نظر خوانندگان

منظور ایشان دیگران بودند و لگد پرانی ایشان به ما؟ شوخی نفرمائید دوست عزیز. خود پاسخ بیست و چند صفحه ...
خیر، هیچ اشتباهی صورت نگرفته، پاراگرافی که در این مقاله آورده شده (حتا اگر در این پهنه ي تمام نشدنیِ...
ممنون از تذکرتان. اما شما اشتباه می کنید. متأسفانه شما هم ته صفی جا گرفته اید که پیش از این بسیار بی...
اگر با دقت مطالعه میفرمودین متوجه این باید میشدین که پاراگرافی که در این متن فرمودین خطاب به شماست، ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق امین درست میگوئید. اول باید کمونیستی وجود داشته باشد تا از او بخواهیم فریاد بزند. به همین ترتی...
چطور میشه فریاد زد؟ در حالی که هیچ نجوایی هم نداریم؟ چطور میشه کاری کرد در حالی که تنهایی؟ امروز خلق...

یادداشت

  • تلاقی دو خط موازی!!
    نوشتۀ
    در رفراندم استقلال کردستان وضع کاملا تغییر کرد. مبلغ جایزه لاتاری آن بقدری اشتها آور بود که این بار ریسک در "خانه" ماندن جایز نبود. اگر در اعتراضات ۸۸ ح ک ک قصد "انقلاب سواری " داشت، خط رسمی در سال ۲۰۱۷ در کردستان به همان نتیجه رسید
    Be the first to comment!
  • کرامت با دولت رفاه به دست نمی آید: در حاشیه اظهارات ابراهیم رئیسی
    نوشتۀ
    ."....."ما باید شرایط معیشتی برای مردم و جوانان عزیزمان فراهم کنیم تا بتوانند زندگی با کرامتی داشته باشند." ... همین حرف ها بود که لج کسی مثل اکبر گنجی را درآورد و به ایشان لقب "آیت الله قتل عام" داد. وگرنه آقای گنجی نه تنها مشکلی با قتل عام ها نداشت، بلکه از سالها پیش کمپین راه انداخته بود که "ببخشیم…
    Be the first to comment!
  • رکود تورمی: پیشنهاداتی برای روش تحقیق
    نوشتۀ
    بر این اساس از همان اول در اصالت علمی چنین مفاهیمی باید شک کرد. آنجائی هم که نظریه پردازانشان چنین مفاهیمی را به قول رفیق "ناقص و تعریف گرایانه" بیان می کنند، روشن می شود که چنین مفاهیمی ساختگی اند. علت این نقصان در تعاریف آن نیست که نظریه پردازان مزبور از اطلاعات کافی برخوردار نبودند، بلکه در آن است…
    Be the first to comment!
  • حداقل دستمزد نباید کمتر از 1/5 حد اکثر درآمد باشد
    نوشتۀ
    شعار "حداقل دستمزد نباید کمتر از 1/5 حد اکثر دستمزد باشد" تنها چاره پاره کردن این دایره بسته و خسته کننده "کارگر بدو، نان بدو" ایست که بورژوازی برای کارگران تدارک دیده است. این شعار نه تنها کارگران را از مجادله تحقیر آمیز و بی پایان تعیین "سبد کالا های ضروری" رها می کند و ابزار "هرکه رقم بیشتری برای…
    8 comments
  • در تکذیب یک افترا
    نوشتۀ
    در سایت رفاقت کارگری مطلبی بر علیه "تدارک کمونیستی" درج شده است به نام "در تدارک دروغ" که در کینه توزی کور مادون سیاسی در نوع خود کم سابقه است.برخورد به این هجویه لزومی ندارد و هر خواننده ی بیغرضی که به ادبیات سیاسی ما و آنها آشنا باشد می تواند به خوبی به عمق خصائل نیکوی دست اندرکاران مطلب مزبور پی…
    1 comment
  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    نوشتۀ
    ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
    Be the first to comment!
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    نوشتۀ
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود.…
    Be the first to comment!
  • قمار سنگین روژآوا
    نوشتۀ
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار…
    Be the first to comment!

