نظر خوانندگان

منظور ایشان دیگران بودند و لگد پرانی ایشان به ما؟ شوخی نفرمائید دوست عزیز. خود پاسخ بیست و چند صفحه ...
خیر، هیچ اشتباهی صورت نگرفته، پاراگرافی که در این مقاله آورده شده (حتا اگر در این پهنه ي تمام نشدنیِ...
ممنون از تذکرتان. اما شما اشتباه می کنید. متأسفانه شما هم ته صفی جا گرفته اید که پیش از این بسیار بی...
اگر با دقت مطالعه میفرمودین متوجه این باید میشدین که پاراگرافی که در این متن فرمودین خطاب به شماست، ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق امین درست میگوئید. اول باید کمونیستی وجود داشته باشد تا از او بخواهیم فریاد بزند. به همین ترتی...
چطور میشه فریاد زد؟ در حالی که هیچ نجوایی هم نداریم؟ چطور میشه کاری کرد در حالی که تنهایی؟ امروز خلق...

یادداشت

  • تلاقی دو خط موازی!!
    نوشتۀ
    در رفراندم استقلال کردستان وضع کاملا تغییر کرد. مبلغ جایزه لاتاری آن بقدری اشتها آور بود که این بار ریسک در "خانه" ماندن جایز نبود. اگر در اعتراضات ۸۸ ح ک ک قصد "انقلاب سواری " داشت، خط رسمی در سال ۲۰۱۷ در کردستان به همان نتیجه رسید
    Be the first to comment!
  • کرامت با دولت رفاه به دست نمی آید: در حاشیه اظهارات ابراهیم رئیسی
    نوشتۀ
    ."....."ما باید شرایط معیشتی برای مردم و جوانان عزیزمان فراهم کنیم تا بتوانند زندگی با کرامتی داشته باشند." ... همین حرف ها بود که لج کسی مثل اکبر گنجی را درآورد و به ایشان لقب "آیت الله قتل عام" داد. وگرنه آقای گنجی نه تنها مشکلی با قتل عام ها نداشت، بلکه از سالها پیش کمپین راه انداخته بود که "ببخشیم…
    Be the first to comment!
  • رکود تورمی: پیشنهاداتی برای روش تحقیق
    نوشتۀ
    بر این اساس از همان اول در اصالت علمی چنین مفاهیمی باید شک کرد. آنجائی هم که نظریه پردازانشان چنین مفاهیمی را به قول رفیق "ناقص و تعریف گرایانه" بیان می کنند، روشن می شود که چنین مفاهیمی ساختگی اند. علت این نقصان در تعاریف آن نیست که نظریه پردازان مزبور از اطلاعات کافی برخوردار نبودند، بلکه در آن است…
    Be the first to comment!
  • حداقل دستمزد نباید کمتر از 1/5 حد اکثر درآمد باشد
    نوشتۀ
    شعار "حداقل دستمزد نباید کمتر از 1/5 حد اکثر دستمزد باشد" تنها چاره پاره کردن این دایره بسته و خسته کننده "کارگر بدو، نان بدو" ایست که بورژوازی برای کارگران تدارک دیده است. این شعار نه تنها کارگران را از مجادله تحقیر آمیز و بی پایان تعیین "سبد کالا های ضروری" رها می کند و ابزار "هرکه رقم بیشتری برای…
    8 comments
  • در تکذیب یک افترا
    نوشتۀ
    در سایت رفاقت کارگری مطلبی بر علیه "تدارک کمونیستی" درج شده است به نام "در تدارک دروغ" که در کینه توزی کور مادون سیاسی در نوع خود کم سابقه است.برخورد به این هجویه لزومی ندارد و هر خواننده ی بیغرضی که به ادبیات سیاسی ما و آنها آشنا باشد می تواند به خوبی به عمق خصائل نیکوی دست اندرکاران مطلب مزبور پی…
    1 comment
  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    نوشتۀ
    ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
    Be the first to comment!
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    نوشتۀ
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود.…
    Be the first to comment!
  • قمار سنگین روژآوا
    نوشتۀ
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار…
    Be the first to comment!

