نظر خوانندگان

منظور ایشان دیگران بودند و لگد پرانی ایشان به ما؟ شوخی نفرمائید دوست عزیز. خود پاسخ بیست و چند صفحه ...
خیر، هیچ اشتباهی صورت نگرفته، پاراگرافی که در این مقاله آورده شده (حتا اگر در این پهنه ي تمام نشدنیِ...
ممنون از تذکرتان. اما شما اشتباه می کنید. متأسفانه شما هم ته صفی جا گرفته اید که پیش از این بسیار بی...
اگر با دقت مطالعه میفرمودین متوجه این باید میشدین که پاراگرافی که در این متن فرمودین خطاب به شماست، ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق امین درست میگوئید. اول باید کمونیستی وجود داشته باشد تا از او بخواهیم فریاد بزند. به همین ترتی...
چطور میشه فریاد زد؟ در حالی که هیچ نجوایی هم نداریم؟ چطور میشه کاری کرد در حالی که تنهایی؟ امروز خلق...

یادداشت

  • تلاقی دو خط موازی!!
    نوشتۀ
    در رفراندم استقلال کردستان وضع کاملا تغییر کرد. مبلغ جایزه لاتاری آن بقدری اشتها آور بود که این بار ریسک در "خانه" ماندن جایز نبود. اگر در اعتراضات ۸۸ ح ک ک قصد "انقلاب سواری " داشت، خط رسمی در سال ۲۰۱۷ در کردستان به همان نتیجه رسید
    Be the first to comment!
  • کرامت با دولت رفاه به دست نمی آید: در حاشیه اظهارات ابراهیم رئیسی
    نوشتۀ
    ."....."ما باید شرایط معیشتی برای مردم و جوانان عزیزمان فراهم کنیم تا بتوانند زندگی با کرامتی داشته باشند." ... همین حرف ها بود که لج کسی مثل اکبر گنجی را درآورد و به ایشان لقب "آیت الله قتل عام" داد. وگرنه آقای گنجی نه تنها مشکلی با قتل عام ها نداشت، بلکه از سالها پیش کمپین راه انداخته بود که "ببخشیم…
    Be the first to comment!
  • رکود تورمی: پیشنهاداتی برای روش تحقیق
    نوشتۀ
    بر این اساس از همان اول در اصالت علمی چنین مفاهیمی باید شک کرد. آنجائی هم که نظریه پردازانشان چنین مفاهیمی را به قول رفیق "ناقص و تعریف گرایانه" بیان می کنند، روشن می شود که چنین مفاهیمی ساختگی اند. علت این نقصان در تعاریف آن نیست که نظریه پردازان مزبور از اطلاعات کافی برخوردار نبودند، بلکه در آن است…
    Be the first to comment!
  • حداقل دستمزد نباید کمتر از 1/5 حد اکثر درآمد باشد
    نوشتۀ
    شعار "حداقل دستمزد نباید کمتر از 1/5 حد اکثر دستمزد باشد" تنها چاره پاره کردن این دایره بسته و خسته کننده "کارگر بدو، نان بدو" ایست که بورژوازی برای کارگران تدارک دیده است. این شعار نه تنها کارگران را از مجادله تحقیر آمیز و بی پایان تعیین "سبد کالا های ضروری" رها می کند و ابزار "هرکه رقم بیشتری برای…
    8 comments
  • در تکذیب یک افترا
    نوشتۀ
    در سایت رفاقت کارگری مطلبی بر علیه "تدارک کمونیستی" درج شده است به نام "در تدارک دروغ" که در کینه توزی کور مادون سیاسی در نوع خود کم سابقه است.برخورد به این هجویه لزومی ندارد و هر خواننده ی بیغرضی که به ادبیات سیاسی ما و آنها آشنا باشد می تواند به خوبی به عمق خصائل نیکوی دست اندرکاران مطلب مزبور پی…
    1 comment
  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    نوشتۀ
    ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
    Be the first to comment!
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    نوشتۀ
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود.…
    Be the first to comment!
  • قمار سنگین روژآوا
    نوشتۀ
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار…
    Be the first to comment!

