نظر خوانندگان

با سپاس فراوان از لطف و محبت شما بابت پاسخگویی به سوالات. نمیدانم چند نفر کامنتهای درج شده در پای مق...
سلام رفیق امین عزیز با سپاس از لطف، صمیمیت و دلگرمی شما. گاهی همین اندازه از مشارکت هم کفایت می کند ...
با سلام و تشکر ویژه. جناب صمدی دست به کار بزرگی زدید و سلسله مقالات ارزشمند و تحقیقات نابی را منتشر ...
رفیق داریوش عزیز ممنون از توضیحات شما درباره نقل قول لنین. قطعا درست میگوئید که کاربرد مفاهیمی مثل ...
رفیق بهمن از دقت نظرتان و اهمیتی که برای این بحث قائل شدید ممنونم؛ هر چند در برخی موارد با شما مخالف...
تاریخ تاکنونی بشر را فاتحان نوشته اند و تردید در روایت این فاتحان یک پیش شرط دستیابی به آگاهی است. ....

یادداشت

  • کرامت با دولت رفاه به دست نمی آید: در حاشیه اظهارات ابراهیم رئیسی
    نوشتۀ
    ."....."ما باید شرایط معیشتی برای مردم و جوانان عزیزمان فراهم کنیم تا بتوانند زندگی با کرامتی داشته باشند." ... همین حرف ها بود که لج کسی مثل اکبر گنجی را درآورد و به ایشان لقب "آیت الله قتل عام" داد. وگرنه آقای گنجی نه تنها مشکلی با قتل عام ها نداشت، بلکه از سالها پیش کمپین راه انداخته بود که "ببخشیم…
    Be the first to comment!
  • رکود تورمی: پیشنهاداتی برای روش تحقیق
    نوشتۀ
    بر این اساس از همان اول در اصالت علمی چنین مفاهیمی باید شک کرد. آنجائی هم که نظریه پردازانشان چنین مفاهیمی را به قول رفیق "ناقص و تعریف گرایانه" بیان می کنند، روشن می شود که چنین مفاهیمی ساختگی اند. علت این نقصان در تعاریف آن نیست که نظریه پردازان مزبور از اطلاعات کافی برخوردار نبودند، بلکه در آن است…
    Be the first to comment!
  • حداقل دستمزد نباید کمتر از 1/5 حد اکثر درآمد باشد
    نوشتۀ
    شعار "حداقل دستمزد نباید کمتر از 1/5 حد اکثر دستمزد باشد" تنها چاره پاره کردن این دایره بسته و خسته کننده "کارگر بدو، نان بدو" ایست که بورژوازی برای کارگران تدارک دیده است. این شعار نه تنها کارگران را از مجادله تحقیر آمیز و بی پایان تعیین "سبد کالا های ضروری" رها می کند و ابزار "هرکه رقم بیشتری برای…
    8 comments
  • در تکذیب یک افترا
    نوشتۀ
    در سایت رفاقت کارگری مطلبی بر علیه "تدارک کمونیستی" درج شده است به نام "در تدارک دروغ" که در کینه توزی کور مادون سیاسی در نوع خود کم سابقه است.برخورد به این هجویه لزومی ندارد و هر خواننده ی بیغرضی که به ادبیات سیاسی ما و آنها آشنا باشد می تواند به خوبی به عمق خصائل نیکوی دست اندرکاران مطلب مزبور پی…
    1 comment
  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    نوشتۀ
    ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
    Be the first to comment!
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    نوشتۀ
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود.…
    Be the first to comment!
  • قمار سنگین روژآوا
    نوشتۀ
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار…
    Be the first to comment!
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    نوشتۀ
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از…
    Be the first to comment!