اعلام پیوستن به تدارک کمونیستی- جنبش سازمان یابی حزب پرولتاریا

نوشتۀ: علی شمس

من به عنوان یک کمونیست در صدد پیوند زدن آینده سیاسی خود به جریانی بوده ام که امر سازمان دهی طبقاتی برای او جدی است. در صدد یافتن رفقا و ساختن جریانی بوده ام که مبارزه با سرمایه داری و در هم شکستن نظم موجود را به تابعی از گسترش دموکراسی، فمنیسم و حقوق بشر تبدیل نمی کند. و اینک پس از آشنایی با نظرات و مواضع رفقای تدارک کمونیستی تصمیم گرفتم که آینده سیاسی خود را همگام و همراه با این رفقا رقم بزنم. وامیدوارم که بتوانم تجربه بیش از 35 سال فعالیت سیاسی و تشکیلاتی خود را به این طریق در خدمت سازمان یابی طبقه ای قرار دهم که بدان تعلق دارم.

امروز هر کارگر و فعال کمونیستی که از تن دادن به نظم موجود در جهان پرهیز می کند و خود را به سازمان دهی مبارزه پرولتاریا برای در هم شکستن دولت و جامعه سرمایه داری متعهد می داند با دغدغه چگونگی پیشبرد این امر و تعیین جایگاه خود در میان انبوه نیروهایی که خود را چپ، رادیکال و سوسیالیست می دانند مواجه است. در ایران نیز هر مارکسیستی که عمری را به عضویت در یک یا چند سازمان چپ سپری کرده، با نگاهی به پشت سر در می یابد که در سازمانی که در آن عضویت داشته اثری از آرمان کمونیستی، از مارکسیسم و از مبارزه طبقاتی به جای نمانده است.

واقعیت این است که احزاب و سازمانهای چپ خود را از قید مبارزه برای تغییر نظم موجود و در هم شکستن مناسبات سرمایه و تحقق دیکتاتوری پرولتاریا و شوراهای آن خلاص کرده و با پذیرفتن گفتمان های غالب به فعالیت در حوزه گسترش دموکراسی و حقوق بشر و فمنیسم مشغولند و در این راستا به حمایت ازجنبش هایی می پردازند و آماده شرکت در جبهه ها و ائتلافاتی هستند که خود تا یکی دو دهه پیش از تصور آن ننگ داشتند.

پرداختن به جزییات سیاسی و نظری و علل تاریخی این انحطاط جهانی چپ محتاج تقریر مطلبی جداگانه است. همین قدر کافی است که اشاره کنم که مواضع این چپ امروز دیگر نه در تقابل با نظم سرمایه، بلکه در جهت تحکیم آن است. این چپ امروز در بنیادها با لیبرال دموکراسی شریک است. این انحطاط امروز از دید هیچ تحلیلگر سیاسی پنهان نیست. می توان همچون روشنفکران و جریانات چپ چشم ها را بست و خود را از این قاعده مستثنی دانست و حتی این قهقرا را به منزله دموکراتیزه شدن گفتمان سوسیالیستی تلقی نمود!؛ می توان این دوره را گذرا تلقی کرد و منتظر نشست و به تشکیل مجدد اتحادها و مجامع و سازمان های چپ مبادرت نمود و همچنان در حرف سوسیالیست ماند و در عمل مبارزه طبقاتی را به صورت تابعی از کمپین دفاع از زندانیان سیاسی، گسترش دموکراسی و حقوق بشر در آورد، می توان باز هم برای حمایت از هر جنبش ارتجاعی در ایران و سوریه و اوکراین کمپین گذاشت و مقاله نوشت و با هارترین جناح های سرمایه جهانی همسو شد تا شاید از این ماجراها چپ متحد تر و قوی تر بیرون آید! اما هیچ یک از این ادعاها و هیچ یک از این اعمال مانع سقوط سریعتر چپ به قهقرا نخواهند شد. این چپ امروز در خدمت سرمایه است و از آخرین قیود تفکرات رادیکال طبقاتی و مارکسیستی رها شده است. آن جا نیز که حرفی از این مقولات توسط چپ به میان می آید برای یافتن مخاطب یا دفرمه کردن آن ها است.