پاسخ روسیه - 1

آنچه توسط جبهۀ متحد چپ-لیبرال-نئوکان در ماههای اخیر بر علیه ترامپ به اجرا درآمد کمپین نبود، سونامی بود. نه تنها راه رفتن و دست دادن و دست ندادن ترامپ به عنوان شواهد بیماری روانی به کار گرفته شدند، بلکه بیش از آن و با وقاحتی غریب خود او به عنوان جاسوس و آلت دست پوتین معرفی گردید

از همان نخستین لحظۀ وقوع فاجعۀ شیمیائی خان شیخون معلوم بود که تغییری بزرگ در سوریه در حال وقوع است. تغییری که واقعۀ خان شیخون نه آغاز آن، بلکه نقطۀ عطف و لحظۀ ظهور آن بود. تحولات میدانی جبهه های نبرد سوریه در هفته های گذشته به سمت و سویی سیر می کردند که تداوم آنها بدون وارد شدن مؤلفه ای جدید به معنای حذف آرام اما قطعی تمام بلوک متحد غرب و هم پالکی های منطقه ای اش به عنوان فاکتوری تعیین کننده در خاورمیانه بود. این مؤلفه فقط می توانست ورود مستقیم آمریکا به جنگ باشد.

در مرکز این تحولات تثبیت دولت سوریه قرار داشت. اما کدام تحولات؟ نخست و مهم تر از هر چیز پیروزی حلب و بعد از آن تصرف مجدد تدمر (پالمیرا) توسط ارتش سوریه و پیشروی های بی وقفه این ارتش و متحدانش در تقریبا تمامی جبهه های نبرد، بویژه در شرق حلب و نزدیک شدن آرام این نیروها به مراکز اصلی تحت تصرف داعش. این تحولات از زمانی تسهیل شده بود که دولت ترکیه، نا امید از کسب غنائم بزرگ، به نواری محدود در شمال سوریه کفایت کرده و ممانعت از تشکیل یک نوار کردی سرتاسری در شمال سوریه را تنها هدف قابل دستیابی ارزیابی نموده و با چراغ سبز ایران و روسیه مجاهدین مزدور خویش را از ناحیۀ حلب بیرون کشیده و همراه با ارتش خویش به تصرف این مناطق اقدام نمود (در حاشیه: دانستن این نیز جالب است که بنا بر گفتۀ ایلیا ج مغایر، بلاگ نویس صاحب نظر عرب و مطلع از وقایع داخل سوریه، دولت ایران ترغیب کنندۀ دخالت ترکیه در سوریه بود و دولت روسیه را به پذیرش این اقدام قانع کرد. اگر این حقیقت داشته باشد، خود می تواند موضوع بررسی جداگانه ای باشد). اقدامی که پشت درهای منبیج متوقف ماند. در منبیج این ارتش سوریه بود که اکنون با توافق کردها به عنوان حائل بین آنان و ارتش ترکیه قرار می گرفت. و این یعنی باز هم بیشتر به معنای تثبیت دولت مرکزی سوریه و باز تر شدن راه حلی برای سوریۀ واحد.

راه حل سوریۀ واحد اما نمی توانست مورد پذیرش کسانی قرار بگیرد که شش سال پیش کلید جنگ داخلی را زده و در تمام این سالها میلیاردها دلار برای تسلیح و تجهیز انواع ارتشهای مزدوران صرف کرده بودند: از داعش تا جبهه النصره و احرارالشام و نورالدین زنکی و انواع و اقسام جانوران دیگر. مهم تر از همه این که پرسش مربوط به تثبیت دولت مرکزی سوریه مستقیما در گرو این بود که قلمرو این دولت در کجا به پایان خواهد رسید. به عبارت دیگر، با کنار رفتن رژیم چنج اکنون پرسش به این بدل می شد که دولت سوریه از نظر سران نظم جهانی تا چه حد مجاز خواهد بود قلمرو حاکمیت خویش را گسترش دهد. پاسخ نیز روشن بود: هر چه کمتر بهتر.