کمونیسم و چپ: در ضرورت یک بازبینی پایه ای

نوشتۀ: تدارک کمونیستی

کمونیسم نه زیر مجموعه ای از چپ است و نه می تواند و مجاز است که منشور عملیاتی، تاکتیک و استراتژی خویش را بر اساس نیازهای چپ تدوین کند. کمونیسم نه مسئول تدوین استراتژی برای پیروزی چپ است و نه مسئول وحدت چپ و غلبه بر تشتت و پراکندگی آن. وظیفۀ کمونیسم شکل دادن به صف قدرتمند پرولتاریاست. کمونیسم معاصر فقط و فقط می تواند منتقد رادیکال چپ باشد. این تنها راه نجات آن عناصری در درون چپ نیز هست که به امر طبقۀ کارگر و محرومین جامعه دلبستگی دارند.

کمونیسم و چپ: در ضرورت یک بازبینی پایه ای

1-      پیشروی کمونیسم معاصر در گرو باز تعریف کمونیسم به عنوان جنبش مستقل انتقادی پرولتاریا است. کمونیسم به مثابه انتقاد بنیادی و رادیکال به کلیت نظم حاکم، بیان ارادۀ طبقه ای است که در قعر نظام سرمایه داری قرار گرفته است. کمونیسم جنبش برانداختن نظم حاکم است.

2-      چپ، در مقابل، جنبش انتقادی طبقات میانی جامعه به ناهنجاری های نظم کنونی است؛ چپ جنبش ایجاد تغییر در نظم بر اساس حفظ بنیانهای آن است. چپ بیان آمال و آرزوهای خرده بورژوازی و لایه های ناراضی درون طبقه حاکم است.

3-      از نظر تاریخی چپ در جریان انقلاب فرانسه محصول مشاجرات و منازعات درون طبقۀ حاکم و لایه هائی از خرده بورژوازی بود که به درون دستگاه دولت راه یافته بودند. در هم آمیختگی ایده ها و آرمانهای عدالتخواهانه و منشور بورژوائی در درون چپ، از نظر عملی به معنای در هم آمیختگی صفوف پرولتاریای انقلابی در حال تکوین و انقلابیون درون طبقۀ حاکم بود. انکشاف مبارزه طبقاتی در اروپا نمی توانست به انشقاق در این صفوف منجر نشود. پرولتاریای انقلابی با جنبش کمونیسم به گسستی تاریخی با چپ دست یافت.

4-      با مانیفست کمونیست روند گسست کمونیسم از چپ برای دوره ای تاریخی به فرجام خویش رسید. کمونیسم به عنوان جنبش استقلال سیاسی طبقۀ کارگر و با اهداف و برنامه های اجتماعی مستقل خویش پا به میدان مبارزات طبقاتی گذاشت و چپ به امحاء فرو رفت. بخشهای وسیعی از چپ در اشکال مختلف یا در صفوف سوسیالیستی پرولتاریا قرار گرفتند و یا به جنبشهائی در حاشیۀ جنبش سوسیالیستی طبقۀ کارگر بدل شدند.

5-      در تمام دوران شکوفائی جنبش سوسیالیستی طبقۀ کارگر در نیمۀ دوم قرن نوزده و دهه های نخستین قرن بیست میلادی، تفوق کمونیسم و قدرت پرولتاریای متشکل و آگاه توازن قوای پیشین بین کمونیسم و چپ را دستخوش دگرگونی پایه ای نمود. کمونیسم به عنوان تبلور ارادۀ طبقاتی پرولتاریا نیابت چپ بر پرولتاریا را بر انداخت و آن را در همان موقعیتی قرار داد که شایسته آن بود. چپ به عنوان جنبش خرده بورژوازی ناراضی خشمگین از بورژوازی و هراسان از انقلاب اجتماعی هر چه بیشتر از ایفای نقش مستقل باز ماند. این مبارزۀ بین پرولتاریای انقلابی و ارتجاع سرمایه داری بود که روند تحول مبارزه طبقاتی را رقم می زد. چپ در این مبارزه پاندول بین دو قطب این نبرد را تشکیل می داد. پاندولی که گاهی به این سو و گاهی به آن سو در حال نوسان بود.