ترقیخواهی که بر شیپور جنگ با روسیه می نوازد: برنی سندرز و گردهمائی مردمی اش

نوشتۀ: جری وایت، نوید پایور

حمایت سندرز از کمپین ضد روسی بیان ماهیت تعلق طبقاتی اش بعنوان  یک سرمایه دار و سیاستمدار امپریالیستی است. او و لیبرالها و نشریات و سازمان های  شبه –چپ که از او حمایت کردند، از سوسیالیستهای دمکراتیک های آمریکا تا مجله نیشن، سازمان انترناسیونالیسم سوسیالیستی، آلترناتیو سوسیالیستی و دیگر سازمان های "چپ" ضد مارکسیست، در حال اجرای یک فریب سیاسی برای سد کردن ظهور یک جنبش انقلابی طبقه کارگراند.

جری وایت

14 ژوئن 2017

یادداشت:

مقالۀ حاضر در رابطه با گردهمایی روز 11 ژوئن طرفداران سندرز و نقد این گردهمائی و سخنرانی شخص سندرز در آن نوشته شده است. لازم است اشاره کنیم آن بخش از نیروی حامی سندرز که نویسنده از آن بعنوان "شبه – چپ" نام می برد همان چپ واقعا موجود دمکراسی طلب آمریکاست. چپی که خود را ترقیخواه می داند و نهایت رادیکالیسمش در تحقق بی قید و شرط تمایلات اندیویدوآلیستی خرده بورژوازی و تابع کردن امر طبقاتی کارگران از آن است. این معادل همان چپ وطنی است که زمانی پا به پا می کرد تا جنبش سیریزا  کلک سرمایه داری را بکند و هنوز جلسات معارفه آلکسیس سیپراس با بانک جهانی تمام نشده دل به پودموس در اسپانیا بست، سپس در گرما گرم میارزه انتخاباتی آمریکا 99% هایش به رهبری سندرز به انقلابش نیرویی تازه بخشید و با کنار رفتن سندرز فعلا سوسیالسم  اش را در زیر پوست حزب کارگر به رهبری جرمی کوربین  پیدا کرده است. عکس گرفتن با رفیق جرمی و ثبت نام در حزب کارگر بعنوان یک تاکتیک انقلابی در تقویت جناح رادیکال آن جزو آخرین دست آورد های همین چپ واقعی است.

ترجمۀ مقاله حاضر به معنای تأئید تمام نظر نویسنده، شامل ارزیابی خوش بینانۀ پایان مقاله، نیست. عنوان اصلی مقاله "سندرز از جنگ طلبی دمکراتها حمایت کرد" بود. این عنوان این تصور را به دست می داد که سندرز برای اولین بار چنین موضعگیری کرده بود. در حالی که وی پیش از آن نیز اظهارات روشنی در همین زمینه داشت.

نوید پایور

یکشنبه گذشته در شیکاگو " گرد همایی مردمی" که بوسیله جناح برنی سندرز حزب دمکرات سازمان داده شده بود، پایان یافت. این تجمع با حمایت مالی اتحادیه ملی پرستاران ( NNU ) و اتحادیه های دیگری که از کاندیداتوری سندرز در انتخابات رئیس جمهوری سال گذشته حمایت کرده بودند، به همراه چند ین سازمان  لیبرال و شبه – چپ هم خط دمکرات ها انجام شد.

این مراسم از ابتدا تا انتها یک شیادی سیاسی بود. اساس موضوع هایی که در گروه های برسی تحقیق و سخنرانی های عوام پسندانه انجام شد این افسانه بود که حزب دمکرات – حزب بازار بورس و سازمان سیا – می تواند به یک "حزب مردمی " تبدیل شود.