اکنون یک بار دیگر طرح قدیمی خلافت سنی در شرق سوریه از کشوها بیرون کشیده می شد. با اشغال نوار مرزی شمال سوریه توسط ترکیه، منطقۀ دیگری، هر چند نه چندان بزرگ، از کنترل دولت سوریه خارج می شد. اگر مناطقی در جنوب و جنوب شرقی سوریه نیز به آن اضافه می شد و در ناحیۀ حماه نیز قسمتهائی از خاک سوریه از قلمرو دولتی خارج نگه داشته می شد، لااقل بخشی از اهداف جنگ خونین سوریه تحقق یافته بود. نه تنها مسألۀ بلندیهای اشغالی جولان برای همیشه از دستور خارج می شد، بلکه همچنین با ایجاد منطقۀ حائلی دیگر بین سوریه و اسرائیل امنیت اسرائیل بیش از پیش تضمین بود. علاوه بر این با ایجاد خلافت سنی در مناطق شرق سوریه امکان ارتباطی بین عراق و سوریه نیز برای همیشه تحت کنترل آمریکا قرار می گرفت و راه ارتباط زمینی ایران با سوریه و لبنان از طریق عراق قطع می شد. به همۀ اینها باید پایگاههای نظامی تازه تأسیس آمریکا در مناطق کردنشین را نیز اضافه نمود تا تصویر کاملتری از غنائم کسب شده به دست داده شود. و سرانجام شاید یکی از مهم ترین دستاوردهای این تقسیم بندی را باید در ایجاد امکان احداث خط لولۀ گاز قطر به اروپا از مناطق شرق سوریه و ترکیه دانست که عملا به معنای پایان موقعیت تقریبا انحصاری روسیه در تأمین گاز اروپا می بود.

همۀ این نقشه ها اما طرحهای استراتژیستها بودند. تحولات میدانی اما دینامیسم تازه ای را به وجود می آوردند که با گذشت هر روز پیشبرد این طرحها را با موانعی جدیتر روبرو می کرد. قبل از هر چیز افزایش اعتماد به نفس ارتش سوریه که اکنون پس از شش سال جنگ داخلی و کسب تجارب بسیار با پرداختن بهائی سنگین در شمار یکی از زبده ترین ارتشهای خاورمیانه قرار گرفته است. ارتشی که به یمن آموزشهای مشاورین روسی از انضباطی به مراتب جدیتر برخوردار گشته و از نظر تسلیحاتی نیز به خوبی تجهیز شده است. در کنار آن، روند اضمحلال متحدین جهادی غرب چه در جبهه های شرقی و چه در جبهه های جنوبی و غربی سوریه شتابی نگران کننده به خود می گرفت. جهادی هائی که در سال 2012 و به ویژه در سال 2013 به یمن حمایت بیدریغ ترکیه و قطر و عربستان و دول دمکراتیک غربی به راحتی نیمی از حلب را تصرف کرده و در آستانه تصرف دمشق قرار داشتند، اکنون مناطق تحت کنترل خود را یکی پس از دیگری از دست می دادند و بزرگترین عملیاتهای جنگی آنان (از قبیل حمله به حلب از طریق غرب حلب و منطقۀ زاویه برای باز کردن کریدوری به شرق تحت محاصره و همچنین حملۀ حماه در هفته های اخیر) عملا عملیاتهای ناامیدانه ای بودند که هر بار با تلفات سنگین و شکستهای استراتژیک به پایان می رسیدند.

در روژآوا نیز سیر وقایع آنچنان که مطلوب استراتژیستها بود پیش نمی رفت. نه تنها کردهای روژآوا، این مطمئن ترین متحدین آمریکا، از نظر سیاسی چندان رغبتی به تجزیه سوریه نشان نمی دادند، بلکه برعکس در مقابله با تهدید ترکیه عملا بر همکاریهای خویش با ارتش سوریه و مهم تر از آن بر هماهنگی خویش با روسیه نیز می افزودند. امری که در حمایت روزافزون دیپلماتیک روسیه از روژآوا بازتاب خود را می یافت.