6-      با شکست انقلاب آلمان روند جدائی مجدد چپ از کمونیسم آغاز گردید. پایه های نظری این جدائی در قالب انواع مختلف نظریه های نو کانتی و هگلی شکل گرفت و پلاتفرم سیاسی آن نخست در آنارشیسم و سپس در قالب جریانات مختلف چپ درون سوسیال دمکراسی پا به میدان گذاشتند. توان تاریخی انقلاب اکتبر و عمق جابجائی ای که این انقلاب در توازن قوای بین طبقۀ کارگر سوسیالیست و بورژوازی به وجود آورده بود، مانع اصلی در به فرجام رسیدن این روند و ظهور چپ به مثابه مفهومی متکی به خود و جنبش اجتماعی فراگیر می گردید. دسته بندی های متعدد چپ درون بورژوازی هنوز نیازمند به ظهور در هیأت احزاب سوسیالیست و کمونیست بودند.

7-      با شکلگیری دولت رفاه در اروپا و آمریکا پس از جنگ جهانی دوم و اوجگیری جنبشهای استقلال طلبانه در مجموعه ای از کشورهای جهان سوم همزمان با ظهور جنبشهای معروف به جنبشهای نوین اجتماعی در غرب، مبارزه طبقاتی کارگران هر چه بیشتر تحت الشعاع جنبشهائی قرار می گرفت که یا تحقق اهداف همگانی برای کل خلق را دنبال می کردند و یا تأمین منافع لایه های معینی از جامعه را. جنبش کارگری به مثابه جنبش محوری جامعه سرمایه داری جای خویش را به جنبشهای دیگری می داد که لایه های اجتماعی تشکیل دهندۀ آنان از قدرت، تحرک و توان سازماندهی بیشتری برخوردار بودند. چپ اکنون در موقعیتی قرار می گرفت که قدرت پیشین احزاب کمونیستی در رهبری اعتراضات اجتماعی را به چالش می کشید.

8-      با پیدایش نخستین نشانه های شکاف در بلوک معروف به اردوگاه سوسیالیسم در آغاز دهه هشتاد و شکست دولت رفاه در اروپا و قدرتگیری راست تاچریست-ریگانیست، سیاست ورزی چپ که تا آن زمان با مضامین سوسیالیستی وداع نکرده بود، اکنون هر چه بیشتر خود این مضامین سوسیالیستی را به کناری می نهاد. جنبش کارگری نزد چپ به جنبشی در کنار دیگر جنبشهای اجتماعی بدل می گردید. زمان وداع با پرولتاریا فرا رسید. اکنون این "چپ" بود که سوژۀ تغییر نظام به شمار می آمد و نه پرولتاریا. چپی که از انواع شبه سوسیالیسم تا لیبرالیسم  و آنارکولیبرالیسم رادیکال را در بر می گرفت.

9-      وداع چپ با پرولتاریا اما به معنای کنار گذاشتن میراث غنی کمونیسم نبود. تلاش شگرف طبقۀ کارگر کمونیست و دستاوردهای عظیم آن در تمام عرصه های حیات اجتماعی، چنان مهر خویش را بر افکار و آرمانهای عدالتخواهانه کوبیده بود که حذف آن برای هیچ جنبشی که داعیه اصلاح و بهبود وضعیت اکثریت تودۀ مردم را با خود حمل می کرد امکان پذیر نبود. همه و همۀ جنبشهای اجتماعی جدیدی که اکنون به جای جنبش کارگری در مرکز توجه تحولات اجتماعی قرار می گرفتند، برای تبیین خویش و مهم تر از آن برای تحمیل هژمونی خویش بر طبقۀ کارگر، استفاده از میراث تاریخی این طبقه را امری غیر قابل چشم پوشی دانسته و هر یک با دستکاری در این میراث در جهاتی معین آن را در خدمت جنبش خویش به کار گرفتند.