شنبه شب در اظهار نظری،  سندرز مدعی شد مبازره انتخاباتی اش که با تائید نامزدی هیلری کلینتون به نا امیدی انجامید، حزب دمکرات را به طرف چپ متمایل کرد و آنرا مجبور به اتخاذ " مترقی ترین برنامه ها در تاریخ " کرد. این فانتزی در مقابل واقعیت مثل دود به هوا می رود. از زمان انتخاب ترامپ، دمکرات ها بیشتر بطرف راست متمایل شده اند، حمله به رئیس جمهور میلیاردر نه بخاطرلایحه های وحشیانه ریاضتی اش یا حمله به مهاجران و حقوق دمکراتیک، بلکه برای باصطلاح " نرمشش" در برابر روسیه صورت می گیرد.

سندرز به حمایت از کمپین نئو- مک کارتیسم دمکراتها و دستگاه اطلاعاتی نظامی برخاست، که روسیه را مانع اصلی تلاش امپریالسیم آمریکا در تغییر رژیم های سوریه و ایران می دانند. سندرز گفت " برای من عجیب است که رئیس جمهوری داریم که با خود کامه ها و مستبدین راحت تر است تا با رهبران دولت های دمکرات." او گفت " چرا او شیفته پوتین است، کسی که دمکراسی را سرکوب کرده و دمکراسی را در سراسر جهان از جمله مال خودمان را بی ثبات کرده است؟"

سندرز مطابق سیاست مبارزات قبل از انتخابات ریاست جمهوری اش در مطمئن کردن حزب دمکرات، هیچ گونه اشاره ای به سابقه نظامی گری دمکراتها و خطر رویا روئی نظامی با قدرت دوم اتمی جهان نکرد. در عوض او به تکرار این پرداخت که امکان این وجود دارد به مبارزه بر علیه انحصار سیاسی و اقتصادی "طبقه میلیاردر" آمریکا دست زد و هم زمان هم از سیاست های خارجی همان طبقه حمایت کرد.

در سخنرانی یک ساعته او هیچ گونه اشاره ای به کلمه " جنگ "، " کاپیتالیسم "، یا " سوسیالسیم " نشد، سندرز تلقین کرد که تغییرات اساسی جامعه امکان پذیر است اگر جوانان بصورت یک " دمکرات مترقی" تصمیم به شرکت در انتخابات محلی و ایالتی بگیرند. او از این به عنوان " یک انقلاب واقعی" نام برد که این مبارزات انتخاباتی توانست بوجود بیا ورد.

بر طبق گفته سندرز حمایت توده ای در این مبارزات انتخاباتی نه فقط دمکرات ها، بلکه بخش اعظمی از جمهوری خواهان را به قبول عقاید " مترقی" وادار کرد. او گفت " ما در مبارزه فکری پیروز شدیم و به پیروزی ایده ها ادامه خواهیم داد".

او ادامه داد "ما در سالهای اخیر پیشرفت زیادی کرده ایم ایده های مترقی را گسترش داده ایم."  او گفت " بعضی مواقع، تنها کاری که می کنیم به امروز نگاه می کنیم  و فکر می کنیم، بسیار خوب ، این که همان راه همیشه گی است. اما این بار آنطور نیست. ایده هایی که چند سال پیش بنظر رادیکال و غیر قابل حصول می آمدند هم اکنون وسیعآ حمایت می شوند، و در حقیقت، بعضی از آنها هم اکنون که ما صحبت می کنیم به اجرا در آمده اند."

برای نشان دادن مدرک برای این دریای تغییرات سیاسی، سندرز به چندین مقام شهری و ایالتی  دمکرات که حمایت لفظی از اقدامات ملایم رفرمیستی ، شامل ازدیاد حد اقل دستمزد و پوشش درمانی ایالتی کرده بودند اشاره کرد. او هم چنین به انتخاب " دمکرات های مترقی" در نیویورک، می سی سی پی، پنسیلوانیا و جاهای دیگر اشاره کرد.

سندرز به انتخابات هفته گذشته انگلستان اشاره کرد، که حزب کارگر 29 کرسی دیگر در پارلمان بدست آورد، با این گفته " جنبش عدالت اقتصادی، اجتماعی، تبعیض نژادی و محیط زیستی در سطح جهان در حال گسترش است." او گفت رهبر حزب کارگر جرمی کوربین این تعداد کرسی اضافی را " نه بخاطر تمایل را ست و سازش کاری بیشتر، بلکه بخاطر ضدیت با الیت حاکم انگلستان بدست آورد."