در این میان بخش اعظم چپ ایران نیز با دخیل بستن به مدرنیسم بورژوایی و دموکراسی و حقوق بشر به توجیه نظم موجود با ادبیاتی سوسیالیستی می پردازد. این بخش دست راستی ترین جنبش های موجود در جهان را انقلاب یا جنبش اعتراضی و مردمی علیه استبداد معرفی می کند و به جای تحلیل مادی و طبقاتی تحولات منطقه خاورمیانه و ایران به توضیح وقایع جاری با توسل به مفاهیم اسلام سیاسی و ارتجاع اسلامی مبادرت می نماید. و برای رهایی از شر اسلامگرایی و هموار کردن راه دموکراسی عملا در کنار بخشی از بورژوازی جهانی قرار می گیرد. بخش کمتر رادیکال این چپ نیز با تواضعی حقیرانه تر نسبت به لیبرال دموکراسی با ژست دوری گزیدن از خشونت مدام به انتخابات و جناحی از حاکمیت دخیل می بندد. بخش پاندولی چپ نیز بین این دو گرایش در گشت و گذار است.

آن چه در این میان به چشم نمی خورد سازمان دهی طبقاتی و کمونیستی است. آن جا نیز که سخنی از این امور می رود یا ژستی است توخالی و یا تلاشی است برای تبدیل زحمتکشان به سیاهی لشکر اردوی سرمایه.

بنابر این از نظر من چپ موجود متاسفانه دیگر جز در حرف بویی از مارکسیسم، انقلاب پرولتاریایی و کمونیسم نبرده است و رادیکالیسم آن نیز از اشتیاق به سرنگونی جمهوری اسلامی فراتر نمی رود. این چپ در بهترین حالت چپ جامعه مدنی است. به نظر من تنها راه پیشبرد مبارزه علیه سرمایه داری در حال حاضر و حتی تنها راه بازگرداندن بخشی از این چپ به مدار مبارزه طبقاتی انقطاع از این چپ و نقد آن به عنوان گرایشی در درون بورژوازی و پیگیری جدی امر سازمان دهی طبقاتی کمونیستی کارگران است.

من به عنوان یک کمونیست در صدد پیوند زدن آینده سیاسی خود به جریانی بوده ام که امر سازمان دهی طبقاتی برای او جدی است. در صدد یافتن رفقا و ساختن جریانی بوده ام که مبارزه با سرمایه داری و در هم شکستن نظم موجود را به تابعی از گسترش دموکراسی، فمنیسم و حقوق بشر تبدیل نمی کند. و اینک پس از آشنایی با نظرات و مواضع رفقای تدارک کمونیستی تصمیم گرفتم که آینده سیاسی خود را همگام و همراه با این رفقا رقم بزنم. وامیدوارم که بتوانم تجربه بیش از 35 سال فعالیت سیاسی و تشکیلاتی خود را به این طریق در خدمت سازمان یابی طبقه ای قرار دهم که بدان تعلق دارم.

 

زنده باد کمونیسم

برقرار باد اتحاد طبقاتی پرولتاریا

  

علی شمس-30.9.2015

کامنت شما

0
terms and condition.
  • No comments found

صد سال پس از انقلاب اکتبر

  • نامه به کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی
    رفقا، شما در این 9 سال تاریخ جهانی عنصر سازمانی و عامل پیشبرد قدرتهای انقلابی همه کشورها بودید. نقشی که شما ایفا کردید با توجه به سطح و عمق اش در تاریخ بشر قابل مقایسه با هیچ چیز دیگری نیست.…
  • بلشویک ها و ما
    اوضاع برای هیچ حزبی به اندازۀ حزب سوسیال دمکرات رقت انگیز نیست. افرادی که سن وعمرشان قد میدهد می توانند بیاد بیاورند که در سال 1871 کارگران آلمان با چه هیجان نفس گیری منتظر اخباری از اقدامات و روندهای کمون…
  • آیا انقلاب روسیه یک انقلاب بورژوائی است؟
    نوشتۀ
    تاریخ انقلاب روسیه این حقیقت را پایه گذاری کرد که این اولین انقلاب سوسیالیستی و پرولتری بود. این انقلابی پرولتری در کشوری خرده بورژوائی است. به همین دلیل از انقلاب کارگری در کشور هایی مثل انگلستان و آمریکا در این…
  • ماکسیمالیستهای روسی
    بزرگترین خطر یک انقلاب این است: این که این اعتقاد شکل بگیرد که نقطۀ معینی از زندگی جدید یک نقطۀ پایانی است، باید توقف کرد، بازبینی کرد و دستاوردها را تثبیت نمود؛ تا بتوان بالاخره از موفقیت به دست آمده…