در سطح بین المللی نیز تثبیت دولت مرکزی سوریه از یک سو بازتاب خویش را در گسترش روابط این کشور با کشورهای مهم عربی از قبیل مصر می یافت و از سوی دیگر به موضعگیری هر چه صریح تر چین در دفاع از این دولت می انجامید که در پرتو افزایش تشنجات در دریای چین و شبه جزیره کره به آرامی اما با صراحت مقابله فعال با سیاست غرب در خاورمیانه را در دستور کار خود قرار می داد. امری که در وتوی مشترک قطعنامه های ضد سوری از جانب چین و روسیه در ماههای اخیر به خوبی به نمایش در می آمد.

با مذاکرات آستانا معلوم شده بود که کل غرب از بازی سوریه کنار گذاشته می شود. کابوسی غیر قابل پذیرش برای هژمون جهانی. روسیه اکنون به مبتکر اصلی تحولات خاورمیانه بدل می گردید. نفوذی که اگر از نفوذ دولت شوروی در سالهای اولیه دهه هفتاد قرن بیست بیشتر نباشد، با قطعیت می توان گفت که کمتر از آن نیست. روسیه ای که قرار بود برای تأمین سیادت "پاکس آمریکانا" تحت زعامت غرب قرار بگیرد، اکنون نه تنها ضربه اوکراین را جبران می کرد، بلکه به نوبۀ خود می رفت تا موفق شود که کل غرب را در یکی از کلیدی ترین مناطق جهان به بازیگری درجۀ دو تقلیل دهد. و روشن بود که این وضع نمی توانست ادامه داشته باشد. این نیز روشن بود که نیروهای تاکنون درگیر اردوی تحت حمایت غرب دیگر توان پیشگیری از این تحول را نداشتند. تنها قدرت انبوه نظامی آمریکا بود که می توانست این روند را متوقف کند.

اما در آمریکا اکنون رئیس جمهوری زمام امور را به دست گرفته بود که مخالفت با رژیم چنج و بویژه مخالفت با تهاجم نظامی دولت بوش به عراق از محورهای اصلی مبارزات انتخاباتی وی را تشکیل می داد. رئیس جمهوری که با صراحت از ضرورت همکاری با روسیه بر علیه تروریسم اسلامی سخن می گفت و می رفت تا تمام رشته های دوران پسا جنگ سرد، تمام تلاشها برای محاصرۀ نظامی و به زانو درآوردن روسیه را پنبه کند. برای برون رفت از این وضعیت، باید نخست خود این رئیس جمهور به زانو در می آمد. و چنین نیز شد.

آنچه توسط جبهۀ متحد چپ-لیبرال-نئوکان در ماههای اخیر بر علیه ترامپ به اجرا درآمد کمپین نبود، سونامی بود. نه تنها راه رفتن و دست دادن و دست ندادن ترامپ به عنوان شواهد بیماری روانی به کار گرفته شدند، بلکه بیش از آن و با وقاحتی غریب خود او به عنوان جاسوس و آلت دست پوتین معرفی گردید. جبهۀ متحد بورژوازی ترانس آتلانتیک در اروپا و آمریکا تمام امکانات رزمی خود را به کار گرفت تا نشان دهد که همچنان می تواند رؤیای قرن آمریکائی را تحقق بخشد. اگر در جریان وقایع اوکراین دیپلمات کار کشته ای مثل هنری کیسینجر که خود زمانی طراح خونین ترین جنگها در خاور دور بود دقیقا به علت رویکرد دیپلماتیکش از گردونۀ تعیین سیاست خارج شد، در پایان سال 2016 برژینسکی نیز با ناباوری شاهد آن بود که مجتمع جنگ طلبان و جنگ جویان نئوکان و لیبرال حتی او را نیز کنار گذاشتند. اعلام موضع وی مبنی بر تشنج زدائی در اوکراین دقیقا در مسیری خلاف جهتی قرار داشت که خود وی زمانی در "شطرنج بزرگ" طرح آن را چیده بود: تسلط بر یوراسیا کلید تسلط بر جهان در قرن بیست و یک خواهد بود.