همان طور که سندرز در کمپین خودش، که در آن 13 ملیون رای با ادعای این که او یک " سوسیال دمکرات " و رهبر یک "انقلاب سیاسی بر علیه طبقه میلیاردرها" است بدست آورد، حمایت همگانی از کوربین به دلیل رشد رادیکالیزاسیون سیاسی در بین کارگران و مخصوصا جوانان در دوران رشد انفجار گونه نابرابری اجتماعی و بی اعتباری کل سیستم سیاسی است. کوربین هم به دور از هر مبارزه ای بر علیه طبقۀ حاکم، مثل سندرز، تلاش کرده است این مخالفان اجتماعی را در محدوده یک حزب سیاسی سرمایه داری، و در این مورد حزب کارگر مهار کند.

سندرز اشاره به سطح بزرگی از نارضایتی عمومی در ایالات متحده کرد. "در حالی که در هشت سال گذشته در دوران اوباما اوضاع بهتر شده است،" او ادعا کرد، " ملیون ها نفر وضع شان بدتر شد. به کارگرانی که شغل تولید مناسبی داشتند گفته شد،  ببخشید، ما به چین نقل مکان میکنیم. نصف آمریکائیان مسن چیزی در بانک ندارند. ملیون ها نفر بیمه درمانی ندارند ویا پیش پرداخت زیادی باید بپردازند. خانواده های کارگری در زحمت و آنها نگران فرزندانشان هستند."

" همه جا ، " سندرز ادامه داد، " مردم خشمگین اند. آنها سوال می کنند، آیا کسی درد ما را می فهمد؟ آیا کسی اهمیتی به من و خانواده ام می دهد؟"

با آگاهی از ناراحتی عمومی از صاحبان قدرت و رادیکالیزه شدن میلیون ها جوان و کارگر، سندرز و بقیه سازمان دهنده گان گرد همایی مردمی نگران آنند که حزب دمکرات دیگر قادر نخواهد بود نقش سنتی خود را در کانالیزه کردن، محدود کردن و سرکوب مخالفان و ممانعت از یک جنبش کارگری بر علیه سرمایه داری، ایفا کند.

سندرز این پرسش را به میان کشید که چگونه ممکن است غیر محبوب ترین کاندیدا به ریاست جمهوری برسد؟ و جواب داد "اوانتخابات را برنده نشد، دمکراتها انتخابات را باختند،". او ادامه داد " مدل کنونی و استراتژی حزب دمکرات یک شکست کامل است." "حزب دمکرات احتیاج به یک تغییر اساسی دارد. چیزی که احتیاج دارد باز کردن درهایش بروی جوانان وکارگران و سالمندانی که آماده اند برای عدالت اقتصادی و اجتماعی بجنگند".

" حزب دمکرات باید درک کند در کدام طرف ایستاده است. وآن نمی تواند طرف بازار بورس یا شرکت های نفتی ویا کمپانی های داروسازی  باشد.

سندرز به هیچ عنوان اولین سیاست مدار خر رنگ کنی نیست که با این دروغ دوره گردی می کند که حزب دمکرات می توانست و می تواند در گذشته یا آینده هر چیزی به غیراز حزب سرمایه داران طبقه حاکم باشد. او بهر حال یکی از باتجربه ترین این نوع است، با بودن چهار دهه درآن، دوره ای که او با استفاده از چهره "سوسیالیسم" و "استقلال" پوشش چپ مورد احتیاج دمکرات ها را تأمین کرد. او مدت 30 سال در کنگره مشغول ارائه این خدمت برای طبقه حاکم بود، و حالا سخاوتمندانه پاداشش داده شد، نه فقط اعتبار سیاسی و توجه مطبوعاتی، بلکه همچنین یک درآمد نا قابل یک میلیون دلاری در سال گذشته.

در حقیقت، حزب دمکرات مدت ها قبل هر گونه سیاست اصلاح اجتماعی را رها کرد و در چهار دهه گذشته مشغول معاهدات تازه و لغو طرح مبارزه برنامه های فقر زدایی بود. این حزب حرکت به راست را ادامه می دهد ونه به چپ.