10-  با تحقق هر چه بیشتر اهداف و مطالبات "جنبشهای جدید اجتماعی"، بخشهای وسیعی از چپ نیز هر چه بیشتر به جزئی ادغام شده در نظم مسلط بدل می گردید. چپ که دهه های شصت و هفتاد میلادی در غرب پیشرفته خیابانها را سنگر خود می دانست و در جهان سوم با روشهای پارتیزانی در صدد تحقق اهداف خود بر می آمد، اکنون بیشتر و بیشتر تحقق اهداف خویش از طریق دستگاه موجود دولتی را در دستور کار خویش می گذاشت.

11-  با فروپاشی دیوار برلین و مارش ظفرمندانۀ لیبرالیسم و اعلام پایان تاریخ، چپ نیز اندیویدوآلیسم را به عنوان مبنای ایدئولوژیک هویت خویش قرار می داد. این نقطۀ عطف ایجاد پیوندی استراتژیک بین چپ و طبقۀ حاکم بود. خرده بورژوازی در غیاب طبقۀ کارگر سوسیالیست عزم به تغییر نظم بر مبنای موجودیت فردی خویش را وجهه همت خود قرار داد. تغییر انقلابی نظم و ایجاد "دنیائی دیگر" بدون کسب قدرت سیاسی و بدون پرولتاریا، به مانیفست جنبشی بدل گردید که با نام جنبش آنتی گلوبالیزاسیون از سیاتل آغاز گردید تا در جنبش وال استریت انحلال خویش را به جهان اعلام کند. خرده بورژوا در پایان توهم خویش در غرب به "مالیات توبین" رسید و در ایران به جنبش سبز. کوه موش زائید. فرمانده مارکوس جای خود را به توماس پیکتی داده بود.

12-   با بحران بزرگ سال 2009 - 2008 عطش سرمایه مسلط ترانس آتلانتیک برای سلطۀ هر چه بیشتر بر بازارهای جهانی و رفع موانع حرکت سرمایه در سطح جهانی، مناسبترین بیان ایدئولوژیک خویش را در ایده های جهانشمول چپ یافت که اکنون دیگر نه در رؤیای دنیائی دیگر، بلکه در تحقق این ایده ها بر علیه دول اقتدار گرا معنای واقعی خویش را می یافت: حقوق جهانشمول بشر و تأمین آزادیهای فردی و دمکراسی لیبرالی. در غرب پیشرفته، چپ با مسخ سوسیالیسم آن را به مبارزه برای رفع تبعیضات نژادی و جنسی و رفع موانع تحقق لذت جوئی فردی و مقابله با محافظه کاری کلاسیک تقلیل داده و همزمان با تأکید رادیکال بر دمکراسی و "انتخابات آزاد" و حقوق بشر و "حق تعیین سرنوشت" و مبارزه قاطع با "اقتدارگرائی" و دیکتاتوری، پوشش ایدلئولوژیک و سیاسی لازم را برای تهاجم امپریالیستی به دول ضعیفتر در خدمت سرمایۀ پیروزمند پسا جنگ سردی قرار می داد. بدون نقش مؤثر چپ در سازماندهی نظم امپریالیستی دوران گلوبالیزاسیون، سرمایه داری هیچ گاه قادر نمی شد تودۀ کارگران و محرومین جامعه را اینچنین خلع سلاح کند. قدرتمندترین نظریه پردازان رسانه ها و مسئولین طراز اول ارگانهای بین المللی سرمایه و سیاستمداران طبقۀ حاکمه در این دوران عمدتا از صفوف چپ برخاستند.

