیانیه ی آغاز شکل گرفتن یک کنترای چپ است. ناتوانی امروز احزاب تشکیل دهندۀ این ائتلاف نافی خطری نیست که در این ائتلاف نهفته است. زیر نظر گرفتن این ائتلاف و مقابله با آن در تمام سطوح، بویژه مقابله با کاربدستان احزاب سه گانۀ تشکیل دهندۀ ائتلاف در جنبش کارگری و عدم همکاری با آن ها و طردشان از مجامع کارگری، از جمله وظایف آتی کمونیستها است. نمیتوان در حرف از صف سوسیالیستی و مستقل طبقه کارگر دفاع کرد و در عمل با کسانی به همکاری پرداخت که به دستجات مجری ضد کارگری ترین سیاستها دل بسته اند.

 

تدارک کمونیستی- جنبش سازمانیابی حزب پرولتاریا

11 مهر 94 – 4 اکتبر 2015

 

بیانیه مشترک احزاب چپ و کمونیست علیه دولت ها و نیروهای اسلامی در منطقه

خاورمیانه شاهد شکل گیری و سربلند کردن یک جنبش گسترده سکولاریستی و مبارزه برای رهائی جامعه از وضعیت فاجعه باری است که در نتیجه دخالتهای آمریکا و موئتلفینش و گسترش کشمکشهای خونین و ارتجاعی و قدرت گیری هر چه بیشتر دولتهای اسلامی و نیروهای تروریست اسلامی در این منطقه و مناطقی از شمال و مرکز آفریقا بوجود آمده است. مبارزات مستمر مردم ایران علیه جمهوری اسلامی و قوانین اسلامی آن، اعتراضات مردم ترکیه علیه حزب اسلامی حاکم، مبارزات قهرمانانه زنان و مردان آزاده در کردستان سوریه علیه داعش، گسترش جنبش سکولاریستی در تونس، مبارزه آزادیخواهانه در افغانستان علیه ارتجاع مذهبی  و بویژه امروز جنبش توده ای در عراق علیه حکومت مرکزی و دار و دسته های ارتجاعی اسلامی و در دفاع از سکولاریسم، نمودهای مشخصی از این حرکت گسترده و امیدبخش است. این عکس العمل حق طلبانه و آزادیخواهانه دهها میلیون مردم کارگر و زحمتکش و زنان و جوانانی است که فقر، محرومیت، بی حقوقی و ناامنی تمام عیاری توسط دولت هایحاکم بر این کشورها بر زندگی شان حاکم شده است.این مبارزات تا همین جا ظرفیت عظیم نیروی آزادیخواهی مردم برای ایفای نقش در تحولات سیاسی و ایجاد تغییرات رادیکال و اساسی به نفع اکثریت جامعه را نشان داده و امید تازه ای در میان آنان به وجود آورده است. این مبارزات در صورت تعمیق و سازمانیابی و برخورداری از یک رهبری چپ و رادیکال میتواند ضربه قاطعی به جنبش اسلام سیاسی و دولت ها و جریانهای ارتجاعی مذهبی وارد کند و ورق را در خاورمیانه به نفع مردم و آزادیخواهی و مدنیت و انسانیت برگرداند.

در چنین شرایطی ما امضا کنندگان این بیانیه عزم خود را برای مقابله فعال با نیروها و دولتهای اسلامی و نظام حاکم بر این کشورها و حمایت و تقویت مبارزات توده های مردم منطقه اعلام میداریم. برنامه عمل مشترک ما مبتنی است بر تلاش برای تقویت و تعمیق این مبارزات علیه دولتها و نیروهای اسلامی در کشورهای منطقه، آگاه ساختن افکار عمومی جهان از جنایات آنها و جلب حمایت جهانیان از مبارزات مردم علیه این نیروها.

ما امضا کنندگان این بیانیه از تلاش و مبارزه نیروهای سکولارو آزادیخواه و چپ و کمونیست در کشورهای منطقه حمایت میکنیم.

ما خواهان آن هستیم که:

۱دین از دولت و آموزش و پرورش و نظام قضایی و قوانین جاری جامعه جدا شود. اعتقاد و رفتار دینی هر فرد، امر شخصی و جزء آزادی وجدان فرد محسوب گردد. این اصل باید به طور شفاف و  غیر قابل تفسیر در قانون اساسی و هر سند حقوق پایه ای مردم این جوامع تصریح شود و همه قوانین موجود مغایر آن ملغا اعلام گردد.

۲- تغییر نظام سیاسی حاکم بر جوامع اسلامزده به نظام سیاسی آزاد، برابر و سکولار، یک ضرورت آزادیخواهانه فوری است و ایجاب می کند که نیروهای آزادیخواه، با جدیت و تشریک مساعی برای تحقق آن تلاش کنند.

۳- ما بویژه بر مبرمیت سرنگونی جمهوری اسلامی ایران در راستای به هزیمت کشاندن اسلام سیاسی در خاورمیانه و شمال و مرکز آفریقا تاکید میکنیم.

ما احزاب و سازمانهای چپ وکمونیست امضا کننده این بیانیه آمادگی خود را برای پیشبرد اهداف فوق و شکل دادن به یک حرکت جهانی در دفاع از سکولاریسم و علیه نیروها و دولتهای مذهبی در خاورمیانه و شمال و مرکز آفریقا اعلام میکنیم و همه نیروهای چپ، سکولار و آزادیخواه را به پیوستن به این حرکت فرامیخوانیم.