حزب دمکرات هیچ گونه حرفی برای گفتن در باره بزرگترین حمله به برنامه های رفاه اجتماعی در تاریخ، ندارد. آنها جلسات بازخواست کنگره در مورد تخریب بیمه سلامتی و یا حقوق دمکراتیک توسط ترامپ را در خواست نکرده اند. در عوض، آنها جلسات باز خواست کنگره برای فشار آوردن وحتی برکناری ترامپ ترتیب داده اند تا طبقه حاکم آمریکا بتواند سیاست تهاجمی اش را بر علیه روسیه، از جمله آمادگی برای جنگ را، تشدید کند.

حمایت سندرز از کمپین ضد روسی بیان ماهیت تعلق طبقاتی اش بعنوان  یک سرمایه دار و سیاستمدار امپریالیستی است.

او و لیبرالها و نشریات و سازمان های  شبه –چپ که از او حمایت کردند، از سوسیالیستهای دمکراتیک های آمریکا تا مجله نیشن، سازمان انترناسیونالیسم سوسیالیستی، آلترناتیو سوسیالیستی و دیگر سازمان های "چپ" ضد مارکسیست، در حال اجرای یک فریب سیاسی برای سد کردن ظهور یک جنبش انقلابی طبقه کارگراند.

بعضی از این نیرو ها سندرز را تشویق میکنند که از حزب دمکرات جدا شود و یک "حزب مردمی" جدید طبق خط جنبش پرو سرمایه داری پودموس اسپانیا یا سیریزای یونان درست کند. که بعد از این که به قدرت رسیدند، بسرعت به تمام قول های ضد ریاضتی خود خیانت کردند و شروع به حمله دست آورد های اجتماعی کردند که فراتر از آنهایی بود که بوسیله محافظه کاران قبلی انجام شد. هردوی پودموس و سیریزا هم نماینده گانی در گرد همایی مردمی داشتند.

در رد جدایی سیاسی از حزب دمکرات، سندرز به واشینگتن پست گفت، " ببینید، به عنوان قدیمی ترین عضو مستقل کنگره، من چیز هایی در مورد آن { حزب سوم } می دانم. جایی که اکنون من نیرو گذاشته ام در تغییر پایه ای و اساسی حزب دمکرات است به یک حزب مردمی مترقی. و ما خواهیم دید به کجا خواهد انجامید."

هرگونه  توهمی که در سندرز باقی بماند با سر بر آوردن جنبش طبق کارگر بخار خواهد شد و کارگران شروع به پیشروی برای آرزوهای خودشان خواهند کرد. آرزوهایی که نمی توانند با جنگ، نابرابری اجتماعی و حفاظت از نظام سرمایه داری سازگار باشند.

http://www.informationclearinghouse.info/47248.htm

کامنت شما

0
terms and condition.
  • No comments found

صد سال پس از انقلاب اکتبر

  • نامه به کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی
    رفقا، شما در این 9 سال تاریخ جهانی عنصر سازمانی و عامل پیشبرد قدرتهای انقلابی همه کشورها بودید. نقشی که شما ایفا کردید با توجه به سطح و عمق اش در تاریخ بشر قابل مقایسه با هیچ چیز دیگری نیست.…
  • بلشویک ها و ما
    اوضاع برای هیچ حزبی به اندازۀ حزب سوسیال دمکرات رقت انگیز نیست. افرادی که سن وعمرشان قد میدهد می توانند بیاد بیاورند که در سال 1871 کارگران آلمان با چه هیجان نفس گیری منتظر اخباری از اقدامات و روندهای کمون…
  • آیا انقلاب روسیه یک انقلاب بورژوائی است؟
    نوشتۀ
    تاریخ انقلاب روسیه این حقیقت را پایه گذاری کرد که این اولین انقلاب سوسیالیستی و پرولتری بود. این انقلابی پرولتری در کشوری خرده بورژوائی است. به همین دلیل از انقلاب کارگری در کشور هایی مثل انگلستان و آمریکا در این…
  • ماکسیمالیستهای روسی
    بزرگترین خطر یک انقلاب این است: این که این اعتقاد شکل بگیرد که نقطۀ معینی از زندگی جدید یک نقطۀ پایانی است، باید توقف کرد، بازبینی کرد و دستاوردها را تثبیت نمود؛ تا بتوان بالاخره از موفقیت به دست آمده…