13-  در سطح نظری چپ به یمن وسیعترین امکانات بنیادها و نهادها و دانشگاهها و کلان رسانه ها با تولید انبوه نظریات شبه مارکسیستی و پسا مارکسیستی تهاجم به روح انقلابی مارکسیسم و مسخ دستاوردهای نظری آن را به بالاترین سطح رساند. احکام کلیدی مارکسیسم نزد چپ با احکام نوین بورژوائی جایگزین شده و خرده پاره های منفردی از ادبیات مارکسیستی برای ساختمان سیستمهای نظری جدید چپ به کار گرفته شدند. مارکسیسم به عنوان علم انقلاب به دستگاههای متعدد تجزیه شد: فلسفۀ مارکسیستی، جامعه شناسی مارکسیستی، اقتصاد مارکسیستی و فرهنگ و هنر مارکسیستی. وجه مشترک همه و تمام این انواع نظریات فقط و فقط در یک عبارت نهفته است: نفی ضرورت دیکتاتوری پرولتاریا در اشکال مختلف. از نفی آشکار تا مسخ آن.

14-  قدرت سازمانی و امکانات گستردۀ چپ چونان بختکی بر سرنوشت جنبش کارگری چنبره انداخته است. در همۀ نقاط جهان، از جنبشهای جنوب اروپا تا آمریکا و آمریکای لاتین و آسیا، این چپ است که منشور و برنامه های خویش را بر جنبش کارگری تحمیل می کند و در تعیین کننده ترین گرهگاهها این جنبش را به تسلیم و سازش با نظم حاکم وا می دارد. چه از طریق حمایت از فراکسیونهای مسلطش و چه با دفاع از جناح چالشگرش در عرصۀ جهانی. چپ در جهان معاصر همان نقشی را ایفا می کند که سوسیال دمکراسی ضد انقلابی در سالهای دهه بیست قرن پیشین و در مقابله با کمونیسم انقلابی ایفا می نمود.

15-  کمونیسم نه زیر مجموعه ای از چپ است و نه می تواند و مجاز است که منشور عملیاتی، تاکتیک و استراتژی خویش را بر اساس نیازهای چپ تدوین کند. کمونیسم نه مسئول تدوین استراتژی برای پیروزی چپ است و نه مسئول وحدت چپ و غلبه بر تشتت و پراکندگی آن. وظیفۀ کمونیسم شکل دادن به صف قدرتمند پرولتاریاست. کمونیسم معاصر فقط و فقط می تواند منتقد رادیکال چپ باشد. این تنها راه نجات آن عناصری در درون چپ نیز هست که به امر طبقۀ کارگر و محرومین جامعه دلبستگی دارند.

 

کنفرانس اول "تدارک کمونیستی – جنبش برای سازمانیابی حزب پرولتاریا"

آذر 95

دسامبر 2016

 

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

کامنت شما

0
terms and condition.
  • No comments found

صد سال پس از انقلاب اکتبر

  • آیا انقلاب روسیه یک انقلاب بورژوائی است؟
    نوشتۀ
    تاریخ انقلاب روسیه این حقیقت را پایه گذاری کرد که این اولین انقلاب سوسیالیستی و پرولتری بود. این انقلابی پرولتری در کشوری خرده بورژوائی است. به همین دلیل از انقلاب کارگری در کشور هایی مثل انگلستان و آمریکا در این…
  • ماکسیمالیستهای روسی
    بزرگترین خطر یک انقلاب این است: این که این اعتقاد شکل بگیرد که نقطۀ معینی از زندگی جدید یک نقطۀ پایانی است، باید توقف کرد، بازبینی کرد و دستاوردها را تثبیت نمود؛ تا بتوان بالاخره از موفقیت به دست آمده…