ترامپ نمی توانست در مقابل این سونامی مقاومت کند. او که در آغاز کار مخالفین نئوکان خویش را به آن متهم می کرد که در حال دامن زدن به خطر یک جنگ اتمی با روسیه هستند، تنها سه ماه پس از آغاز زمامداری اش به همان مخالفین می گفت: بسیار خوب می خواهید با روسیه بجنگید؟ خودم این کار را برایتان انجام خواهم داد. چه کسی از من بهتر؟

در هفته های منتهی به واقعۀ خان شیخون همه چیز برای ورود نظامی آمریکا به باتلاق سوریه فراهم می شد. از تحولات میدانی که بالاتر به آن اشاره کردیم تا تحولات در درون و پیرامون کابینه ترامپ. کله پا کردن فلین، مشاور امنیتی ترامپ، اولین پیروزی نئوکان-لیبرالهای شکست خورده در درون کابینه ترامپ را رقم زد. سونامی روس هراسی به چنان تغییری در فضای سیاسی آمریکا انجامید که همه و هر گونه جرائم جنحه و جنائی در مقابل آن ناچیز به نظر می رسید: از تقلب در مبارزات پیشا انتخاباتی حزب دمکرات تا استراق سمع کاندیدای ریاست جمهوری توسط رئیس جمهور حاکم و تا درز مکالمات و مذاکرات عالی ترین مقامات امنیتی در حال خدمت، همه و همه چیز اکنون مجاز بود. در حالی که از رئیس جمهور سابق تا ستون نویسان نیویورک تایمز و واشنگتن پست و سران سازمانهای جاسوسی بدون هیچ گونه ترس و واهمه ای از ارتباطات روسی تیم ترامپ سخن می گفتند و در مقابل اصرار منتقدین بر ارائۀ اسناد به سادگی محرمانه بودن منابع اطلاعاتی خود را مانع از ارائۀ چنین اسنادی می دانستند، اطهار نظر سادۀ رئیس جمهوریخواه کمیسیون امنیت ملی کنگره، دوین نونس، مبنی بر صحت وقوع شنود مکالمات ترامپ توسط کابینه اوباما کافی بود تا مهر داس و چکش بر پیشانی وی حک شود و سرانجام وادار به کناره گیری از پروندۀ تحقیقات دخالت روسیه در انتخابات گردد. با کناره گیری استیو بنن، استراتژیست مورد اعتماد ترامپ و سردبیر سابق پرتال برایت بارت که ترامپ وی را به عنوان وزنه ای در مقابل پریبوس – عامل نئو کانها - وارد کابینه کرده بود، آخرین موانع درغلطیدن خود او بر بستر نئوکانها نیز از سر راه برداشته شده بود. همه شواهد حاکی از وقوع تحولی به نفع جریان نئوکان-لیبرال بود. واقعۀ خان شیخون کلید آن تحول را زد و حملۀ موشکی به پایگاه هوائی الشعیرت نقطۀ آغاز مجدد روندی شد که برای مدت چند ماه متوقف مانده و حتی در جهت خلاف حرکت کرده بود. اکنون همه چیز به پاسخ روسیه بستگی داشت و دارد. پاسخی که در بخش دوم نوشته به آن خواهیم پرداخت.

21 فروردین 96

10 آوریل 2017

کامنت شما

0
terms and condition.
  • No comments found

صد سال پس از انقلاب اکتبر

  • نامه به کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی
    رفقا، شما در این 9 سال تاریخ جهانی عنصر سازمانی و عامل پیشبرد قدرتهای انقلابی همه کشورها بودید. نقشی که شما ایفا کردید با توجه به سطح و عمق اش در تاریخ بشر قابل مقایسه با هیچ چیز دیگری نیست.…
  • بلشویک ها و ما
    اوضاع برای هیچ حزبی به اندازۀ حزب سوسیال دمکرات رقت انگیز نیست. افرادی که سن وعمرشان قد میدهد می توانند بیاد بیاورند که در سال 1871 کارگران آلمان با چه هیجان نفس گیری منتظر اخباری از اقدامات و روندهای کمون…
  • آیا انقلاب روسیه یک انقلاب بورژوائی است؟
    نوشتۀ
    تاریخ انقلاب روسیه این حقیقت را پایه گذاری کرد که این اولین انقلاب سوسیالیستی و پرولتری بود. این انقلابی پرولتری در کشوری خرده بورژوائی است. به همین دلیل از انقلاب کارگری در کشور هایی مثل انگلستان و آمریکا در این…
  • ماکسیمالیستهای روسی
    بزرگترین خطر یک انقلاب این است: این که این اعتقاد شکل بگیرد که نقطۀ معینی از زندگی جدید یک نقطۀ پایانی است، باید توقف کرد، بازبینی کرد و دستاوردها را تثبیت نمود؛ تا بتوان بالاخره از موفقیت به دست آمده…