کنفرانس اول

به روایت تصویر

  • الفبای مارکسیسم: میلیاردرها و مستبدین
    الفبای مارکسیسم: میلیاردرها و مستبدین میلیاردر اول جهان در حالی  که میلیاردر پنجم جهان در هتل لوکس ریتز کارلتون زندانی است به دیدار زندانبان می رود تا قراردادهائی برای آینده ای درخشان منعقد کند.  
  • یقه آبی های هپکو و آذرآب
    یقه آبی های هپکو و آذرآب گزارشاتی تصویری از اوجگیری اعتراضات کارگری در هپکو و آذرآب اراک . یقه آبی ها به خیابان می آیند.
  • کاراکاس، نانوائی مینکا، دمکراسی، نان
    کاراکاس، نانوائی مینکا، دمکراسی، نان اقدام دولت در مصادرۀ نانوائی البته با اعتراض اپوزیسیون آزادیخواه و دمکراسی طلب روبرو شد. در یکی از روزهای اول ماه ژوئیه، خوان رکوزن، نمایندۀ پارلمان ونزوئلا و ازرهبران اپوزیسیون در یک سخنرانی در شهر میامی (مرکز ضد انقلاب کوبائی)…
  • ما تسلیم نمی شویم!
    ما تسلیم نمی شویم! ما تسلیم نمی شویم! کاری از گروه موسیقی فرانسوی HK et Les Saltimbanks با زیرنویس فارسی از حزب همبستگی افغانستان
ادامه...

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
      حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
      همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین…

هنر و ادبیات

  • سهم ما از زندگی
    نوشتۀ
    سهم ما از زندگی اسمش ساموئل بود و سفیدی چشماش همیشه به سرخی میزد. آدم یه جورائی ترس داشت تو چشماش خیره بشه، آخه اگر قراره یکی سیاه پوست باشه خوبه که سفیدی چشماش خیره کننده باشه اما چشمای ساموئل سرخ بود. نمیدونستم که…
    Be the first to comment!
  • برف (داستان کوتاه)
    نوشتۀ
    برف (داستان کوتاه) عجب برفی میبارید. ریز و تند و یکنواخت. چهرۀ شهر را کاملاً عوض کرده بود. پا که رو برفها میذاشتم از صدای خِرِپ خِرِپشون کیف میکردم. دلم میخواست گوله برف بازی کنم اما هیچکی تو خیابون نبود. زد به سرم…
    Be the first to comment!
  • من خفته در درون من
    نوشتۀ
    من خفته در درون من  میون یه عده معتاد و دزد و موادفروش، کف دفتر افسرنگهبان نشسته بودم. با خود فکر می‌کردم که دو سه روز دیگه شرکا همه چیز رو راس و ریس و منو از این خراب شده خلاص میکنن. مطمئن بودم که…
    Be the first to comment!
  • هستۀ تلخ
    نوشتۀ
    هستۀ تلخ کورمال کورمال توی تاریکی به دنبال در اطاق میگشتم که فریده دست دراز کرد و مرا از درز در به داخل اطاق کشاند. زیر نور شیری رنگ مهتاب، که از طریق پنجره به درون اطاق می‌تابید، فریده سینه به سینهام…
    Be the first to comment!
  • کارگر، کبک، کمونیست!
    نوشتۀ
    کارگر، کبک، کمونیست!  سال هزار و سیصد و شصت و یک چندین زمستان از شکارچی گری او می گذشت و دیگر در اینکار حسابی حرفه ای عمل می کرد. سورتمه و کیسه و بند و بساطی برای خود تهیه کرده بود که راحت…
    Be the first to comment!
ادامه...

مقالات

صدا و تصویر

Please publish modules in offcanvas position.