کنفرانس اول

به روایت تصویر

  • کاراکاس، نانوائی مینکا، دمکراسی، نان
    کاراکاس، نانوائی مینکا، دمکراسی، نان اقدام دولت در مصادرۀ نانوائی البته با اعتراض اپوزیسیون آزادیخواه و دمکراسی طلب روبرو شد. در یکی از روزهای اول ماه ژوئیه، خوان رکوزن، نمایندۀ پارلمان ونزوئلا و ازرهبران اپوزیسیون در یک سخنرانی در شهر میامی (مرکز ضد انقلاب کوبائی)…
  • ما تسلیم نمی شویم!
    ما تسلیم نمی شویم! ما تسلیم نمی شویم! کاری از گروه موسیقی فرانسوی HK et Les Saltimbanks با زیرنویس فارسی از حزب همبستگی افغانستان
  • نئوف عقاب عنفیات
    نئوف عقاب عنفیات نئوف فقط 16 سال سن داشت. گفتند که او با چاقو به یک شهرک نشین حمله کرده بود. گفتند که یک سرباز زخمی شده است و گذاشتندش بمیرد. مردان اسلحه به دستی که به جای امدادرسانی فاتحانه بر پیکر نیمه…
  • "کودکان مقاومت" یا کودک-سربازانی که اپوزیسیون ارتجاعی ونزوئلا به خدمت می گیرد
    "کودکان مقاومت" یا کودک-سربازانی که اپوزیسیون ارتجاعی ونزوئلا به خدمت می گیرد بنا به گزارش شبکۀ تلویزیونی تله سور اپوزیسیون دست راستی ونزوئلا کودکان فقیر را با اختصاص امکانات مالی و صدقه به عنوان کودک-سربازان به کار می گیرد. در ادبیات این اپوزیسیون از این کودکان به عنوان "کودکان مقاومت" نام برده…
ادامه...

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه…
  • حزب پرولتاریا
      حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده…
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم…
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت…
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
      همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین…

هنر و ادبیات

  • سهم ما از زندگی
    نوشتۀ
    سهم ما از زندگی اسمش ساموئل بود و سفیدی چشماش همیشه به سرخی میزد. آدم یه جورائی ترس داشت تو چشماش خیره بشه، آخه اگر قراره یکی سیاه پوست باشه خوبه که سفیدی چشماش خیره کننده باشه اما چشمای ساموئل سرخ بود. نمیدونستم که…
    Be the first to comment!
  • برف (داستان کوتاه)
    نوشتۀ
    برف (داستان کوتاه) عجب برفی میبارید. ریز و تند و یکنواخت. چهرۀ شهر را کاملاً عوض کرده بود. پا که رو برفها میذاشتم از صدای خِرِپ خِرِپشون کیف میکردم. دلم میخواست گوله برف بازی کنم اما هیچکی تو خیابون نبود. زد به سرم…
    Be the first to comment!
  • من خفته در درون من
    نوشتۀ
    من خفته در درون من  میون یه عده معتاد و دزد و موادفروش، کف دفتر افسرنگهبان نشسته بودم. با خود فکر می‌کردم که دو سه روز دیگه شرکا همه چیز رو راس و ریس و منو از این خراب شده خلاص میکنن. مطمئن بودم که…
    Be the first to comment!
  • هستۀ تلخ
    نوشتۀ
    هستۀ تلخ کورمال کورمال توی تاریکی به دنبال در اطاق میگشتم که فریده دست دراز کرد و مرا از درز در به داخل اطاق کشاند. زیر نور شیری رنگ مهتاب، که از طریق پنجره به درون اطاق می‌تابید، فریده سینه به سینهام…
    Be the first to comment!
  • کارگر، کبک، کمونیست!
    نوشتۀ
    کارگر، کبک، کمونیست!  سال هزار و سیصد و شصت و یک چندین زمستان از شکارچی گری او می گذشت و دیگر در اینکار حسابی حرفه ای عمل می کرد. سورتمه و کیسه و بند و بساطی برای خود تهیه کرده بود که راحت…
    Be the first to comment!
ادامه...

مقالات

صدا و تصویر

Please publish modules in offcanvas position.