کنفرانس اول

به روایت تصویر

  • الفبای مارکسیسم: میلیاردرها و مستبدین
    الفبای مارکسیسم: میلیاردرها و مستبدین میلیاردر اول جهان در حالی  که میلیاردر پنجم جهان در هتل لوکس ریتز کارلتون زندانی است به دیدار زندانبان می رود تا قراردادهائی برای آینده ای درخشان منعقد کند.  
  • یقه آبی های هپکو و آذرآب
    یقه آبی های هپکو و آذرآب گزارشاتی تصویری از اوجگیری اعتراضات کارگری در هپکو و آذرآب اراک . یقه آبی ها به خیابان می آیند.
  • کاراکاس، نانوائی مینکا، دمکراسی، نان
    کاراکاس، نانوائی مینکا، دمکراسی، نان اقدام دولت در مصادرۀ نانوائی البته با اعتراض اپوزیسیون آزادیخواه و دمکراسی طلب روبرو شد. در یکی از روزهای اول ماه ژوئیه، خوان رکوزن، نمایندۀ پارلمان ونزوئلا و ازرهبران اپوزیسیون در یک سخنرانی در شهر میامی (مرکز ضد انقلاب کوبائی)…
  • ما تسلیم نمی شویم!
    ما تسلیم نمی شویم! ما تسلیم نمی شویم! کاری از گروه موسیقی فرانسوی HK et Les Saltimbanks با زیرنویس فارسی از حزب همبستگی افغانستان
ادامه...

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
      حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
      همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین…

هنر و ادبیات

  • سهم ما از زندگی
    نوشتۀ
    سهم ما از زندگی اسمش ساموئل بود و سفیدی چشماش همیشه به سرخی میزد. آدم یه جورائی ترس داشت تو چشماش خیره بشه، آخه اگر قراره یکی سیاه پوست باشه خوبه که سفیدی چشماش خیره کننده باشه اما چشمای ساموئل سرخ بود. نمیدونستم که…
    Be the first to comment!
  • برف (داستان کوتاه)
    نوشتۀ
    برف (داستان کوتاه) عجب برفی میبارید. ریز و تند و یکنواخت. چهرۀ شهر را کاملاً عوض کرده بود. پا که رو برفها میذاشتم از صدای خِرِپ خِرِپشون کیف میکردم. دلم میخواست گوله برف بازی کنم اما هیچکی تو خیابون نبود. زد به سرم…
    Be the first to comment!
  • من خفته در درون من
    نوشتۀ
    من خفته در درون من  میون یه عده معتاد و دزد و موادفروش، کف دفتر افسرنگهبان نشسته بودم. با خود فکر می‌کردم که دو سه روز دیگه شرکا همه چیز رو راس و ریس و منو از این خراب شده خلاص میکنن. مطمئن بودم که…
    Be the first to comment!
  • هستۀ تلخ
    نوشتۀ
    هستۀ تلخ کورمال کورمال توی تاریکی به دنبال در اطاق میگشتم که فریده دست دراز کرد و مرا از درز در به داخل اطاق کشاند. زیر نور شیری رنگ مهتاب، که از طریق پنجره به درون اطاق می‌تابید، فریده سینه به سینهام…
    Be the first to comment!
  • کارگر، کبک، کمونیست!
    نوشتۀ
    کارگر، کبک، کمونیست!  سال هزار و سیصد و شصت و یک چندین زمستان از شکارچی گری او می گذشت و دیگر در اینکار حسابی حرفه ای عمل می کرد. سورتمه و کیسه و بند و بساطی برای خود تهیه کرده بود که راحت…
    Be the first to comment!
ادامه...

مقالات

صدا و تصویر

Please publish modules in offcanvas position.