امضاها:

حزب کمونیست ایران

حزب کمونیست کارگری ایران

حزب کمونیست کارگری ایران -حکمتیست

۳مهر ۱۳۹۴

 

 

کامنت شما

0
terms and condition.
  • No comments found

صد سال پس از انقلاب اکتبر

  • بلشویک ها و ما
    اوضاع برای هیچ حزبی به اندازۀ حزب سوسیال دمکرات رقت انگیز نیست. افرادی که سن وعمرشان قد میدهد می توانند بیاد بیاورند که در سال 1871 کارگران آلمان با چه هیجان نفس گیری منتظر اخباری از اقدامات و روندهای کمون…
  • آیا انقلاب روسیه یک انقلاب بورژوائی است؟
    نوشتۀ
    تاریخ انقلاب روسیه این حقیقت را پایه گذاری کرد که این اولین انقلاب سوسیالیستی و پرولتری بود. این انقلابی پرولتری در کشوری خرده بورژوائی است. به همین دلیل از انقلاب کارگری در کشور هایی مثل انگلستان و آمریکا در این…
  • ماکسیمالیستهای روسی
    بزرگترین خطر یک انقلاب این است: این که این اعتقاد شکل بگیرد که نقطۀ معینی از زندگی جدید یک نقطۀ پایانی است، باید توقف کرد، بازبینی کرد و دستاوردها را تثبیت نمود؛ تا بتوان بالاخره از موفقیت به دست آمده…

کنفرانس اول

به روایت تصویر

  • کاراکاس، نانوائی مینکا، دمکراسی، نان
    کاراکاس، نانوائی مینکا، دمکراسی، نان اقدام دولت در مصادرۀ نانوائی البته با اعتراض اپوزیسیون آزادیخواه و دمکراسی طلب روبرو شد. در یکی از روزهای اول ماه ژوئیه، خوان رکوزن، نمایندۀ پارلمان ونزوئلا و ازرهبران اپوزیسیون در یک سخنرانی در شهر میامی (مرکز ضد انقلاب کوبائی)…
  • ما تسلیم نمی شویم!
    ما تسلیم نمی شویم! ما تسلیم نمی شویم! کاری از گروه موسیقی فرانسوی HK et Les Saltimbanks با زیرنویس فارسی از حزب همبستگی افغانستان
  • نئوف عقاب عنفیات
    نئوف عقاب عنفیات نئوف فقط 16 سال سن داشت. گفتند که او با چاقو به یک شهرک نشین حمله کرده بود. گفتند که یک سرباز زخمی شده است و گذاشتندش بمیرد. مردان اسلحه به دستی که به جای امدادرسانی فاتحانه بر پیکر نیمه…
  • "کودکان مقاومت" یا کودک-سربازانی که اپوزیسیون ارتجاعی ونزوئلا به خدمت می گیرد
    "کودکان مقاومت" یا کودک-سربازانی که اپوزیسیون ارتجاعی ونزوئلا به خدمت می گیرد بنا به گزارش شبکۀ تلویزیونی تله سور اپوزیسیون دست راستی ونزوئلا کودکان فقیر را با اختصاص امکانات مالی و صدقه به عنوان کودک-سربازان به کار می گیرد. در ادبیات این اپوزیسیون از این کودکان به عنوان "کودکان مقاومت" نام برده…
ادامه...

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
      حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
      همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین…

هنر و ادبیات

  • سهم ما از زندگی
    نوشتۀ
    سهم ما از زندگی اسمش ساموئل بود و سفیدی چشماش همیشه به سرخی میزد. آدم یه جورائی ترس داشت تو چشماش خیره بشه، آخه اگر قراره یکی سیاه پوست باشه خوبه که سفیدی چشماش خیره کننده باشه اما چشمای ساموئل سرخ بود. نمیدونستم که…
    Be the first to comment!
  • برف (داستان کوتاه)
    نوشتۀ
    برف (داستان کوتاه) عجب برفی میبارید. ریز و تند و یکنواخت. چهرۀ شهر را کاملاً عوض کرده بود. پا که رو برفها میذاشتم از صدای خِرِپ خِرِپشون کیف میکردم. دلم میخواست گوله برف بازی کنم اما هیچکی تو خیابون نبود. زد به سرم…
    Be the first to comment!
  • من خفته در درون من
    نوشتۀ
    من خفته در درون من  میون یه عده معتاد و دزد و موادفروش، کف دفتر افسرنگهبان نشسته بودم. با خود فکر می‌کردم که دو سه روز دیگه شرکا همه چیز رو راس و ریس و منو از این خراب شده خلاص میکنن. مطمئن بودم که…
    Be the first to comment!
  • هستۀ تلخ
    نوشتۀ
    هستۀ تلخ کورمال کورمال توی تاریکی به دنبال در اطاق میگشتم که فریده دست دراز کرد و مرا از درز در به داخل اطاق کشاند. زیر نور شیری رنگ مهتاب، که از طریق پنجره به درون اطاق می‌تابید، فریده سینه به سینهام…
    Be the first to comment!
  • کارگر، کبک، کمونیست!
    نوشتۀ
    کارگر، کبک، کمونیست!  سال هزار و سیصد و شصت و یک چندین زمستان از شکارچی گری او می گذشت و دیگر در اینکار حسابی حرفه ای عمل می کرد. سورتمه و کیسه و بند و بساطی برای خود تهیه کرده بود که راحت…
    Be the first to comment!
ادامه...

مقالات

صدا و تصویر

Please publish modules in offcanvas position.