کنفرانس اول

به روایت تصویر

  • الفبای مارکسیسم: میلیاردرها و مستبدین
    الفبای مارکسیسم: میلیاردرها و مستبدین میلیاردر اول جهان در حالی  که میلیاردر پنجم جهان در هتل لوکس ریتز کارلتون زندانی است به دیدار زندانبان می رود تا قراردادهائی برای آینده ای درخشان منعقد کند.  
  • یقه آبی های هپکو و آذرآب
    یقه آبی های هپکو و آذرآب گزارشاتی تصویری از اوجگیری اعتراضات کارگری در هپکو و آذرآب اراک . یقه آبی ها به خیابان می آیند.
  • کاراکاس، نانوائی مینکا، دمکراسی، نان
    کاراکاس، نانوائی مینکا، دمکراسی، نان اقدام دولت در مصادرۀ نانوائی البته با اعتراض اپوزیسیون آزادیخواه و دمکراسی طلب روبرو شد. در یکی از روزهای اول ماه ژوئیه، خوان رکوزن، نمایندۀ پارلمان ونزوئلا و ازرهبران اپوزیسیون در یک سخنرانی در شهر میامی (مرکز ضد انقلاب کوبائی)…
  • ما تسلیم نمی شویم!
    ما تسلیم نمی شویم! ما تسلیم نمی شویم! کاری از گروه موسیقی فرانسوی HK et Les Saltimbanks با زیرنویس فارسی از حزب همبستگی افغانستان
ادامه...

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
      حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
      همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین…

هنر و ادبیات

  • سهم ما از زندگی
    نوشتۀ
    سهم ما از زندگی اسمش ساموئل بود و سفیدی چشماش همیشه به سرخی میزد. آدم یه جورائی ترس داشت تو چشماش خیره بشه، آخه اگر قراره یکی سیاه پوست باشه خوبه که سفیدی چشماش خیره کننده باشه اما چشمای ساموئل سرخ بود. نمیدونستم که…
    Be the first to comment!
  • برف (داستان کوتاه)
    نوشتۀ
    برف (داستان کوتاه) عجب برفی میبارید. ریز و تند و یکنواخت. چهرۀ شهر را کاملاً عوض کرده بود. پا که رو برفها میذاشتم از صدای خِرِپ خِرِپشون کیف میکردم. دلم میخواست گوله برف بازی کنم اما هیچکی تو خیابون نبود. زد به سرم…
    Be the first to comment!
  • من خفته در درون من
    نوشتۀ
    من خفته در درون من  میون یه عده معتاد و دزد و موادفروش، کف دفتر افسرنگهبان نشسته بودم. با خود فکر می‌کردم که دو سه روز دیگه شرکا همه چیز رو راس و ریس و منو از این خراب شده خلاص میکنن. مطمئن بودم که…
    Be the first to comment!
  • هستۀ تلخ
    نوشتۀ
    هستۀ تلخ کورمال کورمال توی تاریکی به دنبال در اطاق میگشتم که فریده دست دراز کرد و مرا از درز در به داخل اطاق کشاند. زیر نور شیری رنگ مهتاب، که از طریق پنجره به درون اطاق می‌تابید، فریده سینه به سینهام…
    Be the first to comment!
  • کارگر، کبک، کمونیست!
    نوشتۀ
    کارگر، کبک، کمونیست!  سال هزار و سیصد و شصت و یک چندین زمستان از شکارچی گری او می گذشت و دیگر در اینکار حسابی حرفه ای عمل می کرد. سورتمه و کیسه و بند و بساطی برای خود تهیه کرده بود که راحت…
    Be the first to comment!
ادامه...

مقالات

صدا و تصویر

Please publish modules in offcanvas position.